
٪۷۰
amusic1983
۱۱۶
مردم میگویند عشق کمیاب است. من خیلی مطمئن نیستم. به نظر من آنچه کمیاب است عشق نیست، بلکه چیزی بهتر از آن است. درک متقابل. اگر طرف مقابلت تو را درک نکند، عشق معنایی ندارد. او فقط عاشق تصوری است که از تو توی ذهنش دارد. او عاشق عشق است، نه عاشق تو. بنابراین، درکشدن مهمتر است. نهتنها درکشدن، بلکه وقتی کسی تو را درک کرد، قدر تو را هم بداند. این چیزی است که اهمیت دارد.
F.Amini
۳۲
تو بدون شک باعث خوشحالی او میشدی، فقط با بودنت.
sarin
۳۲
لحظهای که احساس درماندگی میکنی اغلب همان لحظهای است که به حقیقت پی میبری.
وقتی که همهچیز اشتباه است، نیاز داریم به ته خط برسیم تا بالأخره تغییری رخ بدهد. ما گاهی باید احساس کنیم گیر افتادهایم تا بالأخره دست بجنبانیم و راهی برای خروج پیدا کنیم. وقتی همهچیز آسان است، نمیتوانیم به قدرت واقعی خودمان پی ببریم. تا زمانی که رادیو خراب نباشد، ارزش واقعی موسیقی را نمیفهمیم. گاهی باید همهچیز را خراب کنیم تا بدانیم چطور میشود درستشان کرد.
محسن م.تراکمه
۲۵
وقتی یک کودک میمیرد، دو جور اندوه انسان را عذاب میدهد. اندوه از دست رفتن کسی که بود و اندوه از دست رفتن کسی که میتوانست باشد.
amusic1983
۱۹
در زندگی شخصیمان دنبال این هستیم که بفهمیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. میخواهیم بدانیم عاشق خواهیم شد یا سالم خواهیم ماند یا بهموقع فارغالتحصیل میشویم، شغل خوبی پیدا میکنیم یا حقوق بازنشستگی کافی دریافت میکنیم. ما مسیر ساده و هموار را میخواهیم. دلمان میخواهد همهچیز از قبل مشخص باشد. میخواهیم مطمئن بشویم که همهچیز به خوبی و خوشی تمام میشود. میخواهیم داستان زندگیمان لو برود، آن هم با کمترین اسرار ممکن. اما کجای این جالب است؟ این را از بهترین پیشگوی جهان بشنو: هیچوقت نمیتوان داستان زندگی را لو داد. همیشه یک اثر مشاهدهگر وجود دارد. همیشه متغیری ناشناخته وجود دارد و این متغیر ناشناخته اغلب خودت هستی. توصیهٔ من به تو این است: با آغوش باز به استقبال ناشناختهها برو.
F.Amini
۱۹
آنهدونیا. این واژه تا حالا به گوشت خورده؟ معنایش ناتوانی در احساس لذت است.
فـــــــرشـــــــتــــــــــــه
۱۷
هرچه سنت بالاتر میرود، ترک الگوهای قدیمی دشوارتر میشود.
F.Amini
۱۴
مشکل اصلی زندگی همین است، مگر نه؟ اینکه سعی میکنیم بدون رهاکردن گذشته بهسوی فرداهای جدید قدم برداریم. باید بدانی چهچیز را دودستی بچسبی و چهچیز را رها کنی بدون اینکه خودت را نابود کنی
فـــــــرشـــــــتــــــــــــه
۱۳
اما زمانی که همهٔ آدمها از معجزهٔ یکسانی بهرهمند میشوند، دیگر ارزشش را نمیفهمند و آن را جزء بدیهیات میشمارند.
amusic1983
۱۱
هیچی تصادفی نیست، نه زندگی و نه مرگ. حتی خود تصادفیبودن هم تصادفی نیست. حتی این حقیقت که من و تو اینجا داریم خاک رو به گیاه تبدیل میکنیم هم تصادفی نیست. همهٔ اینها به هم مربوطن. همهچیز بخشیه از این کل. این تاروپود پر از نقشونگار هستی. بهشت جای دیگهای نیست. آدمهایی که از دستشون دادهیم هم جای دیگهای نرفتهن. ما به اونها متصلیم. رشتههای هستی از ما عبور میکنن. منظورم رو میفهمی؟»
F.Amini
۱۰
آنچه شبیه جادو به نظر میرسد صرفاً بخشی از زندگی است که هنوز آن را درک نکردهایم.
Alireza Nazem
۸
ریاضیات نابترین جلوهٔ آرامش و صلح است.
Alireza Nazem
۸
عطر یک گل دیگر برایم فقط یک رایحه نبود، یک زبان بود؛ زبانی که زیبایی زندگی را به رخم میکشید
artemis
۸
اگر میخواهی دنیای جدیدی را ببینی، نیازی نیست سوار سفینه بشوی. فقط باید نگرشت را تغییر بدهی.
Alireza Nazem
۷
دلم برای آن آدمی که در گذشته بودم تنگ شده بود
F.Amini
۷
اینکه بخواهی زندگی مثل یک برگهٔ امتحان باشد (تمیز و منظم و شفاف و کنترلکردنی) زمینهساز ناامیدی است، چون چیزی جز توهم نیست. ما در این جهانیم. برگهٔ امتحان خودمانیم. ما عاملی متغیر در یک جهان ناپایدار در کیهانی همواره درحال انبساط هستیم.
artemis
۷
به گمانم هرچه بود، عجیبتر از متولدشدن نبود. آمدن از نیستی به هستی؛ از هیچ به بود. این احتمالاً معجزهٔ بزرگتری است. اما زمانی که همهٔ آدمها از معجزهٔ یکسانی بهرهمند میشوند، دیگر ارزشش را نمیفهمند و آن را جزء بدیهیات میشمارند. همان بحث قدیمی عرضه و تقاضاست.
فـــــــرشـــــــتــــــــــــه
۷
کسی که عمیقترین اندوهها را تجربه کرده میتواند عالیترین نوع شادی را نیز تجربه کند...
Alireza Nazem
۶
«همهچیز واقعاً جالب و جذاب است به شرطی که به اندازهٔ کافی در آن عمیق بشوید.»
فـــــــرشـــــــتــــــــــــه
۶
«همهچیز واقعاً جالب و جذاب است به شرطی که به اندازهٔ کافی در آن عمیق بشوید.»
کاربر ۹۹۴۹۱۷
۵
من از انسانبودن خسته شدهام. از اینکه موجودی کوچک و بیمقدار باشم که هیچ کاری برای بهبود وضع جهان از دستش برنمیآید دلزدهام. هر کاری غیرممکن به نظر میرسد.
فـــــــرشـــــــتــــــــــــه
۵
«زمانی که گزینههای غیرممکن را حذف کردی، هرچه باقی بماند واقعیت است، هر چقدر هم نامتحمل به نظر برسد.»
کاربر ۵۷۸۲۵۳۶
۵
من از انسانبودن خسته شدهام. از اینکه موجودی کوچک و بیمقدار باشم که هیچ کاری برای بهبود وضع جهان از دستش برنمیآید دلزدهام. هر کاری غیرممکن به نظر میرسد.
Alireza Nazem
۴
یک ترانهٔ زیبا یا یک مجسمهٔ خوشساخت به این دلیل برای ما جذابیت دارند که با چیزی درون ما حرف میزنند.
artemis
۴
عجیب است که ما نمیخواهیم داستانهایی که میخوانیم لو بروند، اما در زندگی شخصیمان دنبال این هستیم که بفهمیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. میخواهیم بدانیم عاشق خواهیم شد یا سالم خواهیم ماند یا بهموقع فارغالتحصیل میشویم، شغل خوبی پیدا میکنیم یا حقوق بازنشستگی کافی دریافت میکنیم. ما مسیر ساده و هموار را میخواهیم. دلمان میخواهد همهچیز از قبل مشخص باشد. میخواهیم مطمئن بشویم که همهچیز به خوبی و خوشی تمام میشود. میخواهیم داستان زندگیمان لو برود، آن هم با کمترین اسرار ممکن. اما کجای این جالب است؟ این را از بهترین پیشگوی جهان بشنو: هیچوقت نمیتوان داستان زندگی را لو داد.
حنای
۴
قبلاً افسردگی را تجربه کرده بودم، اما افسردگی اینشکلی نبود. بهاندازهٔ افسردگی شدید نبود. بیشتر شبیه نوعی فقدان بود.
آتوسا
۴
آدمهایی که عمیقاً دوستشان داریم به عناصر حیاتی زندگیمان تبدیل میشوند.
1ta
۴
سیاست و جامعهشناسی و تاریخ و روانشناسی حاوی حقایقی هستند که باید تفسیرشان کنی. اما در ریاضیات، حقایق به تفسیر نیاز ندارند. هیچ شکوشبههای وجود ندارد. ما در جبر جناح راست و چپ نداریم. نه در هندسه چیزی به نام گناه وجود دارد و نه در مثلثات چیزی با عنوان شرم.
ریاضیات نابترین جلوهٔ آرامش و صلح است
تپولی خواه
۴
تمام عمرم از ظاهر خودم در زمان حال متنفر بودهام و همیشه شکل و قیافهٔ گذشتهٔ خودم را بیشتر دوست داشتهام. قطعاً در آینده یک گریس نودساله وجود خواهد داشت که فکر میکند چرا من ظاهرم را در هفتادودوسالگی دوست نداشتم.
حدیثه
۴
آنهدونیا۱۳. این واژه تا حالا به گوشت خورده؟ معنایش ناتوانی در احساس لذت است.
