معرفی و دانلود کتاب دلایلی برای زنده ماندن + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دلایلی برای زنده ماندنsubscriptionAvailable

کتاب دلایلی برای زنده ماندن

چرا زندگی؟ چرا مرگ نه؟

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶۲۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دلایلی برای زنده ماندن

کتاب دلایلی برای زنده ماندن نوشته مت هیگ است که با ترجمه نازنین فاطمه سوداگر منتشر شده است. 

کتاب دلایلی برای زنده ماندن داستان مبارزه با افسردگی است. مت هیگ در مقدمه کتاب می‌گوید ذهن انسان پدیده‌ای‌ست منحصربه‌فرد. به شیوه‌های منحصربه‌فردی هم دچار اشکال می‌شود. ذهن من نیز دچار اشکال شد، البته به شیوه‌ای متفاوت از اشکالات ذهنی سایر افراد. تجارب ما با تجارب دیگران تا حدودی هم‌پوشانی دارند، اما هرگز به تجارب کاملاً یکسان تبدیل نمی‌شوند. کاربرد اصطلاحاتی همچون افسردگی (یا اضطراب، حملهٔ هراس و وحشت و نیز اختلال وسواس فکری/OCD) می‌تواند کارگشا باشد اما؛ باید توجه کرد که افراد، زیر چتر این عناوین، تجربهٔ کاملاً یکسانی از امور ندارند.

برای هر شخص افسردگی به گونه‌ای متفاوت بروز می‌کند. رنج به شیوه‌های گوناگون و با درجات مختلف خودش را نشان می‌دهد؛ همچنین واکنش‌های متفاوتی را نیز برمی‌انگیزد. بر این اساس اگر قرار باشد تجربیات ما از جهان اطراف تبدیل به کتابی شود که مفید هم واقع شود، تنها کتابی ارزش مطالعه دارد که توسط خود ما نوشته شده باشد.

برای ابتلا به افسردگی یا حملهٔ هراس و وحشت، یا تمایل به خودکشی، حس‌وحال تعریف‌شده‌ای وجود ندارد. این امراض همان‌گونه که در ما بروز پیدا می‌کنند، هستند. درد و رنج همچون یوگاست؛ مسابقه‌ای نیست که اساس آن مبتنی بر رقابت باشد. اما من در طول سال‌های متمادی دریافتم که مطالعهٔ احوالاتِ دیگر رنج‌بُردگانی که نجات یافتند و بر اندوهشان فائق آمدند، مایهٔ تسلایم می‌شود و مرا امیدوار می‌کند. امید دارم که کتاب حاضر نیز همین کارکرد را برای شما داشته باشد.

او که از افسردگی سخت رها پیدا کرده در این کتاب روایت زندگی خودش و مراحل آن را بازگو می‌کند.

خواندن کتاب دلایلی برای زنده ماندن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کسانی که به نوعی با افسردگی در ارتباط هستند پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مت هیگ

متیو هیگ در خانواده‌ای انگلیسی در شفیلد متولد شد و از همان دوران جوانی علاقه‌مند به نوشتن بود. او در دانشگاه هال ادبیات انگلیسی خواند، اما مسیر زندگی‌اش با بحران افسردگی در ۲۴ سالگی تغییر کرد. هیگ از دل این تاریکی به روشنایی نوشتن رسید و کتاب‌هایی نوشت که میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داد. رمان مشهور او، کتابخانه نیمه شب، به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است. آثار دیگری همچون انسان‌ها، چطور زمان را متوقف کنیم، دلایلی برای زنده ماندن و کتاب آرامش نیز از دستاوردهای مهم او به شمار می‌روند.

بخشی از کتاب دلایلی برای زنده ماندن

روزی که «منِ پیشینم» از دنیا رفت را می‌توانم به خاطر بیاورم.

همه‌چیز با یک فکر شروع شد که به ذهنم خطور کرد. در آن بین یک نکته درست از آب درنمی‌آمد. نقطهٔ آغازین همین اندیشه بود؛ پیش از آنکه پی ببرم مسئله دقیقاً چیست. و آنگاه؛ یک یا چند لحظهٔ بعد، احساسی عجیب و غریب در مغزم جان گرفت. در پس سرم، جایی نه‌چندان دور از گردن، حوالی مخچه‌ام فرایندی بیولوژیک شروع شد. ضربان یا تپش شدیدی صورت گرفت که با احساس گزگز همراه بود؛ گویی پروانه‌ای آنجا گیر افتاده بود و پرپر می‌زد. آن زمان هنوز از تأثیرات فیزیکیِ عجیب و غریبِ ناشی از افسردگی و اضطراب آگاه نبودم. فقط فکر می‌کردم نزدیک است بمیرم. سپس قلبم به شدت به تپش افتاد و داشتم قالب تهی می‌کردم. با سرعت هرچه تمام‌تر در حال سقوط بر واقعیتی خفقان‌آور و تیره و تار بودم و بیش از یک سال طول کشید تا دوباره حس کنم به حالت نیمه‌طبیعی برگشته‌ام.

تا پیش از آن لحظه، هیچ درک دقیقی از افسردگی نداشتم جز آنکه مادرم، پس از تولد من، برای مدت کوتاهی به آن دچار بود و اینکه مادربزرگ پدرم، سرانجام خودکشی کرده بود. بنابراین گمان می‌کنم در این زمینه سابقهٔ فامیلی داشته‌ام. اما این پیشینهٔ خانوادگی تا آن زمان چندان تبدیل به دغدغهٔ ذهنی من نشده بود.

بیست‌وچهار ساله بودم، مقیم اسپانیا. در یکی از زیباترین و آرام‌ترین مناطق جزیرهٔ ایبیزا۴ زندگی می‌کردم. ماه سپتامبر بود. هر دو هفته یک‌بار می‌بایست به انگلستان - لندن بازمی‌گشتم؛ به دامن واقعیت. شش سال بود که زندگی دانشجویی و مشاغل تابستانی داشتم. تا جایی که می‌شد دورهٔ بزرگسالی را به تعویق انداخته بودم، اما بزرگسالی همچون تودهٔ ابری پدیدار شده بود و بالای سرم غرشی کرده و بر سرم می‌بارید.

شگفت‌انگیزترین بُعد ذهن آن است که پرهیاهوترین اتفاقات در آن رخ می‌دهد، اما هیچ‌کس دیگری قادر به دیدن آنها نیست. گویی جهان در برابر شما شانه بالا می‌اندازد و اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

از فرط سردرگمی مردمک چشمتان گشاد می‌شود شاید با اطرفیان احساس عدم‌تجانس کنید. ممکن است از شدت تعریق پوستتان برق بیفتد. به هیچ وجه راهی وجود نداشت افرادی که مرا در ویلای محل زندگی‌ام ملاقات می‌کردند پی ببرند که در من چه می‌گذرد. ابداً ممکن نبود جهنم مرموزی که در آن دست و پا می‌زدم را احساس کنند، یا دریابند که چرا مرگ، یک راهکار ویژه و مفید برای من به شمار می‌رود. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دلایلی برای زنده ماندن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدلایلی برای زنده ماندن
عنوان دیگرچرا زندگی؟ چرا مرگ نه؟
موضوعداستان خارجی
نویسندهمت هیگ
مترجمنازنین‌فاطمه سوداگر
انتشاراتانتشارات شمشاد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۱۲/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۷۳-۸۸-۴
تعداد صفحه‌ها۱۹۷ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

وصال
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

طاقچه دوستت داریم. هیچی طاقچه نمیشه، من دوتا اپلیکیشن کتاب دیگه هم نصب کردم ولی پاکشون کردم . حس و حال و شادابی ای که تو طاقچه هست هیچجانیس

۲۲
Bahar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۱

روزای سختی رو می‌گذرونم و این اواخر تمام تلاشم این بود که یه مقدار خودم رو سرگرم کنم تا از این وضع تهوع‌آور دربیام و مسلماً یکی از کارایی که می‌تونستم بکنم کتاب خوندن بود. اتفاقی به این کتاب برخوردم،...بیشتر

۱۱
علیرضا پاشائی راد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

در مقدمه ترجمه ی خوبی داشت همچنین مسئله کتاب و نویسنده یکی از موارد شایع حال حاضر جامعه هست که خوبی توصیف بابت آشنایی و تحلیل خواننده میده همچنین برنامه برای کنترل غول افسردگی داره که امیدوارم کمک زیادی در...بیشتر

۰
ا.منتظری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

به چند دلیل خواندن کتاب را دوست داشتم یکی از آنها درک احساس عزیزانم بود که دچار دورانهایی از افسردگی بوده اند و دیگر کمک گرفتن از کتاب برای یاری کسانی که در این رنج قرار می گیرند غیر از...بیشتر

۱
sumit
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

تا صفحه های ۶۰ به علائم افسردگی در خودش پرداخت که می توانست کمک کنه که تصمیم بگیرید مشکله شما افسردگیه یا یه چیز دیگه وبعد راه حل هاش را ارائه می ده: اینکه کتاب بخونید، سفر کنید، به محل ها...بیشتر

۳
ماراتن
۱۴۰۰/۰۱/۰۳

سال نو مبارک نشر سخاوتمند شمشاد سپاس از هدیه‌ای دیگر 😘

۰
sahar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۵

این کتاب راه حلی آنچنانی برای حل افسردگی نداده ولی بعد از خوندش باعث میشه بفهمیم زمانایی که حالمون خوب نیست یا درگیر افسردگی شدیم و... ، افکاری که به سراغمون میاد و اون لحظه فکر میکنیم داریم خل میشیم...بیشتر

۱
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۶

(۲-۵-[۵]) اگر افسردگی و یا اضطراب دارین حتما این کتاب رو بخونین، فصل های ابتدایی سرگذشت و شرح حال خود نویسنده ست، به هرحال اونا هم برای شناخت بیماریتون کمکتون میکنه، فصل های ۴ و ۵ یه کم کاربردی تره.

۰
💮rosy💮
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۸

مت هیگ عزیزم پیش از این کتاب "کتاب خانه نیمه شب" رو از ایشون خوندم و wow، عالی بود. این کتاب داستان یه برهه نه چندان دلچسب از زندگی نویسندست که با مشکل اختلال مختلط افسردگی-اضطراب دست و پنجه نرم میکنه. دلگرم کننده...بیشتر

۱
💚Book lover💚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

سپاس از طاقچه و نشر شمشاد برای این هدیه💖💖💖 امیدوارم کتابای جدید و بروز رو برای روزای آتی قرار بدید

۰
amirhosseinraei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۵

کتاب دلایلی برای زنده ماندن با وصف زیبا و قلمی فوق العاده کتاب را آغاز می کند اما در طول داستان شاهد کم شدن جذابیت قلم نویسنده می شویم. داستان به دلیل همزادپنداری شخص نویسنده دلنشین تر بوده و به...بیشتر

۱
iman.gity
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

ابتدا به ساکن بگویم که این کتابی با ژانر خودیاری نیست ، بیشتر سرگذشت خود نویسنده است با ابراز حالات پیش آمده برای او... برخلاف نامش کمتر اثری از دلایلی برای زنده ماندن می‌بینیم ، بیشتر توضیح به تفصیل جزئیات افسردگی...بیشتر

۰
Mahi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۵

این کتاب تموم شد(سرکلاس قارچ شناسی :/) از خوندنش حقیقتا لذت بردم. به دلیل اینکه دنبال درمان تو این کتاب نبودم و صرفا میخواستم بخونمش( راستش خیلی وقته فهمیدم مشکل من فقط با دارو حل میشه). با تک تک جملاتش همزاد پنداری میکردم...بیشتر

۰
جو مارچ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۰

"دلایلی برای زنده ماندن" در رابطه با افسردگی و تجربیات خود نویسنده در رابطه با این بیماری و روش هایی که برای رهایی از ان انجام داده صحبت میکنه، بخشی از کتاب مکالمه نویسنده در واقع با "خودش" در غالب...بیشتر

۳
yazdaan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۹

مَت هیگ در تمام نوشته هایش ابتدا بحران افسردگی و اضطراب خود را شرح میدهد،سپس به نقد تکنولوژی و ساختار دنیای مجازی و تاثیر استفاده زیاد آن بر تشدید بیماری های روانی میپردازد سپس از تجربه های شخصی خودش میگوید...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

amirhosseinraei
۸۱۳
اگر تابه‌حال گمان می‌کردید که یک فرد افسرده دلش می‌خواهد شاد باشد و خوشحال، در اشتباه بودید. افسرده‌حالان اصلاً و ابداً به بُعد تجملی شادکامی اهمیتی نمی‌دهند. تنها چیزی که می‌خواهند فقدان رنج است. دلشان می‌خواهد از شر ذهن شوریده و پر تب و تابشان خلاص شوند؛ جایی بروند که افکارشان آتش بگیرند و دود هوا شوند. همانند کسی که دارایی‌های کهنهٔ جهنمی‌اش را به عمد آتش می‌زند تا خاکستر شوند.
احمد رضا
۵۶۲
دلم نمی‌خواست بمیرم، فقط می‌خواستم زنده نمانم! مرگ مرا می‌ترساند.
جو مارچ
۵۴۱
کتاب بخوانید بی‌آنکه به تمام کردن آن بیندیشید. فقط بخوانیدش و از هر واژه، جمله و پاراگراف لذت بجویید. آرزو نکنید کاش زودتر تمام شود و یا کاش هرگز تمام نشود.
Sahar B
۴۲۶
زمان خود درمان‌گر دردهاست.
سورینام
۳۷۷
«و در پایان این ادامهٔ زندگی‌ست که شجاعت بیشتری می‌طلبد، نه خودکشی.» آلبر کامو، از کتاب مرگ خوش
•Nastaran•
۳۷۰
هرچه بیشتر غمگین می‌شدم، کمتر می‌توانستم گریه کنم
Mohammad
۳۱۱
«یه قرن دیگه، همین موقع، هر کسیو که می‌شناسی مرده!»
مستورع
۲۹۰
«فقط چشاتو ببند و نفستو حبس کن. همه‌چیز دوباره قشنگ می‌شه.»
Yasaman
۲۱۸
میان عشق به کتاب و نیاز به آن فاصله زمین تا آسمان است. من در آن برهه به کتاب احتیاج داشتم و کتاب در زندگی من، به منزلهٔ یک شیء تجملی نبود. آنها برای من یک مادهٔ مخدر درجه یک به شمار می‌رفتند.
amirhosseinraei
۱۹۰
فهم افسردگی دشوار است افسردگی نامرئی‌ست. این‌طور نیست که احساس «کمی اندوه» داشته باشید. اصطلاح «کمی اندوه» دقیق و گویا نیست. واژهٔ افسردگی مرا به یاد یک لاستیک پنچرشده می‌اندازد؛ لاستیکی که پاره شده و غیرقابل حرکت است. شاید افسردگی که با اضطراب همراه نیست چنین تعبیری داشته باشد: یک لاستیک پنچر و وامانده از حرکت. اما افسردگی همراه با اضطراب و وحشت به یک جسم پنچر و بی‌حرکت نمی‌ماند. (یک‌بار ملیسا برودر توییت کرده بود: «کدام احمقی این حال را افسردگی می‌خواند و به آن نمی‌گوید: خفاشانی که در سینه‌ام لانه کرده‌اند و بخش اعظمی از آن را در اشغال خود دارند. پ ن: و من فقط ظلمات می‌بینم؟») زمانی که افسردگی به حد اعلای خود برسد، نومیدانه می‌بینید که آرزو داشتید به هر مرض دیگری مبتلا می‌شدید، الّا این مرض.