معرفی و دانلود کتاب هیچ یک حقیقت ندارد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هیچ یک حقیقت ندارد
off
٪۵۰

کتاب هیچ یک حقیقت ندارد

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۷۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
لیزا جوئل، لیلا نظری
انتشارات: 
نشر گویا
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هیچ یک حقیقت ندارد

کتاب الکترونیکی هیچ یک حقیقت ندارد نوشتۀ لیزا جوئل با ترجمۀ لیلا نظری در نشر گویا چاپ شده است. این کتاب یک رمان معمایی و روان‌شناختی است که در قالب داستانی جذاب و پر از تعلیق، به موضوعات رازها، دروغ‌ها، و پیچیدگی‌های روابط انسانی می‌پردازد.

درباره کتاب هیچ یک حقیقت ندارد

داستان کتاب هیچ یک حقیقت ندارد پیرامون دو زن به نام‌های الکسیس و جوزی شکل می‌گیرد که در یک کافه به صورت تصادفی یکدیگر را ملاقات می‌کنند. جوزی که علاقه‌مند به پادکست‌های جنایی است، به الکسیس، که پادکستر موفقی در این حوزه است، پیشنهاد می‌دهد داستان زندگی عجیب خود را روایت کند. اما آنچه به نظر یک داستان ساده و بی‌ضرر می‌آید، به زودی تبدیل به مجموعه‌ای از افشاگری‌ها، پیچش‌ها، و خطراتی می‌شود که زندگی هر دو زن را تغییر می‌دهد.

این رمان با طرح داستانی غیرقابل پیش‌بینی و شخصیت‌هایی پیچیده، به بررسی موضوعات هویت، حقیقت، و تأثیر داستان‌های ساخته‌شده در ذهن افراد بر دیگران می‌پردازد. ترکیب تعلیق روان‌شناختی با روایت‌هایی که به تدریج فاش می‌شوند، از این کتاب اثری پرهیجان ساخته است.کتاب در سطح بین‌المللی بازخوردهای مثبتی دریافت کرده و از آثار موفق لیزا جوئل به شمار می‌آید. سبک نویسنده، که همواره توانسته پیچیدگی‌های روان‌شناختی را با داستان‌های پرکشش ترکیب کند، در این اثر نیز مورد توجه قرار گرفته است.

لیزا جوئل یکی از نویسندگان برجسته انگلیسی است که آثار متعددی در ژانرهای معمایی و روان‌شناختی نوشته است. او با کتاب‌هایی نظیر Then She Was Gone و The Family Upstairs شهرت جهانی یافت و تاکنون آثارش در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های بین‌المللی قرار گرفته است.

کتاب هیچ یک حقیقت ندارد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان رمان‌های معمایی و روان‌شناختی، مخاطبان پادکست‌های جنایی، و افرادی که از روایت‌های پر از تعلیق و پیچش‌های غیرمنتظره لذت می‌برند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب هیچ یک حقیقت ندارد

«جوسی به‌نشانهٔ تأیید سر تکان می‌دهد. امروز تولد چهل‌وپنج سالگی خودش است. باورکردنی نیست. جوان‌تر که بود فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی هرگز فرا نمی‌رسد. فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی یک دنیای دیگر خواهد بود. اما آن هم به‌سرعت از راه رسید و اصلاً هم آن چیزی نبود که فکر می‌کرد. نگاهی به والتر می‌اندازد، به شکوه چهره‌اش که به‌تدریج کمتر شده بود، و با خود می‌اندیشد اوضاع چگونه می بود اگر هیچوقت او را ندیده بود.

سیزده ساله بود که با هم آشنا شدند. والتر کمی از او بزرگ‌تر بود؛ خب درواقع خیلی بزرگ‌تر بود. درآن‌زمان همه از رابطه‌شان شوکه شدند بجز خودش. در نوزده سالگی ازدواج کردند و در بیست‌ودو سالگی یک بچه داشتند. یک بچهٔ دیگر هم در بیست‌وچهار سالگی آمد. زندگی‌ای که روی دور تند زیسته شده بود و حالا، ظاهراً جوسی می‌باید به اوج قله رسیده باشد و آهسته و خرسند از طرف دیگر پایین بیاید، اما خودش حس می‌کرد زندگی‌اش هرگز نقطهٔ اوجی نداشته و بیشتر شبیه مغاکی از آسیب‌های روحی بوده. گودالی که او با هراسی که درونش را به هم می‌پیچید، دائماً آن را دور باطل می‌زد.

والتر اکنون بازنشسته شده است. موها و درصد قابل‌توجهی از شنوایی خود را از دست داده و اوج میانسالی را جایی در سالیان دور و میان منجلاب سفید و داغ پرورش بچه‌ها پشت سر گذاشته است. جایی آن‌قدر دور که حتی نمی‌شد بخاطر آورد در چهل‌وپنج سالگی چه شکلی بوده.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هیچ یک حقیقت ندارد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهیچ یک حقیقت ندارد
عنوان در زبان مبدأNone of this is true
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهلیزا جوئل
مترجملیلا نظری
انتشاراتنشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۳۱۲۱۸۹۰
تعداد صفحه‌ها۳۹۰ صفحه
قیمت کتاب۵۰۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی هیچ یک حقیقت ندارد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۳

داستان جذاب و با کششی بود. از تاثیر کودکی بر روان ادم ها هم نباید چشم پوشی کرد. اینکه رفتار والدین با بچه ها چه حسی در لحظه بهشون میده و تا ابد یادشون میمونه. اینکه مدام بهشون بگن ناخواسته...بیشتر

۰
عباس عرب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۵

با تمام داستان های جنایی که قبلاً خوانده بودم فرق داشت. در نیمه دوم کتاب شدیداً غافلگیر می شوید. نویسنده به خوبی توانست احساسات خواننده را با شخصیت های داستان درگیر کند . مدام از شخصیت ها ی داستان متنفر...بیشتر

۰
لیل آ :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۶

کتاب جالبی بود با ژانر روانشناختی، معمایی و جنایی... از نیمه ی دوم کتاب میشه گفت تقریبا با هر قسمت غافلگیر میشید که در آخرین صفحات، این غافلگیری به اوج خودش میرسه... ولی در نهایت سوال اصلی باقی میمونه که...بیشتر

۰
گیتالی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۰

داستان کشش داره، اما از ابله و احمق بودن شخصیت‌های کتاب حرص می‌خوری. بعضی مسائل بی‌دلیل یا به دلایل احمقانه اتفاق می‌افتن. آخرش هم یک سرهم‌بندی مثلاً غافلگیرانه داره که درنهایت خیلی چیزها روشن نمی‌شه.

۰
Bina
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۰

خیلی عجیب بود! یعنی منظورم اینه که میشه حدس زد جریان زیر سر کی بوده ولی پردازش رمان به نظر من خیلی خوب بود و درک شخصیت جوسی آخر رمان ممکن شد! اما بازم به طیف مخاطب بستگی داره. یکی از...بیشتر

۰
یکتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۴

سبک روایت نویسنده برام جالبه ، اینکه داستان رو طوری مثل مستند های جنایی بنویسی و همه چیز رو طوری جلوه بدی انگار واقعا این ماجرا اتفاق افتاده خیلی جالبه. من اول فکر کردم داستان واقعی بود تا وقتی که...بیشتر

۰
Marzieh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۸

داستان خیلی جذاب هست، از اون داستان ها که دوست داری سریع تموم کنی تا به آخرش برسی. ارزش خوندن داره

۰
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۴/۱۱/۱۳

به نام خدا✨ اول یه انتقاد از ترجمه کتاب دارم که چرا اینقدر بد ترجمه کردن؟ گفتگوی شخصیت ها کتابی ترجمه شده و خوندنش به شدت برام آزار دهنده بود؛ برای همین نسخه زبان اصلیشو خوندم. و اما خود داستان📖 (🔒حاوی مقداری اسپویل🔒) راستش اسم...بیشتر

۲
ملیحه میقانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

کتاب داستان زندگی دو زن را روایت می‌کند که تصادفاً در شب تولد چهل و پنج سالگی‌شان در یک بار یکدیگر را ملاقات می‌کنند. چه می‌شود اگر درهای خانه‌تان را به روی یک غریبه باز کنید؟ داستان به خوبی روایت...بیشتر

۰
کتاب جو 📖🌱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۸

به معنی واقعی کلمه،داستان،"هیچ یک حقیقت ندارد" بود!🙂 وقتی کتاب به پایان میرسه نمیدونی بالاخره چی شد؛ آیا راست میگن؟ یا دروغ؟ یا یه چیزی بینشون... من معمولا دوس دارم همه حقایق برام روشن بشه و تهش بفهمم قضیه دقیقا از چه قراره، اما فکر میکنم...بیشتر

۰
AT
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۸

بسیار پر‌کشش و در نهایت با یک غافلگیری بزرگ مواجه میشید

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۸

داستان پردازی و نحوه روایت بسیار عالی است

۰
1ta
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۵

حقیقت به نظر میاد واقعیتی هست که بستگی داره کی داره تعریفش می‌کنه و چجوری داره سر هم بندیش می‌کنه که احساساتمون رو جریحه دار کنه🤔 در کل توصیه میکنم به خوندنش ؛ ولی باگ هم داره یکجورایی کل شخصیت های...بیشتر

۰
زنبق
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۹

من این کتاب رو دوبار خوندم و الان بعد از بار دوم دارم نظر میدم . سری اول معما برام‌جالب بود و تند تند خوندم که بفهمم چی میشه . دفعه دوم تونستم اروم و با دقت بخونم و دفعه...بیشتر

۰
داریوش مهرابی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۰

عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

کتاب جو 📖🌱
۱۸
جوان‌تر که بود فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی هرگز فرا نمی‌رسد. فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی یک دنیای دیگر خواهد بود. اما آن هم به‌سرعت از راه رسید و اصلاً هم آن چیزی نبود که فکر می‌کرد.
fatemeh zrn
۷
مرگ یک جدایی تروتمیز است. هیچ محدودهٔ خاکستری‌ای وجود ندارد. ابهامی وجود ندارد. به‌نوعی مانند یک بوم سفید است
یکتا
۷
تنها کاری که کرده بود، مراقبت از افرادی بود که دوستشان داشت، تلاش برای کمک به آدم‌ها، و تلاش برای یک آدم خوب بودن.
گل سرخ
۴
از اولین لحظه‌ای که با هم دوست شدند، تمام چیزی که می‌خواست، این بود که والتر را خوشحال کند، همان آدمی باشد که والتر فکر می‌کرد هست، و رویای برآورده‌شدهٔ والتر باشد.
AS4438
۴
مردم چه‌شان شده؟ جدی می‌گویم. بعضی از آدم‌های لعنتی چرا اینجورند؟»
AS4438
۴
گرچه وحشتناک به‌نظر می‌رسد اما مرگْ یک جدایی تروتمیز است. هیچ محدودهٔ خاکستری‌ای وجود ندارد. ابهامی وجود ندارد. به‌نوعی مانند یک بوم سفید است...»
یکتا
۴
می‌توانستم هر لحظه همه‌چیز را تمام کنم، اما گذاشتم جوسی مرا کنترل کند. همه‌اش تقصیر خودم بود. همه‌اش
گل سرخ
۳
تازه الان می‌فهمم چه‌قدر اشتباه می‌کردم. که خودم را از دست یک شخص کنترل‌گر به دست یکی دیگر داده بودم.»
یکتا
۳
همه‌اش همین بود. یک حواس‌پرتی. وقتی بهش بله گفتم، پا روی غریزه و عقلم گذاشتم و گمانم عمداً این‌کار را کردم چون مدت‌های طولانی بود که هوش و غریزه درونی‌ام را دنبال کرده و تصمیم‌های درست گرفته بودم و انگار بخشی از وجودم می‌خواست ببیند اگر این دو را نادیده بگیرم چه می‌شود. ببینم آیا جسور و بی‌باک هستم.
شیوا
۳
جوان‌تر که بود فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی هرگز فرا نمی‌رسد. فکر می‌کرد چهل‌وپنج سالگی یک دنیای دیگر خواهد بود. اما آن هم به‌سرعت از راه رسید و اصلاً هم آن چیزی نبود که فکر می‌کرد.