معرفی کتاب دوباره
کتاب دوباره نوشتهی میچ آلبوم با ترجمهی ایلناز شیرعلیان و ترگل شیرعلیان، اثری است که نشر گویا آن را منتشر کرده است. این کتاب داستان مردی به نام آلفی را روایت میکند که از کودکی متوجه میشود قدرتی عجیب دارد: میتواند هر اتفاقی را در زندگیاش یک بار دیگر تجربه کند و مسیرش را تغییر دهد. روایت کتاب در قالب دفترچهای به رئیس او نوشته شده و با نگاهی به گذشته و حال، به بررسی تأثیر این موهبت و محدودیتهای آن بر زندگی، عشق و انتخابهای آلفی میپردازد. داستان با روایتی صمیمی و جزئینگر، از کودکی آلفی در آفریقا تا بزرگسالی و ماجراهای عاشقانه و خانوادگی او را دنبال میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دوباره
کتاب دوباره اثر میچ آلبوم، داستانی است دربارهی فرصتهای دوباره، پشیمانیها و تأثیر انتخابها بر سرنوشت انسان. روایت کتاب از زبان آلفی، مردی که قدرت بازگشت به گذشته و تجربهی دوبارهی لحظات زندگیاش را دارد، شکل گرفته است. ساختار کتاب به صورت دفترچهای است که آلفی برای رئیس خود مینویسد و در آن خاطرات، تجربیات و راز قدرتش را بازگو میکند. داستان با پیشگفتاری در طوفانی در فیلادلفیا آغاز میشود و سپس به بازجویی آلفی در باهاما و دفترچهی اعترافات او میپردازد. در خلال روایت، خواننده با کودکی آلفی در کنیا، روابط خانوادگی، دوستیها، عشقهای نوجوانی و چالشهای بزرگسالی او آشنا میشود. کتاب با ترکیب عناصر واقعگرایانه و تخیلی، به موضوعاتی مانند مرگ، عشق، فقدان، انتخاب و مسئولیت میپردازد و در عین حال، محدودیتهای قدرت آلفی را نیز به تصویر میکشد. میچ آلبوم در این اثر، با نگاهی انسانی و جزئینگر، دغدغههای عمیق شخصیت اصلی را در مواجهه با گذشته و آینده به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان دوباره
کتاب دوباره داستان زندگی آلفی است؛ مردی که از کودکی متوجه میشود میتواند هر اتفاقی را در زندگیاش یک بار دیگر تجربه کند و مسیرش را تغییر دهد. این قدرت ابتدا در آفریقا و در مواجهه با مرگ مادرش آشکار میشود؛ جایی که آلفی میفهمد نمیتواند سرنوشت را به طور کامل تغییر دهد و برخی اتفاقات، مانند مرگ، اجتنابناپذیرند. او در ادامهی زندگی، از این موهبت برای اصلاح اشتباهات، فرار از موقعیتهای خجالتآور یا خطرناک و حتی کمک به دوستانش استفاده میکند. اما هر بار که گذشته را تغییر میدهد، در نسخهی جدیدی از واقعیت گیر میافتد و فقط خودش خاطرات هر دو تجربه را به یاد میآورد. آلفی در نوجوانی و جوانی با چالشهایی مانند فقدان مادر، ورود نامادری به زندگی، عشقهای نافرجام و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جهان روبهرو میشود. او درمییابد که داشتن فرصت دوباره همیشه به معنای خوشبختی یا اصلاح کامل اشتباهات نیست و گاهی حتی با بهترین نیتها، نمیتوان همه چیز را درست کرد. روایت کتاب با بازجویی آلفی در باهاما و دفترچهای که برای رئیسش مینویسد، پیش میرود و به تدریج راز قدرت او و تأثیر آن بر روابط و انتخابهایش آشکار میشود. دغدغهی اصلی کتاب، معنای واقعی فرصت دوباره، مسئولیت انتخاب و ارزش تجربههای انسانی است.
چرا باید کتاب دوباره را بخوانیم؟
کتاب دوباره با طرح ایدهی جذاب فرصت دوباره برای هر اتفاق، به بررسی عمیق احساسات انسانی، پشیمانیها و آرزوهای اصلاح گذشته میپردازد. روایت صمیمی و جزئینگر آلفی، خواننده را با چالشهای واقعی و درونی شخصیت اصلی همراه میکند و نشان میدهد که حتی با داشتن قدرتی خارقالعاده، زندگی همچنان پر از محدودیت، انتخاب و پیامد است. این کتاب فرصتی برای تأمل دربارهی ارزش لحظات، مسئولیت تصمیمها و معنای واقعی رشد و پذیرش فراهم میکند. همچنین، با روایت خاطرات و روابط انسانی، تصویری ملموس از فرازونشیبهای زندگی ارائه میدهد که میتواند برای بسیاری از مخاطبان قابل لمس و همذاتپندار باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فرصتهای ازدسترفته، پشیمانی از گذشته یا علاقه به داستانهایی با محوریت انتخاب و سرنوشت دارند. همچنین برای علاقهمندان به روایتهای روانشناختی، داستانهای رشد فردی و کسانی که به موضوعات عشق، فقدان و معنای زندگی فکر میکنند، مناسب است.
بخشی از کتاب دوباره
«من از مرگ نمیترسم رئیس. میدانم که همیشه به من میگویی تو را «رئیس» صدا نکنم، اما خب، تو حقوقم را میدهی و فکر میکنم من آدم سنتیای هستم. بههرحال، من نمیترسم. بارها از مرگ فرار کردهام. شاید این حرف اغراقآمیز به نظر برسد، اما اینطور نیست. در طول عمر طولانیام ‒و این مدت بسیار طولانیتر از آن چیزی بوده که کسی بداند‒ در اسپانیا از کوهی به پایین پریدهام، در استرالیا در استخری پر از کوسه شیرجه زدهام، در چین جلوی قطاری که از روبرو میآمد ایستادهام و حتی در جریان یک سرقت از بانک در مکزیک گلوله خوردهام. بیشتر این کارها را انجام دادم تا ببینم چه شکلی است، تا نفس خدا یا شیطان یا هر چیزی را که وقتی این زندگی تمام شود در انتظارم است، حس کنم. هیچکدام از سر شجاعت نبود. میدانستم که زنده خواهم ماند. باور کردن دلیلی که میدانستم زنده میمانم کار دشواری است رئیس؛ اما لطفاً امتحانش کن، چون مدت زیادی در انتظار این لحظه بودم تا همه چیز را به تو بگویم. بسیار خب. حالا میگویم. من میتوانم کارها را دو بار انجام دهم. جدی میگویم. برای هر کاری شانس دوم دارم. دوباره انجامدادن هر کاری. عقبگرد. هر اسمی که میخواهی رویش بگذار. این یک موهبت است. یک قدرت. و هیچ توضیحی برایش وجود ندارد. اما درحالیکه همهٔ انسانها در دنیا باید عواقب اعمال خود را تحمل کنند، من میتوانم کارهایم را خنثی کنم و دوباره امتحانشان کنم. البته شانس بیپایان هم ندارم. نمیتوانم مدام خرابکاری کنم و همهچیز را پاک کنم. نمیتوانم صد بار در یک آزمون شرکت کنم. دو بار. من برای همه چیز دو شانس دارم. مسئله این است که باید با تلاش دومم راهم را انتخاب کنم. راه برگشتی وجود ندارد. در طول این سالها، دریافتهام این بهایی است که برای این هدیهٔ الهی میپردازم. و بهایی است که در عشق پرداختهام.»
حجم
۲۱۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۵ صفحه
حجم
۲۱۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۵ صفحه
