معرفی و دانلود کتاب دلتنگی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دلتنگیsubscriptionAvailable

کتاب دلتنگی

نوع کتاب
۳.۷(از ۹ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات افراز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دلتنگی

«دلتنگی» نوشته آلبرتو موراویا(۱۹۹۰-۱۹۰۷) رمان‌نویس مشهور ایتالیایی است. موراویا در آثارش تصاویر متنوعی از زندگی ایتالیای قرن بیستم را با موشکافی و زبان خاص خود ارایه داده است. این کتاب رمانی عاشقانه است که در عین حال عشقی کثیف را روایت می‌کند.

موراویا در این رمان کشف می‌کند که «نه با تملک چیزها، و نه با تجزیه و تحلیل آنها، که فقط با درک و پذیرش آزادی و استقلال هستی آنهاست که می‌توان ارتباط عمیقی با پدیده‌ها برقرار کرد.» او در جریان رمان و فرآیندی که طی می‌کند، بر این موضوع تأکید می‌ورزد که «به واقعیت عینی نمی‌توان رسید، فقط می‌توان درباره‌اش به تأمل نشست.»

این رمان تصویری موجز از پدیده‌ی عشق در قرن مالیخولیایی بیستم ارائه می‌دهد، از این رو نگاهی نو و بکر به مقوله‌ی عشق نیز هست؛ آدمی، که همیشه در جستجوی ارزش‌های از دست رفته‌اش ناگزیر به سقوط‌های عاطفی و روحی مکرر است؛ آن هم در طی نوعی زندگانی آکنده از دلتنگی و سرگشتگی. از این رو، گویی این رمان تصویری مشترک از تقدیر نومیدانه‌ی انسان در همیشه است؛ که او را دیگر میعادی مقدر نیست.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

روزی که آن مسئله‌ی بی‌رحمانه اتفاق افتاد، تصمیم گرفتم از سسیلیا جدا شوم. بعد، انگار به او گفتم که برای دو هفته به جایی می‌روم. سرانجام، بهانه‌ای پیدا کردم تا از هم جدا شویم. گاهی، پنداری طی آن مدت، اصلاً از دلتنگی در رنج نبودم. دلتنگی، مثل سابق ظاهر نشد. به‌نظرم، این موضوع بستگی خاصی به شخص معشوقه‌ی کوچولویم داشت. به یاد دارم‌که شنیدم، صدای زنگ طنین‌انداز شد. زنگ‌زدنش، به روش شناخته شده‌ای سریع و مردد بود. به سختی نفس محتاطانه‌ی غیر قابل تحملی می‌کشیدم و بعد، با تمام چیزهایی که پس از ورود سسیلیا در آتلیه‌ام گذشت، به نظرم در بی‌حالی احمقانه و گنگی غرق می‌شدم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دلتنگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دلتنگی
موضوع:رمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسنده:آلبرتو موراویا
مترجم:فرامرز ویسی
انتشارات:انتشارات افراز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۷/۰۳/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۵۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۷۶۴۰۹۹۲
تعداد صفحه‌ها:۳۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۰۰۰۰ تومان
برچسب:داستان ایتالیایی، بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Meshkat
۱۳۹۶/۰۹/۱۲

کتابی هست که ارزش یکبار خوندن رو داره . یک عاشقانه روانشناسی که من رو یاد عقاید یک دلقک میندازه.

۰
علی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۹

هعی:) بعضی اوقات نمیدونیم تنها ادمای مرور خاطرات هستیم یا نه ولی عمیقا دوس داریم حداقل برای آخرین بار خداحافظی ای ک در شأن رابطه مون بوده باشه رو داشته باشیم هم من اشتباه داشتم هم تو ولی چیزایی ک از...بیشتر

۱
کافه کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۰

کتابی تقریبا عاشقانه که متن کتاب خیلی جذاب بود ...‌ داستان مادر و پسر و نامزدش .... کتاب سانسور نداشت .....بیشتر شبیه به قصه های انگلیسی قدیمی بود . 👍

۰

بریده‌هایی از کتاب

plato
۸
ایام کودکی، بعد نوجوانی و اولین دوران جوانی‌ام، بی‌آنکه به روی خود بیاورم، توأم با درد و رنج دلتنگی بود. گویی چیزی که این همه مرا عذاب می‌داد، سردردی غیرارادی است که دارو و درمان پزشک لازم دارد.
نازنین بنایی
۵
اغلب دچار این وسوسه و انگیزه می‌شدم که ماشین را از جاده منحرف کنم و با تمام سرعت، آن را به اولین مانعی بکوبم که سر راهم قرار می‌گرفت. این وسوسه‌ی منحصر به فرد، غیرقابل مقاومت و جذاب بود؛ شبیه به انگیزه‌ی بچه‌ای که با طپانچه‌ی پدرش بازی می‌کند، درحالی‌که کس دیگری آن را به شقیقه‌اش می‌گذارد و شلیک می‌کند. من به خودکشی فکر نمی‌کردم، چرا که ایده‌ی خودکشی هرگز در فکر و ذکرم نبود؛ برعکس، این میل مرگ بود که در جسم ضعیف و نگرانم بود. احساس می‌کردم که دست‌هایم به راحتی فرمان را تحت کنترل خود دارد. نیم تکانی کافی بود تا ماشین به دیوار محوطه‌ای یا به درخت چنار سفیدی بخورد و درب و داغان بشود. انگار گفتم که این، وسوسه‌ای غیر قابل مقاومت و شیرین و اطمینان‌بخش بود. فکر کردم با این وسوسه، به آن خوابی فرو می‌روم که گاهی در آن به پوچی وجود خودمان می‌رسیم و خیال می‌کنیم که در برابر آن، مقاومت می‌کنیم و زرنگ هستیم، اما در واقع، در خواب به سر می‌بریم.
نازنین بنایی
۴
گفتم: «عده‌ای هستند که به توت حساسیت دارند، وقتی آن را می‌خورند، بدنشان پر از لکه‌های قرمز رنگی می‌شود. خُب، من هم به پول حساسیت دارم و وجودم را سرخ می‌کند.» لحظه‌ای سکوت شد. آن‌گاه مادرم با لحن مصممی ادامه داد: «خُب، حرف‌هایت شنیدنی است. تو فقیر هستی، اما فقیری هستی که مادر ثروتمندی داری. دست‌کم می‌توانی این قضیه را بفهمی؟»
niloufar.dh
۴
«انسانیت، در برابر یک بی‌تفاوتی از بین نرفتنی، به دو مرحله‌ی بزرگ تقسیم می‌شود: یکی انگیزه‌ای برای کشتن دیگران، و دیگری انگیزه‌ای برای خودکشی.»
پویا پانا
۳
نمی‌توانم تصور کنم که روزی نیاز به مذهب را حس کنم.
نازنین بنایی
۲
در واقع تا حدودی مایل بودم بمیرم تا زندگی نیز بر یک مدار ادامه نداشته باشد.
پویا پانا
۲
چرا می‌خواهی چیزی درباره‌ی تو نپرسم؟ او لحظه‌ای اندیشید و سپس، پاسخ داد: «به دلایلی میل ندارم به تو جواب بدهم.» - یعنی همین‌طور ناگفته بماند؟ - بله. زیرا من یا به تو چیزهایی می‌گویم که حقیقت ندارد و یا خیلی ساده، به تو چیزی می‌گویم که خوشحالت کنم.
🌊tanin
۲
دلتنگی در واقع، از عدم ارتباط با خیلی چیزها به وجود می‌آید. انگار، در این روزها بود که دلتنگی مرا در برگرفت که ارتباط چندان زیادی نیز با خودم نداشتم.
نازنین بنایی
۱
سیگاری خریدم که هیچ نیازی به آن نداشتم، قهوه‌ای گرفتم که هیچ میلی به نوشیدن آن نداشتم و روزنامه‌ای خریدم که برایم جالب نبود و به دیدن نمایشگاه نقاشی رفتم، بی‌آن‌که کنجکاو شوم آن را دنبال کنم. درحالی‌که، احساس می‌کردم که این تفریح و سرگرمی نیست که جسورانه دلتنگی را تغییر می‌دهد، چرا که اغلب اوقات، به عمق برخی چیزها در حین خریدن روزنامه‌ای یا نوشیدن قهوه‌ای یا دیدار از نمایشگاهی، دقت نمی‌کردم.
نازنین بنایی
۱
پس چه چیزی را قبول داری؟ او لحظه‌ای به فکر فرو رفت. بعد با لحن تردیدآمیز و مصممی جواب داد: «هیچ چیز را. اگرچه قبول دارم که این، آن چیزی نبود که بدان فکر می‌کردم. فکر می‌کنم اصلاً چیزی را قبول ندارم. من به چیز اعتقاد ندارم و هرگز به چیزی فکر نمی‌کنم. حالا هم به چیزی اعتقاد ندارم. من به چیزهای ممکن فکر می‌کنم، نه به مذهب. هرچند همیشه هم نمی‌شود به یک چیز فکر کرد. می‌خواهم بگویم که چیزی برایم وجود ندارد. این مذهب نیست که مرا به خودش جذب می‌کند، چون اصلاً برایم وجود ندارد.»