معرفی و دانلود کتاب حماسه، سرآغاز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب حماسه، سرآغاز

کتاب حماسه، سرآغاز

پتش خوارگر؛ جلد اول

نوع کتاب
۴.۸(از ۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آرمان آرین، مژگان کلهر
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حماسه، سرآغاز

کتاب حماسه، سرآغاز نوشتهٔ آرمان آرین و ویراستهٔ مژگان کلهر است. نشر افق این کتاب فانتزی را که جلد اول از پنجگانهٔ «پتش خوارگر» است، روانهٔ بازار کرده است. 

درباره کتاب حماسه، سرآغاز

کتاب حماسه، سرآغاز جلد اول از مجموعهٔ «پتش خوارگر» اثر آرمان آرین است. آرمان آرین به نوشتن کتاب‌های فانتزی بر پایهٔ افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی معروف است. او در این مجموعهٔ پنج‌جلدی برای نخستین‌بار در تاریخ به بازآفرینی فضا و داستان‌های «اَوستا» و «بُندَهِش» پرداخته است. داستان پتش خوارگر در روزگاری که سراسر زمین و هفت کشور به تهاجم عظیم اهریمنان از هر سو گرفتار شده است، روایت می‌شود. «فرهٔ ایزدی» از دست پادشاه گریخته و جهان دچار هرج‌ومرج و آشفتگی شده است. جنگ است که در همه‌جا دیده می‌شود؛ خیر و شر، تباهی و زندگی به نبرد با یکدیگر رفته‌اند. از هر سو اهریمنان وحشتناک و تندخو به روستاها و مردمان حمله می‌کنند و آن‌ها را می‌کشند. دیگر آرامشی باقی نمانده است و هیچ‌کس از بلای اهریمنان در امان نخواهد بود. در این بین افرادی پیدا می‌شوند که به مبارزه با اهریمنان می‌روند، اما این کشت‌وکشتار باید از بیخ‌وبن به پایان برسد. «فرهٔ ایزدی» به فکر چاره میفتد، گروهی کوچک را با خود همراه می‌کند تا رهسپار سفری مهم شود. آن‌ها باید رهسپار یافتن شخصیتی افسانه‌ای به نام «پتش خوآرگر» شوند تا صلح و آرامش را به جهان بازگرداند. آرمان آرین با قلم خود خوانندگان را مجذوب دنیای فانتزی‌اش می‌کند و آن‌ها را تا پایان راه همراه خود می‌سازد.

خواندن کتاب حماسه، سرآغاز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به نوجوانانی که دوستدار رمان فانتزی هستند، پیشنهاد می‌کنیم.

درباره آرمان آرین

آرمان آرین متولد ۱۰ آبان ۱۳۶۰ در تهران است. او سینما خوانده است و علاقهٔ بسیاری به تاریخ دارد. ردپای علاقهٔ او در آثارش به‌وضوح دیده می‌شود. از آثار او می‌توان به سه‌گانهٔ «پارسیان و من»، سه‌گانهٔ «اشوزدنگهه»، سه‌گانهٔ «آیندهٔ کهن» و مجموعهٔ ۲۴ جلدی «شاهنامگ» و پنج‌گانهٔ «پتش خوارگر» اشاره کرد؛ همچنین داستان‌های بلند او عبارتند از «رؤیای باغ سپید»، «تاریک روشنا»، «افسون‌نامه» و «کابوس باغ سیاه». مجموعهٔ «پارسیان و من» که بازآفرینی از شاهنامهٔ فردوسی است، نخستین رمان خیال‌پردازی ایرانی است که بر اساس اسطوره‌ها و تاریخ ایران نوشته شده است. این نویسنده آثاری نیز در زمینهٔ کارهای پژوهشی و تاریخی منتشر کرده است.

بخشی از کتاب حماسه، سرآغاز

«با افسوسی بی‌پایان، کوله‌اش را آورد، نیزه‌اش را شست و بار دیگر چند پاره‌اش کرد و در آن گذاشت. سپس گُرگسرهای مرده را از میان تورش بیرون کشید، روی سینه‌های‌شان نشست و چیزی را که می‌خواست با ظرافت تمام، از آن‌ها و از آن یکی که کنار دریاچه افتاده بود، بیرون کشید... چیزی که در شهر، به اندازهٔ طلا قیمت داشت و او امشب چهار گنج بزرگ به چنگ آورده بود!

بخشی از جگر آن‌ها را که نقره‌فام بود و برخلاف باقی بدن‌شان بوی خوشی داشت، جدا کرد و در کیسه‌ای انداخت. سپس تورش را بادقت بست و کنار دریاچه رفت تا آن را بشوید که صدایی شنید...

گوش‌هایش تیز شدند! دست بر دشنهٔ چهار تیغه‌ای که بر کمرش داشت برد ولی صدا نه از آنِ هیولایی بود که پیش بیاید و نه به هیچ‌یک از آواهای دیگر جنگل شباهت داشت... چیزی بود که از آن قایق خُردشده و خونین برمی‌خاست!

به‌سوی قایق رفت و با دقت به تکه پاشیده‌های درون آن نگاه کرد. بار دیگر که صدا را شنید، مو بر تن‌اش سیخ شد! با شتاب به قایق پرید و چیزها را کنار زد و صدا آشکارتر شد... تکه پارچهٔ سرخ‌رنگی را که بر جعبه‌ای چوبین کشیده شده بود برداشت و چهرهٔ نوزادی پدیدار شد! نوزادی که از شدت گرسنگی و گریه، سرخ و ورم کرده بود و چشمانش را از روشنایی ناگهانی که بر او افتاده بود برهم می‌فشرد. لبان اَپام نَپات به لبخندی گشوده شد و گفت: «عزیزکم! گریه نکن... ببین، دیگر هیچ هیولایی نیست!»

نوزاد بغضش را در چانهٔ کوچکش نهان کرد و بعد چشمان همچون تیله‌اش را کمی‌گشود و با دقت به صدای مرد گوش داد. شکارچی، پارچه‌پیچِ نوزاد را بررسی کرد و گفت: «می‌دانی که همسرم چقدر از دیدن تو خوشحال خواهد شد؟ ما اندکی پیش دخترک‌مان را که درست هم‌سن تو بود از دست دادیم... نامش فِریا بود. حالا اسم تو فِریا می‌شود... خوب است؟!»

نوزاد دهان بی‌دندانش را گشود و دست‌های گوشت‌آلودش را برهم فشرد و به او خندید! مرد با شادی و بغضی که از یافتن ناگهانی دخترک در چهره‌اش دویده بود، او را بوسید. آن‌گاه شاد و مبهوت، نوزاد را همچون بزرگ‌ترین گنجی که تاکنون یافته است، در آغوشش فشرد و در جنگل نیم تاریک ناپدید شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حماسه، سرآغاز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:حماسه، سرآغاز
عنوان دیگر:پتش خوارگر؛ جلد اول
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:آرمان آرین
ویراستار:مژگان کلهر
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۷/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴۳.۵۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۹۹۷۸۹
تعداد صفحه‌ها:۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۳۴۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه پتش خوارگر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Amin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۹

یه داستان فانتزی و حماسی قوی در فضای ایران باستان و حوالی دوران بعد از جمشید و ضحاک ماردوش؛ زمانی که مرز بین دیوها و انسان ها برداشته میشه و... خیلی زیبا بود، پر از فراز و فرودهای هیجان‌انگیز و تعلیق‌های...بیشتر

۰
*sunnǭ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۱

حماسه سرآغاز، سرآغاز بزرگترین حماسه جهان فانتزی است. انقدر بزرگ که حتی ساکنین هاگوارتز یا سرزمین میانه هم را هم انگشت به دهان خیره خواهد کرد. این داستان، وصف یک ابرقهرمان است، مردی که آمده تا نبرد نهایی، نبرد واپس، بزرگترین...بیشتر

۰
علیرضا آرام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۲

قلم نویسنده یعنی آقای آرین بسیار زیبا و ماهرانست. توی کتاب های فانتزی ، کتاب پتش خوارگر تفاوتی با کتاب های بزرگ دنیا نداره و از نظر من خیلی بهتر هم است. از کتاب اول پارسیان و من آقای آرین خیلی...بیشتر

۰
عاطِفہ.ل✫
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۳

زیباترین فانتزی ایرانی که خوندم قطعا همین کتاب بوده :)

۰
محمدحسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۶

به نظرم قلم آرمان آرین اگر از جی آر آر تالکین بهتر نباشه به راحتی تنه به تنه ارباب حلقه ها میزنه

۴
ayda2003
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

از کل داستان جلد اول بگم، داستان در هر فصل روایتی از بخش های مختلف اتفاقات است. روند داستان اصلا کند نیست. ضرب‌اهنگ خیلی خوبی داره و در پایان جلد اول حتما جلد دوم رو میخونین. نیازی به اسپویل نداره، فقط...بیشتر

۰
محمدصادق لطیفی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۱

از جذابی این کتاب هر چی بگم کمه متشکرم از نویسنده عزیز کتاب من عاشق نسخه فیزیکی پک 5 جلدی هستم.

۰
hope
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

شما با یک کتاب اسطوره ای_تخیلی بسیار زیبااا ، روبرو هستید اگر این سبک نوشتار رو دوست دارید این کتاب خوراک شماست چی بگم از متن کتاب؟ خودم با خوندن نمونه متن تشویق به ادامه اش شدم ، به شما هم همین پیشنهاد...بیشتر

۰
کاربر 5342524
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۷

توصیه میکنم حتماً بخونیدش. پشیمون نمیشید.

۰
حسام حاجی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۴

یک فانتزی ایرانی زیبا به همراه شخصیت ها و اسطوره های ایرانی داستانی جذاب و گیرا

۰
ملیکا بنی‌هاشمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

فوق العاده بود؛ خارق العاده و فوق العاده و فرای توصیف.

۰
مینا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

رمان‌خوان نبودم اما قلم پر کشش جناب آرین تا انتهای جلد پنجم منو با خودش پیش برد.

۰
Hadis
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

《مطاله نسخه چاپی》 این کتاب رو برای خواهرم گرفتم و مجبور شدم منم باهاش بخونم. البته کمی که داستان پیش میرفت دیدم به عنوان یک رمان نوجوان واقعا داستان خوب و پرکششیه. برای سنین ۹تا۱۴ پیشنهاد میکنم.

۰
کاربر علی 131313
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

313

۰

بریده‌هایی از کتاب

سمیه جنگی
۴
با خود فکر کرد که باید اکنون برود. اما فکر اینکه هیچ‌کس در هیچ جای جهان، منتظر او نیست دیوانه‌اش می‌کرد و آتشش می‌زد!
Pouria Pourakbari
۳
«غروب در نیزار یک گوی نور دیدم... گفت که به هیچ‌کس نگویم! گفت که پیغامی را باید ببرم... گفت که...» مادر با حیرتی بسیار نگاهش کرد و سپس در وزش باد خنکی که میان درخت‌ها بود بریده‌بریده زمزمه کرد: «چه خوب که گفتی پسرکم! خدا تنهای‌مان نگذاشته... دوباره که آمد بگو دیگر قدرش را خواهیم فهمید...»
Pouria Pourakbari
۳
هیچ‌کدام در عمرشان چنین مزه‌هایی را تجربه نکرده بودند! مرغ و پرنده‌ها، چه آن‌ها که کبابی بودند و چه آن‌ها که در خورش‌های رنگین پخته شده بودند، طعم‌شان بهشتی بود!... برّه‌ای که میان میز یک‌جا بریان شده بود چنان لذیذ بود که به‌سرعت میان دست‌های‌شان ناپدید شد! کاسه‌های قورمه‌سبزی چنان عطر دیوانه‌کننده‌ای می‌پراکندند که وقتی مهمانان خسته آن‌ها را با برنج زعفران‌اندود بلعیدند
سمیه جنگی
۱
حس کرد که همهٔ رنج‌ها و تلخی‌های شب پیش نیز همراه با او بیدار شدند و نشستند و در یک لحظه به‌سویش حمله‌ور شدند!
کاربر ۲۳۶۹۷۲۸
۰
«این آزمایشِ انسان است! اویی که باز هم بر برکتی که خداوند به او سپرده بود ناسپاسی کرد و نمکدان را شکست! اما این‌بار خودش باید بکوشد تا دروازهٔ شرارتی را که در هفت کشور گشوده شده، ببندد. گرچه خداوند نیز هرگز او را به تمامی رها نکرده تا در برابر دشمنان هولناکی که پیش می‌تازند، به یک‌باره فرو نیفتد و تباه نشود.»
M.S.R
۰
«اگر این‌بار سیمرغ سه انگشته را دیدم، لانه‌اش را پیدا می‌کنم و یکی از جوجه‌هایش را برایت می‌گیرم و می‌آورم... پسرعمهٔ نازنینم!»
کاربر ۱۱۱۹۲۰۱۰
۰
گاهی تا روزها شادمان و خندان بود و گاهی هم می‌شد که غرق در فکرهای دراز در خود فرو می‌رفت.
مینا
۰
شما نمی‌فهمید! نمی‌فهمید که فراری در کار نیست! انتقامی بزرگ بر سر شما افزون‌طلبانِ ستمگر فرود خواهد آمد و شما پیشاپیش و هم‌اینک نیز همه‌چیزتان را چه در گیتی و چه در مینو باخته‌اید!»