معرفی و دانلود کتاب تو مانده ای برای من + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تو مانده ای برای منsubscriptionAvailable

کتاب تو مانده ای برای من

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سمیه هرمزی
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تو مانده ای برای من

کتاب  «تو مانده‌ای برای من» نوشتۀ سمیه هرمزی است و انتشارات شقایق آن را منتشر کرده است. این رمان داستان زن جوانی به نام الهام صدر است که به‌تازگی از شوهرش جدا شده و جویای کار است و از قضا برای مصاحبۀ کاری وارد شرکتی می‌شود که متعلق به روزبه مختاری، عاشق سینه‌چاک سال‌های دور او است. 

درباره کتاب تو مانده ای برای من

کتاب تو مانده‌ای برای من به شکل اول شخص روایت می‌شود. الهام صدر شخصیت اصلی داستان اتفاقات زندگی‌اش را روایت می‌کند. او زن جوان تحصیل‌کرده‌ای است که به‌عنوان مترجم در دارالترجمه کار می‌کند اما با مرگ مدیر و تعطیل‌شدن محل کارش او بیکار شده و به‌دنبال کار می‌گردد. او که در حال گذار از مرحلۀ بحران طلاقش است و همچنین به‌عنوان مادر ۲ فرزند غم دوری از آن‌ها را تحمل می‌کند، با رفتن به مصاحبۀ کاری و شناختن رئیس آنجا اتفاقات تازه‌ای در زندگی‌اش رقم ‌می‌خورد.

می‌دانیم که زنان همواره در جامعۀ ایرانی با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند. این مشکلات برای زنان ِتنهایی که به‌دنبال استقلال و ساختن زندگی هستند دوچندان است. راوی داستان در کتاب تو مانده‌ای برای من هم زن است و هم مادر و بعد از جدایی از شوهرش چالش‌ها و حتی احساساتی را تجربه می‌کند که برای خواننده آشنا به نظر می‌رسد. شخصیت‌پردازی الهام در این داستان، گفتگوهای درونی‌اش، اشک‌های تنهایی‌اش و تصمیماتی که در‌نهایت باید بگیرد به گونه‌ای است که خواننده با او همذات‌پنداری می‌کند. 

خواندن کتاب تو مانده‌ ای برای من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی، رمان ایرانی، و دوستداران قصه‌های عاشقانه پیشنهاد می‌شود.

درباره سمیه هرمزی

سمیه هرمزی، نویسنده جوان ایرانی و متولد ۱۳۷۰ است. از دیگر آثار او می‌توان به خواب الماس، وقت دلدادگی، با درد نوشتم و عاشقانه بخوان و رو به باد اشاره کرد.

بخشی از کتاب تو مانده ای برای من

«هاجر که می‌رود، تنها می‌مانم. آرام به آشپزخانه می‌روم. ظرف‌ها را می‌شویم و برای خودم باز هم چای می‌ریزم. با لیوان چای که به هال برمی‌گردم، سکوت وحشتناک خانه قلبم را می‌فشرد. این‌طور که خاطره‌ها کنارم می‌نشینند، هیاهوی خیالم زیاد می‌شود. صدای بچه‌ها در گوشم پر می‌شود. چشم می‌بندم و آنها را می‌بینم، دارند دنبال بازی می‌کنند. آریا یک بار زمین می‌خورد، اما سریع بلند می‌شود و به ادامهٔ بازی‌اش می‌رسد. دستی دور شانه‌ام می‌آید. عطر حضورش را می‌بلعم. چشم باز می‌کنم. لباسم بوی امیر گرفته است. دلتنگ اشکم می‌چکد. سریع اشکم را پاک می‌کنم. بروید خیال‌های لعنتی! مرا به حال خودم بگذارید. من از این همه خاطره هراس دارم. ناچار برای نادیده گرفتن سکوت باز هم سراغ کار تایپ می‌روم.»

«پنجشنبه‌ها از بس لای خاطراتم را ورق می‌زنم، ورق‌های پوسیده‌اش پودر می‌شوند! پنجشنبه‌ها مهمانان خیالم می‌آیند. ببین تنها نیستم. احساس می‌کنم دو فرشتهٔ کوچک زیبایم دارند دنبال هم می‌دوند. می‌روم و روی مبل می‌نشینم و تو که خندان روبروی خیالم نشسته‌ای. پنجشنبه است دیگر! بگو گلم این بار کدام خاطره را می‌خواهی. بلند می‌شوم و به آشپزخانه می‌روم. برای خودم چای می‌ریزم، دوباره برمی‌گردم و یک لیوان چای هم برای تو می‌ریزم. تو خیلی چای دوست داشتی. دوباره روبه‌رویت می‌نشینم و نگاهت می‌کنم. آه، لعنت به تو که هر چه فکر می‌کنم هیچ خاطره‌ام بدون تو نیست. آخر توی لعنتی از هجده سالگی روح عاشق مرا بردی. من از همان اول تو را دیدم. یادت می‌آید. هجده ساله بودیم و هر دو مدرسه می‌رفتیم. من که سال آخر به جای کنکور دفتر عشق تو را ورق می‌زدم. فقط از کنار هم رد می‌شدیم و یکدیگر را نگاه می‌کردیم. اما نگاهمان هم خاطره است، می‌بینی. من دارم یاد نگاهت را می‌کنم. دلم از یادآوری روز آخر مدرسه گرم می‌شود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تو مانده ای برای من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتو مانده ای برای من
موضوعرمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسندهسمیه هرمزی
انتشاراتانتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۵/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۰۴ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۱۶۱۷۷۵
تعداد صفحه‌ها۴۵۶ صفحه
قیمت کتاب۱۲۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

nafis.s.m
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۶

چطور میشه یک نفر انقدر گریه کنه!!!!!

۱
کاربر ۸۱۸۶۱۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۳

رمان زیبا و عاشقانه ای بود . فقط زن داستان خیلی گریه می کرد . اینش رو اعصاب بود

۰
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۱

خیلی عالی و واقعی خسته نباشی خانم هرمزی ممنون از رمان روان و متن زیبایت خانومی

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۷

قلم نویسنده خوب بود و داستان کشش لازم را داشت فقط کاش شخصیت زن داستان کمی کمتر گریه میکرد

۰
NilGooN
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۷

اولش خوب شروع شد ولی افت کرد.با احترام ب نویسنده خیلی سطحی بود جای کار داشت

۰
fatemeh
۱۴۰۲/۱۱/۰۹

شروعش خوب بود. یکی دو فصل اولش مونولوگ ها با احساس و قوی بود اما بعدش افت کرد و جذابیتش رو از دست داد. شخصیت پردازی ها چندان جالب نبود به خصوص شخصیت زن قصه که توی تمام صفحات فقط گریه...بیشتر

۰
شاهد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۴

کتاب قشنگی بود نمیشد ادامه داستان رو حدس زد.منو خوب سرگرم کرد.

۰
کاربر ۵۱۶۳۸۷۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۳

سلام بر دوستان کتابخوان،سلام بر نویسنده خوش ذوق و خوش قلم،خیلی لذت بردم،عالی بود.

۰
parisan
۱۴۰۲/۰۷/۰۸

قشنگ‌ بود

۰
حیران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۴

معمولا زنان اسیب دیده قوی تر می شوند و به قول معروف اشکشون دم مشکشون نیست...الهام خیلی گریه میکرد و قدرت زن قصه گرفته میشد

۰
فاخته
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۷

جالب بود، دوستش داشتم، مخصوصا که به معضل بزرگی پرداخته شده بود، زن بیوه بودن و کنار آمدن با حرف دیگران

۰
کاربر ۱۴۵۲s۸۵۶
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۱۸

متاسفانه خیلی ضعیف و سطحی بود

۰
کتابخوان
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۱

کتابی کاملا سطحی وبی محتوا واقعا هدف نویسنده رو ندونستم یک موضوعی کاملا قابل پیش بینی وسطحی تو متن جامعه چنان زنان قدرتمند وباور پذیری داریم که چون کوه در برابر مشکلات می ایستن و بچه هاشون بزرگ میکنن الهام...بیشتر

۰
Azadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۳

خوشم اومد ، گریه کردم و قشنگ تموم شد 👍

۰
Mary M
۱۴۰۳/۰۵/۱۰

خیلی معمولی بود و داستان خاصی هم نداشت کلیشه ای نویسنده خودشو خسته نکرده چندان یکم خلاقیت هم خوبه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
۱۵
«رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی‌ام را به تو باور کردم»
_ZedNoon
۶
امروز پنجشنبه است. پنجشنبه‌ها تنهاترم، پنجشنبه‌ها غمگین‌ترم. پنجشنبه‌ها از بس لای خاطراتم را ورق می‌زنم، ورق‌های پوسیده‌اش پودر می‌شوند!
♥سعادت♥
۵
«تو برنمی‌گردی و این غمگین‌ترین شعر جهان است که ترجمه نمی‌شود یعنی تو را به هیچ زبانی نمی‌توان برگرداند؟»
f.tehrani1990
۴
«رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی‌ام را به تو باور کردم
f.tehrani1990
۳
«باز در خلوت غمگین خودم درد شدم گرم فکرت شدم و از همه جا طرد شدم غم آوارگی فکر تو را می‌خوردم به خیالت زدم و آدم ولگرد شدم
Parinaz
۳
مثلا می‌خواستم دلم را خوش کنم، با این‌که می‌دانستم دیگر با هیچ چیز دلم خوش نمی‌شود.
Parinaz
۳
من شاهد نابودی دنیای منم باید بروم دست به کاری بزنم
Parinaz
۳
هر کس در این زمانه به هر حال یک سیلی از زمانه خورده است. یکی با خیانت.. یکی مرگ... یکی بیماری.
کاربر ۹۱۰۰۲۲۹
۳
خوشبختی خریدنی نیست، با زور هم نمی‌شود، اما برای داشتنش می‌توان سعی کرد. وقتی به طرفت می‌آید با آغوش باز باید قبولش کرد.
یك رهگذر
۳
دل که تنگ باشد هر کاری برایش انجام می‌دهی! مثل من که هر روز خاطراتم را دم می‌کردم و هی می‌نوشیدم و می‌نوشیدم