معرفی و دانلود کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامهsubscriptionAvailable

کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
ابراهیم رها
انتشارات: 
نشر مون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه

کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه نوشتهٔ ابراهیم رها است و نشر مون آن را منتشر کرده است. این مجموعه در واقع داستان بلند طنز با شخصیت اصلی‌ شرلوک هولمز است.

درباره کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه

دوستی تام و تیم در دانشگاه شکل می‌گیرد و بعد از فارغ‌التحصیلی، با تأسیس مشترک یک شرکت کوچک ریسندگی به اوج خود می‌رسد. اما این شراکت هم مثل خیلی از شراکت‌های دیگر دستخوش حواشی‌ای شده و نه‌تنها شراکت، که رفاقتشان نیز از هم می‌پاشد. کار تا جایی بیخ پیدا می‌کند که تیم پروندۀ رفیق سابق و نارفیق کنونی‌اش را به کارآگاه شهیر شهر، شرلوک هولمز، و دستیار و همراه همیشگی‌اش، واتسون، می‌سپارد. در طول بررسی سرنخ‌های ماجرا، هولمز و واتسون با جادوگری به چالش می‌خورند که آن‌ها را با جادوی سیاه به ایران سال ۱۳۵۰ تبعید می‌کند. بعد از مکافات‌های فراوان این دو نفر، که حالا با فضای فرهنگی تهران قدیم سازگاری پیدا کرده‌اند، سراغ اولین پروندۀ جنایی‌شان می‌روند؛ پروندۀ زری خانم که می‌خواهد سر از کار شوهرش، آقا جواد، دربیاورد و بداند که آیا او بر سرش هوو آورده یا نه...؟! کتاب حاضر در مجموعه‌ای شش‌جلدی راهی بازار می‌شود که البته پیوستگی داستانی نداشته و داستان هر جلد به‌صورت مجزا حول محور ماجراهای شرلوک هولمز در ایران ارائه می‌گردد.

شرلوک هولمز وسط شاهنامه یک مجموعه‌داستان بلند طنز فانتزی است. ابراهیم رها، شرلوک هولمز را به تهران آورده تا عقب هووی زری‌خانم برود. وقایع کتاب در دهه ۵۰ شمسی در تهران می‌گذرد؛ در واقع شرلوک هولمز در لندن اواخر قرن ۱۹ درگیر جادوی سیاه می‌شود و از دور میدان فردوسی تهران در اوایل دهه سردرمی‌آورد. این تغییر زمانی و مکانی که هولمز، یک‌باره ۷۰-۸۰ سال جلوتر و به کشور دیگری با اقلیم و فرهنگ خاص خود می‌رود و مواجههٔ او و دستیارش دکتر واتسن با خصوصیات اخلاقی و رفتارهای اجتماعی ما ایرانی‌ها که به نظر می‌آید در طول‌ دهه‌های مختلف تغییر نکرده، طنز خوبی به دست می‌داد.

خواندن کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های طنز پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ابراهیم رها

ابراهیم رها (علی میرمیرانی) متولد بیستم آبان‌ماه سال ۱۳۵۰ شمسی است. او نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و برنامه‌ساز است و سال‌ها با مطبوعات، رادیو، تلویزیون، تلویزیون اینترنتی و... همکاری داشته و در همین راستا جوایز متعددی در گفت‌وگو، کارگردانی، نویسندگی و برنامه‌سازی را از آن خود کرده است.

از ابراهیم رها تا پیش از این مجموعه، بالغ بر پنجاه جلد کتاب منتشر شده که اغلب با اقبال گستردهٔ مخاطبان روبه‌رو بوده است.

بخشی از کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه

«تام بچهٔ ناف لندن بود! در واقع یک لندنی اصیل محسوب می‌شد؛ اما تیم از اهالی منچستر بود. در واقع از اهالی حاشیهٔ شهر منچستر. آن زمان هنوز هم منچستر شکل و شمایل یک شهر کارگری را داشت و پدر تیم بازنشستهٔ کارخانهٔ ریسندگی بود. اینکه پدر تام چه‌کاره بود چندان مهم نیست، در واقع خود تام هم به این ماجرا خیلی اهمیت نمی‌داد. به روایتی بیش از خودِ تام، مادر تام برای شغل پدر، خود پدر و سرنوشتِ پدر تام اهمیت قائل نبود! چراکه هر بار بحث به اینجا می‌رسید او با یک لهجهٔ لندنی خاصی می‌گفت: «وقتی تام رو شش‌ماهه حامله بودم، مرتیکهٔ الدنگ من رو ول کرد رفت سراغ یه زنیکهٔ الدنگ‌تر از خودش. درسته که اون زنک احمق از من خوش‌اخلاق‌تر، خوشگل‌تر، خوش‌هیکل‌تر و خوش‌زبون‌تر بود، اما...» اما تام می‌دانست پدرش تا چهارسالگی او در واقع از مادرش جدا نشده و حتی آن‌ها را ترک هم نکرده بود. می‌دانست که مادر مهربانش خودش تصمیم گرفته بود در یک روز بارانی ـ که در انگلستان اصلاً چیز عجیبی نیست ـ چمدان پدرش را ببندد و پرت کند وسط خیابان که یعنی خوش‌گلدی! البته این خوش‌گلدی را طبعاً با لهجهٔ لندنی گفته بود، اما با هر زبان و لهجهٔ دیگری هم که می‌گفت در اصل ماجرا تفاوت نمی‌کرد. او بو برده بود مادرش این کار را بعد از مشورت با یک پیشگو یا جادوگر یا یک همچین چیزی انجام داده است.

تام مثل همهٔ بچه‌های همه‌جای جهان طبعاً در چهارسالگی متوقف نماند و آن‌قدر بزرگ شد تا یک روز عصر، که هیچ روز خاصی هم نبود، در کالج، تیم را ببیند که البته مشغول انجام هیچ کار خاصی نبود. در واقع آشنایی آن‌ها در یک شرایط معمولی، در احوالاتی معمولی و حتی تاحدودی بی‌مزه و بی‌ربط اتفاق افتاد. اما افتاد. اساساً در زندگی تام اغلب ماجراها حول محور معمولی، یا بسیار معمولی می‌چرخید. آشنایی با تیم هم همین‌طور بود.

تیم و تام اما خیلی زود بدل به دوست‌هایی صمیمی شدند. آن‌ها جز در شهر زادگاه و باقی مواردی که به زاده شدنشان مربوط بود، در همه‌چیز، و یا در اکثر چیزها، باهم به‌طور محیرالعقولی اشتراک نظر داشتند. یعنی سلیقهٔ غذایی‌شان دقیقاً مثل هم بود. تام از بیف ولینگتون متنفر بود و از فیش‌اندچیپس خوشش می‌آمد، تیم از بیف ولینگتون بیزار بود و از عشاق فیش‌اندچیپس محسوب می‌شد. آن‌ها هر دو حدوداً هفتاد درصد از بازی کریکت لذت می‌بردند؛ یعنی این‌طور نبود که تام هفتادوپنج درصد کریکت دوست داشته باشد و تیم بر فرض شصت‌وهفت درصد. اساساً هر دو دقیقاً هفتاد درصد ورزش کریکت را می‌پسندیدند. نهایت تفاوت این دو در این بود که اگر درمورد قهوه از آن‌ها سؤال می‌شد، تیم می‌گفت: «بله لطفاً، فقط بدون شیر و البته بدون شکر.» و تام صدایی صاف می‌کرد و با لبخند پاسخ می‌داد: «بله حتماً فقط شکر نداشته باشه. شیر هم نمی‌خوام.»

می‌شد فهرست بسیار مطول و بلندبالایی از این اشتراکاتِ متعدد تهیه کرد. هرچه نقاط اشتراک آشنایی دو دوست بیشتر می‌شد، و هرچه زمان می‌گذشت آن‌ها متوجه می‌شدند خوش‌آمدنی‌های مشترک بیشتری دارند. این مسئله تا سال سوم دانشگاه هر روز باعث افزایش رفاقت و صمیمیت تام و تیم می‌شد، اما یک بعدازظهر پاییزی آبستن حوادثی بود که بر آدمیان آشکار می‌کرد چرا از قدیم گفته‌اند اندازه نگه دار که اندازه نکوست. حتی اشتراکات و اتفاق‌نظر هم حدی دارد و نباید شورش را در این باب درآورد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشرلوک هولمز وسط شاهنامه
عنوان انگلیسیSherlock Holmes Vasate Shahnameh
موضوعداستان ایرانی
نویسندهابراهیم رها
انتشاراتنشر مون
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۸۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۵۹۱۴۱۶۲
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۱۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

shayan haddadi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۸

برای اولین بار نویسنده‌ی ایرانی باعث شد به حدی جلب شم که بقیه کتاباشم بخرم :))

۱
mahsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۰

ایده اصلی رو خیلی دوست داشتم اما میتونست خیلی بهتر باشه . در کل کتاب سبک و فانی بود اما منو ترغیب نکرد که بقیه جلد هارو بخونم.

۰
baharthebookreviewer
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۳۰

واییییی، تو یه ساعت تمومش کردم، واقعا خوندنی و بامزه بود😁

۰
هانیه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۱

زنگ تفریح جذابی بود.

۰
YaghoobSamsami
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۲

متن خوبی داشت اما آخر کتاب قشنگ تموم نشد. یه ماجرا رو حل کردن تموم شد

۰
Avina Maaleki
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

جالب طنز اما شبیه کتاب های دیگر، رفتار شرلوک یکسان نبود.

۰
Nargess
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

کتاب جالبیه. ایده اش باحال بود

۰
X
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۴

مناسب نوجوانان

۰
سید بهزاد
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۴

داستان نبود اصلا و هر چه خوندم جذاب نشد که نشد و در انتها هم به بدترین شکل تمام شد، کتاب هیچ ارتباطی هم با شاهنامه نداره، اسمش غلط اندازه

۰
کاربر ۲۳۲۶۶۹۷
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۱

نوع نوشتن نویسنده جذاب و قشنگ بود ولی داستان خاصی نداشت. آخرش هم انگار نویسنده نمی‌دونست چگونه تمومش کنه، بلاتکلیف بود.

۰
م.ظ.دهدزی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۴

بعد از "شمسیه‌ی لندنیه" این دومین کتاب طنز ایرانیه که میخونم و شخصیت اصلیش شرلوک هلمزه! کتاب بامزه‌ایه، یه جاهایی نکات ریز بانمکی میگه که واقعاً از ته دل میخندی. ولی خیلی حجمش کمه، شاید می‌شد با سه جلد بعدی ادغامش...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

emk
۲
«بیشتر به‌دنبال به رخ کشیدن هوششه. همیشه به‌جزئیات گیر می‌ده، باعث می‌شه چیزهای بزرگ رو نبینه.
م.ظ.دهدزی
۲
زندگی اغلب به این توجه نمی‌کند که شما در چه شرایطی قرار دارید، کار خودش را می‌کند و این آدمیزاد است که باید خودش را با هر بدبختی‌ای که شده با اتفاقِ پیش‌رو وفق بدهد!
م.ظ.دهدزی
۱
بعضی وقت‌ها اما روزگار ناپرهیزی می‌کند و روی خوشش را هم به آدم‌ها نشان می‌دهد.
م.ظ.دهدزی
۰
از قدیم گفته‌اند اندازه نگه دار که اندازه نکوست.
م.ظ.دهدزی
۰
یک حکیم یا فیلسوف یونانی یا فرانسوی یا ژاپنی (ملیتش خیلی مهم نیست) معتقد است آدم‌هایی که خیلی شبیه هم فکر می‌کنند، اغلب اوقات به مشکلی با یکدیگر برنمی‌خورند؛ اما اگر مسئله‌ای بینشان حادث شود معمولاً حل‌بشو نیست!
م.ظ.دهدزی
۰
«زیرچشمی نگاه کردن کار بدیه. شما بهتره اگه می‌خواین چیزی رو ببینین، با شهامت و در عین درستی و صداقت طوری که خود فردِ مقابل هم متوجه بشه سرتون رو بلند کنین و تماشاش کنین.»
م.ظ.دهدزی
۰
«عجیب تویی، واتسون. عجیب منم که که به حرف‌های تو گوش می‌کنم! عجیب‌تر اینه که تو دکتر هم هستی!»