با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آقای هنشاو عزیز

دانلود و خرید کتاب آقای هنشاو عزیز

۴٫۲ از ۴۱ نظر
۴٫۲ از ۴۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آقای هنشاو عزیز  نوشته  بِورلی کلی‌‌یری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آقای هنشاو عزیز

«آقای هنشاو عزیز» نوشته بِورلی کلی‌‌یری(-۱۹۱۶)، نویسنده آمریکایی برنده‌ بیش از ده جایزه‌ معتبر از جمله: مدال طلای نیوبری، جایزه‌ انجمن کتابداران آمریکا، جایزه‌ کریستوفر و جایزه‌ کتاب کودک ماساچوست شده است. پدر و مادر «لی باتس» از هم جدا شده‌اند و او با مادرش زندگی می‌کند و شاگرد جدید مدرسه است ولی در مدرسه‌ جدید هیچ دوستی ندارد. پسری تنهاست که نبودن پدرش – که راننده کامیون است – آزارش می‌دهد و بدتر از همه اینکه هر روز دزد عجیبی، خوشمزه‌ترین خوراکی ظرف ناهارش را کِش می‌رود و باعث عصبانیتش می‌شود. معلم لی برای پیشرفت بچه‌ها در نامه‌نویسی، از آنها می‌خواهد به نویسنده‌ی مورد علاقه‌شان یک نامه‌ بنویسند. لی هم تصمیم می‌گیرد برای آقای هنشاو نامه بنویسد، کسی که پاسخ عجیبش، زندگی لی را تغییر می‌دهد. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: «آقای هنشاو عزیز خیالی، هر وقت می‌خواهم به داستانی فکر کنم، شبیه نوشته‌های یک نفر دیگر می‌شود، بیشتر وقت‌ها هم شبیه کارهای شما می‌شود. می‌خواهم به توصیه‌ی شما عمل کنم و مثل خودم بنویسم، نه مثل یک نفر دیگر. باز هم سعی می‌کنم، چون می‌خواهم با چاپ داستانم، نویسنده‌ی جوانی بشوم که داستانش در نشریه‌ای منتشر شده. شاید بتوانم به داستانم فکر کنم چون منتظر تلفن پدرم. وقتی شب‌ها تنها هستم و مادرم سر کلاس پرستاری‌ست، خیلی احساس بی‌کسی می‌کنم. دیروز یکی تکه‌ای از کیک عروسی را از بسته‌ی ناهارم دزدید. کیکی بود که کتی در جعبه‌های سفید کوچکی می‌گذارد تا مهمان‌ها بعد از عروسی آن را به خانه ببرند. وقتی آقای فریدلی دید باز هم اخم کرده‌ام، گفت: «پس دزد ناهار باز هم حمله کرده!» گفتم: «بله، تازه پدرم هم زنگ نزده.» گفت: «فکر نکن این دور و بر تو تنها کسی هستی که پدرش فراموشش کرده.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۲)
"Shfar"
۱۳۹۸/۰۵/۰۸

کتاب فوق العاده ای بود! یک شب تمام با اشتیاق کتاب رو دنبال کردم... 😊😊جالبه که همیشه دوست داشتم بخونمش!!... خب خوندمش و... فوق العاده بود..😃😃😃👌🏻 لحن تقریبا بچگانه ش رو دوست داشتم... روون بود و ترجمه فوق العاده ای داشت... دوست داشتی بدونی

- بیشتر
مـحـدثـه🍁
۱۳۹۸/۰۶/۱۶

رمان کوتاه و پر کششی بود 😊👍

ف.ن
۱۳۹۸/۱۲/۲۹

واقعا دوست داشتنیه این داستان. دو ساعت پیش شروع کردم به خوندن و حالا تموم شد. یادم نمیاد کی این داستان رو معرفی کرده بود ولی ازش ممنونم. بخونید حتما این کتاب رو. :) چیزهای خوبی یاد می‌گیرید. درباره‌ی نوشتن،

- بیشتر
🌹فرنیا بانو🌹
۱۳۹۹/۱۲/۰۵

این کتاب رو حدودا دو سال پیش خوندم کتابی خلاقانه و زیبا مناسب برای نوجوانان

*Zahra*
۱۳۹۹/۰۱/۱۴

کتاب شیرین و کوتاهی بود، از تصاویر کتاب و رک بودن لی باتس در انتهای نامه ها به آقای هنشاو خوشم اومد "متنفر از تو ، لی باتس" درسته چیز زیادی نصیب آدم نمیشه اما سرگرم کننده اس و لبخند آور!

- بیشتر
Elham jannesari
۱۳۹۹/۱۱/۱۴

لی باتس پسرک این داستان از کتاب نویسنده ای به اسم آقای هنشاو خوشش میاد و برای اون نامه ای مینویسه. بین نامه ی اول و نامه ی بعدی حدودا یک سال فاصله میفته و توی همین یکسال پدر و

- بیشتر
Hana
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

یک کتاب بسیار زیبا و خلاقانه بود، الان فهمیدم چرا انقدر جایزه برده. 🌹👌🏻👌🏻

R.B
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

واقعا کتاب جذابی بود و آدم نمیتونست از خوندنش دست بکشه👌👌

(:Ne´gar:)
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

خانم بورلی کلی یری ، شخصیت های محبوب دوران بچگی خیلی هامون رو خلق کردند . قلم بسیار روون و ساده ای که دارند و درعین حال مفاهیم عمیقی که بچه باید درک کنند رو به خوبی به تصویر می

- بیشتر
fahime
۱۳۹۷/۰۶/۲۶

کتاب در ابتدا، نامه‌های لی‌ست به نویسنده‌ی مورد علاقه‌اش. لی برای یک پروژه‌ی کلاسی چند سوال از آقای هنشاو می‌پرسد. آقای هنشاو پاسخ‌ها را می‌دهد و چند سوال از لی می‌پرسد. لی به اصرار مادرش، جواب سوالات آقای هنشاو را

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۴)
تو مثل خودت نوشتی و سعی نکردی ادای کس دیگری را در بیاوری. این نشانه‌ی یک نویسنده‌ی خوب است. همین را حفظ کن.»
"Shfar"
مادر گفت: «می‌دانی، هر وقت به موج‌ها نگاه می‌کنم، حس می‌کنم مهم نیست گاهی وقت‌ها همه‌چیز بد پیش می‌رود. مهم این است که هنوز زندگی ادامه دارد.»
"Shfar"
یک شاگرد جدید توی مدرسه باید خیلی مواظب باشد تا بفهمد که کی به کیست.
(:Ne´gar:)
گفت: «بزرگ شده‌ای.» حرفی که همیشه بزرگ‌ترها می‌زنند، درست وقتی که نمی‌دانند باید به بچه‌ها چه بگویند.
ریچل
آن‌قدر عصبانی بودم که نمی‌توانستم حرفی بزنم. مادر نوشته‌ی روی دستمال را خواند و گفت: «منظور پدرت این نیست که واقعاً بروی یک بستنی قیفی بخری.» پرسیدم: «پس چرا همچین چیزی نوشته؟» ـ این‌طوری می‌خواهد بگوید که واقعاً به خاطر باندیت متأسف است. فقط نمی‌تواند احساسش را خوب نشان بدهد. بعد درحالی‌که غمگین به نظر می‌رسید، گفت: «می‌دانی، بعضی از مردها این‌طوری‌اند.»
Seaside
مادرم هنوز هم نمی‌خواهد تلویزیون را درست کند، چون می‌خواهد مغزم در وضعیت خوبی بماند و می‌گوید در طول زندگی‌ام به مغز احتیاج دارم.
Hrays
سه‌شنبه، ۳ فوریه امروز آن‌قدر خسته بودم که لازم نبود سعی کنم با قدم‌های آهسته به مدرسه بروم.
اوتاکو ی کتابخون
من: «داشتم فکر می‌کردم اگر پدری در خانه داشتم شاید کمکم می‌کرد یک دزدگیر برای بسته‌ی ناهارم درست کنم.» مادر: (می‌خندد) «برای این‌کار باید راهی آسان‌تر از ازدواج هم باشد.»
R.B
بعد همان‌طور که سعی می‌کردم چیزی برای گفتن پیدا کنم، پرسیدم: «بدون بار آمده‌ای؟» دوست داشتم بگوید این‌ همه راه از بیکرزفیلد آمد تا بَندیت را به دستم برساند، اما گفت: «منتظر یک بار کلم‌بروکلی از سالیناس هستم، چون زیاد از اینجا دور نبود، فکر کردم قبل از رفتن به اوهایو، سری به اینجا بزنم.» پس فقط به خاطر کلم‌بروکلی آمده بود اینجا. بعد از این ‌همه مدتی که منتظرش بودم، حالا یک عالمه کلم‌بروکلی او را به اینجا کشانده بود. حالم گرفته شد. آن‌قدر ناراحت شدم که دیگر نمی‌توانستم حرفی بزنم.
شلاله
اگر واقعاً می‌خواهم نویسنده بشوم، باید به توصیه‌های شما عمل کنم. باید بخوانم، نگاه کنم، گوش بدهم، فکر کنم و بنویسم.
کاربر963963

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۱۰۷-۵
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۱۰۷-۵