معرفی و دانلود کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفتهsubscriptionAvailable

کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته

نوع کتاب
۴.۶(از ۷ امتیاز)
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته

کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته نوشتهٔ دن گاتمن و ترجمهٔ محبوبه نجف خانی و ویراستهٔ مژگان کلهر است و نشر افق آن را منتشر کرده است. این کتاب از مجموعهٔ ۲۱جلدی مدرسه عجیب و غریب است. در مدرسه عجیب و غریب برخلاف بیشتر مدرسه‌ها همهٔ اتفاقات حول محور بچه‌های مدرسه نیست. گاهی مدیر با حال مدرسه، آقای ناوال، گاهی مستخدم و گاهی هم معلم هنر، خانم فالکن دست به کارهایی می‌زنند که حتی به فکر بچه‌ها هم نمی‌رسد. نویسنده در هر قسمت از این مجموعه یکی از اتفاقات مدرسه را روایت می‌کند.

درباره کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته

قرار است یک اتفاق باحال بیفتد! روز دوست‌داشتن است. آقای لورنته، مسئول عبور دانش‌آموزان از خیابان، توی آبخوری مدرسه معجون مهر و محبت می‌ریزد. معلم‌ها با هم مهربان می‌شوند و بچه‌های مدرسه دیگر دعوا نمی‌کنند. اما حالا باید ببینیم میانهٔ ای. جی با آندریا خوب می‌شود یا نه؟

در مدرسهٔ عجیب و غریب همه چیز درهم و برهم است. در این مدرسه، از یک طرف مدیر، معلم‌ها، خانم کتابدار و راننده اتوبوس مدرسه با آن‌هایی که می‌شناسیم فرق دارند و از طرف دیگر دانش‌آموزان.

ای. جی وروجک هم که داستان‎‌ها را تعریف می‌‎کند، هم از مدرسه بدش می‌آید و هم از دختر درس‌خوان و لوسی به اسم آندریا یانگ که همیشه خودش را برای معلم‌ها شیرین می‌کند.

اما انگار در این مدرسهٔ عجیب و غریب، مدیر و معلم‌ها بیشتر با شیطنت‌های ای.جی همراهی می‌کنند تا با شیرین‌کاری‌های آندریا!

خواندن کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره دن گاتمن

دن گاتمن، نویسندهٔ امریکایی در مجموعه کتاب‌های مدرسه پرماجرا به زبانی ساده و طنزآمیز، ماجراهایی که در مدرسه برای ای جی اتفاق افتاده را بیان می‌کند. این مجموعه به زبانی ساده و شیرین نوشته شده و منتخب شورای کتاب کودک با رتبه چهار ستاره شده است.

دن گاتمن نویسنده امریکایی متولد ۱۹۵۵ با نام کامل Daniel Edward Gutman سابقه نوشتن برای نشریات کودکان و حتی آموزش در دبستان‌ها را نیز دارد.

زبان داستان‌های گاتمن شادی‌آفرین و طنز است و با شوخی‌های کلامی بسیاری همراه است. به دلیل بیان شیوه‌های تدریس خلاق، خواندن آن برای آموزگاران بسیار جذاب و مفید است.

بخشی از کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته

«وقتی رفتیم توی کلاس، معلممان خانم بریج داشت با آقای مَکی، معلم کتابخوانی حرف می‌زد. کتاب خواندن حوصله‌سربر است. اما آقای مکی عاشق خواندن است. او برای خودش این‌ور و آن‌ور می‌رود و روی قوطی‌های کنسرو سوپ را می‌خواند. آقای مکی عجیب‌وغریب است.

من از آقای مکی پرسیدم: "امروز کتابخوانی داریم؟"

آقای مکی گفت: "نه،‌ امروز گردهمایی داریم."

گردهمایی یعنی وقتی توی سالن چندمنظوره گِرد هم می‌آییم یا دور هم جمع می‌شویم. برای همین، اسم درستی رویش گذاشته‌اند.

بعد از مراسم صبحگاهی، باید صد میلیون کیلومتر راه می‌رفتیم تا به سالن چندمنظوره برسیم. وقتی رفتیم توی سالن،‌ دیدیم آنجا را خیلی عجیب‌وغریب تزئین کرده بودند. از این سر تا آن سرِ صحنه، پرچم‌های صلح، گُل و لامپ‌های هالوژن گذاشته بودند.

وقتی روی زمین نشستیم، خانم بریج گفت چهارزانو بنشینید.

قبلاً معلم‌ها به ما می‌گفتند مثل هندی‌ها بنشینیم اما بعدش دیگر این حرف را نزدند، چون فکر می‌کردند شاید به هندی‌ها بربخورد. بعد به ما گفتند مثل پریتزل، یعنی چوب‌شور پیچ‌پیچی، بنشینیم. به نظرم به بعضی از پریتزل‌ها برخورد، چون حالا دیگر معلم‌ها فقط به ما می‌گویند چهارزانو بنشینیم. امیدوارم به زانوها برنخورد.

وقتی همهٔ بچه‌ها نشستند، عجیب‌ترین اتفاق کل تاریخ جهان افتاد. مدیرمان، آقای ناوال، رفت روی صحنه.

راستش این قسمتش عجیب نبود. آقای ناوال همیشه می‌رود روی صحنه. قسمت عجیبش این بود که موهایش تا روی شانه‌هایش بود!

ما می‌دانستیم آقای ناوال کلاه‌گیس سرش گذاشته، چون تا همین دیروز کله‌اش کچلِ کچل بود. امکان ندارد موهای کسی به این سرعت بلند شود. آقای ناوال دستش را به شکل علامت صلح بالا برد که یعنی زیپ دهان‌ها بسته.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آقای لورنته، شوخی اش گرفته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آقای لورنته، شوخی اش گرفته
عنوان انگلیسی:Mr. Louie is screwy
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:دن گاتمن
مترجم:محبوبه نجف خانی
ویراستار:مژگان کلهر
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۵.۹۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۳۵۳۸۷۴۰
تعداد صفحه‌ها:۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۷۴۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه رمان کودک، مجموعه مدرسه عجیب و غریب

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

👸🏻ملکه فاطمه👸🏻
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۳

🤣🤣🤣🤣🤣

۰
hmwao
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۱

عالی بود

۰
دکتر بازیگوش😝
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۷

عاشق این مجموعه کتابم❤️🌼

۰

بریده‌هایی از کتاب

دکتر بازیگوش😝
۱
آقای لورنته گفت: "دوست داشتن برای همه است. می‌دانی چرا من دوست داشتن را دوست دارم؟ چون هر روز صبح، معجون مهر و محبت می‌خورم. شما رفقا هم باید کمی از این معجون بخورید." همه گفتیم: "نه، ممنون!"
دکتر بازیگوش😝
۰
من در عمرم هیچ‌وقت اسم معجون مهر و محبت را نشنیده بودم. شاید داشت سربه‌سرمان می‌گذاشت. آقای لورنته گفت: "مدرسه، کارش خیلی درسته! شما رفقا باید مدرسه را دوست داشته باشید." گفتم: "من که حاضر نیستم این کلمه‌ای را که با د شروع می‌شود، با صدای بلند بگویم." آقای لورنته به من گفت: "اِی. جِی، اگر تو نگویی "من مدرسه را دوست دارم"، به همه می‌گویم که تو... آندریا را دوست داری!"
دکتر بازیگوش😝
۰
بعد، آقای لورنته آهنگ مورد علاقه‌اش را خواند: "اگر یک چکش داشتم." آهنگ دربارهٔ مرد عجیب‌وغریبی است که دلش چکش می‌خواهد. اگر نظر من را بخواهید، می‌گویم آن مرد به جای اینکه وقتش را تلف کند و آهنگی بخواند که دلش چکش می‌خواهد، فقط باید یک‌راست برود مغازهٔ ابزارآلات‌فروشی و یک چکش بخرد.
دکتر بازیگوش😝
۰
آندریا به امیلی گفت: "آقای لورنته درست می‌گوید، تو چی. دوست داشتن را دوست داری؟ من که دوست داشتن را دوست دارم و از نفرت، نفرت دارم." آندریا روی اعصاب من راه می‌رود. او هر چی بگوید، من همیشه برعکسش را می‌گویم. گفتم: "من از دوست داشتن نفرت دارم و نفرت را دوست دارم."
دکتر بازیگوش😝
۰
آندریا گفت: "می‌دانی،‌ آرلو. مامانم می‌گوید وقتی یک پسر با بدجنسی با دختری رفتار می‌کند، یعنی توی دلش از آن دختر خوشش می‌آید." گفتم: "نه‌خیرم. یعنی که آن پسر از دختره خیلی هم بدش می‌آید." آندریا گفت: "مامانم روان‌شناس است. او همه چیز را می‌داند." گفتم: "پس باید بداند که تو روی اعصاب همه راه می‌روی." آندریا خیال می‌کند خیلی باهوش است. با این حرف‌ها می‌خواست من فکر کنم که توی دلم از او خوشم می‌آید و دیگر اذیتش نکنم.
دکتر بازیگوش😝
۰
آندریا گفت: "می‌دانی،‌ آرلو. مامانم می‌گوید وقتی یک پسر با بدجنسی با دختری رفتار می‌کند، یعنی توی دلش از آن دختر خوشش می‌آید." گفتم: "نه‌خیرم. یعنی که آن پسر از دختره خیلی هم بدش می‌آید." آندریا گفت: "مامانم روان‌شناس است. او همه چیز را می‌داند." گفتم: "پس باید بداند که تو روی اعصاب همه راه می‌روی." آندریا خیال می‌کند خیلی باهوش است. با این حرف‌ها می‌خواست من فکر کنم که توی دلم از او خوشم می‌آید و دیگر اذیتش نکنم.
دکتر بازیگوش😝
۰
آقای مکی و خانم بریج مدام به هم نگاه می‌کردند و لبخند می‌زدند. دخترها مشغول برنامه‌ریزی برای عروسی شدند. به همدیگر می‌گفتند می‌خواهند توی عروسی چه لباسی بپوشند، چه هدیه‌ای بیاورند و حدس می‌زدند بچهٔ خانم بریج و آقای مکی شبیه کدامشان می‌شود.
دکتر بازیگوش😝
۰
رایان گفت: "شاید بتوانیم جلوی در کلیسا، یک ردیف بُن‌بُن روی زمین بچینیم. بعد خانم بریج بُن‌بُن‌ها را دنبال می‌کند و به مراسم عروسی‌اش نمی‌رسد." مایکل گفت: "درست است که خانم بریج گیج است، اما نه دیگر این‌قدر!"
دکتر بازیگوش😝
۰
رایان پرسید: "شما هم آشغال‌های توی دماغتان را می‌خورید؟ چون خانم بریج می‌خورد." آقای مکی گفت: "واقعاً؟ چه عالی! اگر او آشغال‌های توی دماغش را می‌خورد، پس دیگر مجبور نیستیم از فروشگاه زیاد خوراکی بخریم! صفحهٔ بیست و سه، لطفاً."
دکتر بازیگوش😝
۰
من، مایکل، رایان و بیلی این‌طرف و آن‌طرف می‌دویدیم و هر کسی را گیر می‌آوردیم رویش برنج می‌پاشیدیم. من محکم پاشیدم روی صورت آندریا. کمی از برنج‌ها را هم روی آقای براشت پاشیدم. حقش بود، تا او باشد با خانم براشت عروسی نکند!