معرفی و دانلود کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجارهsubscriptionAvailable

کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره

نوع کتاب
۵.۰(از ۳ امتیاز)
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره

کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره نوشتهٔ دن گاتمن و ترجمهٔ محبوبه نجف خانی و ویراستهٔ مژگان کلهر است و نشر افق آن را منتشر کرده است. این کتاب از مجموعهٔ ۲۱جلدی مدرسه عجیب و غریب است. در مدرسه عجیب و غریب برخلاف بیشتر مدرسه‌ها همهٔ اتفاقات حول محور بچه‌های مدرسه نیست. گاهی مدیر با حال مدرسه، آقای ناوال، گاهی مستخدم و گاهی هم معلم هنر، خانم فالکن دست به کارهایی می‌زنند که حتی به فکر بچه‌ها هم نمی‌رسد. نویسنده در هر قسمت از این مجموعه یکی از اتفاقات مدرسه را روایت می‌کند.

درباره کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره

معلم موسیقی، آقای کاماره، آواز می‌خواند، روی سرش می‌چرخد و روی کلهٔ کچل مدیر مدرسه طبل می‌زند! او به بچه‌ها خبر می‌دهد که قرار است توی مدرسه نمایش اجرا کنند. نمایش دیو و دلبر. اما اگر ای. جی نقشش را دوست نداشته باشد چی؟

در مدرسهٔ عجیب و غریب همه چیز درهم و برهم است. در این مدرسه، از یک طرف مدیر، معلم‌ها، خانم کتابدار و راننده اتوبوس مدرسه با آن‌هایی که می‌شناسیم فرق دارند و از طرف دیگر دانش‌آموزان.

ای. جی وروجک هم که داستان‎‌ها را تعریف می‌‎کند، هم از مدرسه بدش می‌آید و هم از دختر درس‌خوان و لوسی به اسم آندریا یانگ که همیشه خودش را برای معلم‌ها شیرین می‌کند.

اما انگار در این مدرسهٔ عجیب و غریب، مدیر و معلم‌ها بیشتر با شیطنت‌های ای.جی همراهی می‌کنند تا با شیرین‌کاری‌های آندریا!

خواندن کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره دن گاتمن

دن گاتمن، نویسندهٔ امریکایی در مجموعه کتاب‌های مدرسه پرماجرا به زبانی ساده و طنزآمیز، ماجراهایی که در مدرسه برای ای جی اتفاق افتاده را بیان می‌کند. این مجموعه به زبانی ساده و شیرین نوشته شده و منتخب شورای کتاب کودک با رتبه چهار ستاره شده است.

دن گاتمن نویسنده امریکایی متولد ۱۹۵۵ با نام کامل Daniel Edward Gutman سابقه نوشتن برای نشریات کودکان و حتی آموزش در دبستان‌ها را نیز دارد.

زبان داستان‌های گاتمن شادی‌آفرین و طنز است و با شوخی‌های کلامی بسیاری همراه است. به دلیل بیان شیوه‌های تدریس خلاق، خواندن آن برای آموزگاران بسیار جذاب و مفید است.

بخشی از کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره

«وقتی می‌خواستیم با صف از توی راهرو برویم کلاس موسیقی، خانم بریج به آندریا (خانم کوچولوی شیرین‌عسل) اجازه داد که مبصر صف شود. دوست بچه‌ننه‌اش، امیلی، هم در را نگه داشت. من با دوست‌هایم، رایان و مایکل، توی صف بودیم.

ما از کلاس بیرون رفته و تازه پیچیده بودیم توی راهرو که وحشتناک‌ترین منظرهٔ کل تاریخ جهان را دیدم. کنار دفتر مدرسه، اعلامیه‌ای به دیوار زده بودند که رویش نوشته شده بود:

هفتهٔ آینده، هفتهٔ تلویزیون‌ها خاموش است!

یادتان باشد تلویزیون‌هایتان را خاموش کنید!

رایان ناله‌اش درآمد: "وای، نه! بگو که این راست نیست!"

مایکل گفت: "من بدون تلویزیون می‌میرم. هفتهٔ "تلویزیون‌ها خاموش" بدترین هفتهٔ سال است!"

گفتم: "بدترین هفتهٔ کل تاریخ جهان است!"

رایان پرسید: "آخه یک هفته بدون تلویزیون چی کار کنیم؟"

مایکل گفت: "من که خُل می‌شوم."

این خبر حتی بدتر از چیزی بود که فکر می‌کردیم. توی اعلامیه نوشته شده بود چون سال گذشته از "هفتهٔ تلویزیون‌ها خاموش" خیلی استقبال شده بود، امسال تصمیم گرفته‌اند اعلام کنند: "ماه تلویزیون‌ها خاموش"! چهار هفتهٔ تمام بدون تلویزیون!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره
عنوان انگلیسی:Mr. Hynde is out of his mind
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:دن گاتمن
مترجم:محبوبه نجف خانی
ویراستار:مژگان کلهر
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۲.۰۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۳۵۳۸۷۳۳
تعداد صفحه‌ها:۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۶۸۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه رمان کودک، مجموعه مدرسه عجیب و غریب

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

moein moradi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۳

خیلی کتاب جذاب و طنزی هست.

۰
n.hasanzade
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

خیلی قشنگ بود😂😍🤌

۰
کاربر 3722004
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

بهترین کتاب

۰
شهره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۳

عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

دکتر بازیگوش😝
۱
همان برنامهٔ چرندِ آمِریکن آیدِل بود؛ برنامهٔ کشف استعدادهای جدید موسیقی. توی آن برنامه، مردم می‌روند روی صحنه و آهنگ‌های چرند می‌خوانند و داورهای چرند هم به آن‌ها می‌گویند چقدر بد می‌خوانند. مردم هم به خواننده‌ها رأی می‌دهند و خواننده‌ها یکی‌یکی از مسابقه بیرون می‌روند تا فقط یک نفر باقی می‌مانَد. چرا آقای ناوالِ مدیر از ما می‌خواهد که این برنامهٔ چرند را نگاه کنیم؟
دکتر بازیگوش😝
۰
رایان و مایکل باورشان نمی‌شد که من راستی‌راستی قسمت عروسی با آندریا را اجرا کنم. به آن‌ها گفتم آقای کاماره گفته اگر خیال کنم که آندریا موتور صحرایی است، این کار زیاد وحشتناک نمی‌شود. رایان گفت: "من که هیچ‌وقت حاضر نیستم با موتور صحرایی عروسی کنم." پرسیدم: "پس تو حاضری با چی عروسی کنی؟" رایان گفت: "من عاشق فوتبال آمریکایی‌ام. من با فوتبال آمریکایی عروسی می‌کنم."
دکتر بازیگوش😝
۰
وقتی روی صحنه ایستاده بودیم و همه تشویقمان می‌کردند،‌ آندریا بهم گفت: "ببخش، اِی. جِی.،‌ نتوانستم کنارت بایستم و قسمت آخر نمایش را اجرا کنم. می‌ترسیدم رویت بالا بیاورم." گفتم: "ممنون. من هم همین‌طور." رایان گفت: "اوووه! اِی. جِی. و آندریا دارند با هم پچ‌پچ می‌کنند، حتماً از همدیگر خوششان می‌آید!"
دکتر بازیگوش😝
۰
می‌رسیم. وحشتناک بود. دو سه دقیقه به قسمت آخر مانده بود. همهٔ بازیگرها روی صحنه بودند. آندریا درست کنار من ایستاده بود. از دلشوره داشتم می‌مُردم. مایکل به طرفم خم شد و یواش توی گوشم گفت:‌ "یادت باشد آندریا موتور صحرایی است."
دکتر بازیگوش😝
۰
گفتم: "اَه اَه! حالم به هم خورد! اگر یک میلیون دلار هم به من بدهند، حاضر نیستم با آندریا عروسی کنم." مایکل گفت: "تو مجبوری این کار را بکنی و کسی حتی یک سنت هم بهت نمی‌دهد." بعد مایکل و رایان با هم دَم گرفتند: "اِی. جِی و آندریا قراره همین روزا با هم عروسی کنن!"
n.hasanzade
۰
وقتی بالاخره آندریا آوازش را تمام کرد، پرسیدم: "تو تک‌خوانی هم بلدی؟" گفت: "البته که بلدم." "پس چرا نمی‌روی یک گوشه و تکی واسهٔ خودت بخوانی که ما صدایت را نشنویم؟" رایان و مایکل از حرف بامزهٔ من غش و ریسه رفتند. آن‌ها دوست‌های واقعی‌اند.