
بریدههایی از کتاب آقای کاماره، بالاخانه اش را داده اجاره
۵٫۰
(۳)
همان برنامهٔ چرندِ آمِریکن آیدِل بود؛ برنامهٔ کشف استعدادهای جدید موسیقی. توی آن برنامه، مردم میروند روی صحنه و آهنگهای چرند میخوانند و داورهای چرند هم به آنها میگویند چقدر بد میخوانند. مردم هم به خوانندهها رأی میدهند و خوانندهها یکییکی از مسابقه بیرون میروند تا فقط یک نفر باقی میمانَد. چرا آقای ناوالِ مدیر از ما میخواهد که این برنامهٔ چرند را نگاه کنیم؟
دکتر بازیگوش😝
رایان و مایکل باورشان نمیشد که من راستیراستی قسمت عروسی با آندریا را اجرا کنم. به آنها گفتم آقای کاماره گفته اگر خیال کنم که آندریا موتور صحرایی است، این کار زیاد وحشتناک نمیشود.
رایان گفت: "من که هیچوقت حاضر نیستم با موتور صحرایی عروسی کنم."
پرسیدم: "پس تو حاضری با چی عروسی کنی؟"
رایان گفت: "من عاشق فوتبال آمریکاییام. من با فوتبال آمریکایی عروسی میکنم."
دکتر بازیگوش😝
وقتی روی صحنه ایستاده بودیم و همه تشویقمان میکردند، آندریا بهم گفت: "ببخش، اِی. جِی.، نتوانستم کنارت بایستم و قسمت آخر نمایش را اجرا کنم. میترسیدم رویت بالا بیاورم."
گفتم: "ممنون. من هم همینطور."
رایان گفت: "اوووه! اِی. جِی. و آندریا دارند با هم پچپچ میکنند، حتماً از همدیگر خوششان میآید!"
دکتر بازیگوش😝
میرسیم. وحشتناک بود.
دو سه دقیقه به قسمت آخر مانده بود. همهٔ بازیگرها روی صحنه بودند.
آندریا درست کنار من ایستاده بود. از دلشوره داشتم میمُردم.
مایکل به طرفم خم شد و یواش توی گوشم گفت: "یادت باشد آندریا موتور صحرایی است."
دکتر بازیگوش😝
گفتم: "اَه اَه! حالم به هم خورد! اگر یک میلیون دلار هم به من بدهند، حاضر نیستم با آندریا عروسی کنم."
مایکل گفت: "تو مجبوری این کار را بکنی و کسی حتی یک سنت هم بهت نمیدهد."
بعد مایکل و رایان با هم دَم گرفتند:
"اِی. جِی و آندریا
قراره همین روزا
با هم عروسی کنن!"
دکتر بازیگوش😝
وقتی بالاخره آندریا آوازش را تمام کرد، پرسیدم: "تو تکخوانی هم بلدی؟"
گفت: "البته که بلدم."
"پس چرا نمیروی یک گوشه و تکی واسهٔ خودت بخوانی که ما صدایت را نشنویم؟"
رایان و مایکل از حرف بامزهٔ من غش و ریسه رفتند. آنها دوستهای واقعیاند.
n.hasanzade
