با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب مغازه جادویی اثر جیمز آر دوتی

دانلود و خرید کتاب مغازه جادویی

داستان واقعی یک جراح مغز و اعصاب

۳٫۴ از ۴۲ نظر
۳٫۴ از ۴۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مغازه جادویی  نوشته  جیمز آر دوتی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب مغازه جادویی

کتاب مغازه جادویی نوشتهٔ جیمز آر دوتی است و با ترجمهٔ مهدی مهریار است که در انتشارات چلچله منتشر شده است. این کتاب داستانی واقعی از زندگی نویسنده است. اعضای گروه موسیقی مشهور بی‌تی‌اس (BTS) خواندن این کتاب را توصیه کرده‌اند. 

درباره کتاب مغازه جادویی

جیمز. آر. دوتی نویسندهٔ کتاب مغازه جادویی، جراح مغز و اعصاب، بنیان‌گذار و مدیر مرکز تحقیقات CCARE در دانشکده استنفورد است. او در این کتاب ماجرای کودکی خودش را روایت می‌کند. داستان با یک مقدمه شروع می‌شود، جایی در زمان حال که نویسنده مشغول یک عمل جراحی مغز روی یک نوجوان است. او می‌خواهد همه چیز خوب پیش برود اما یک ثانیه حواس‌پرتی همه چیز را تغییر می‌دهد و یک فاجعه اتفاق می‌افتد. راوی در فکر خودش مغازه جادویی‌ را به‌خاطر می‌آورد.

فصل اول کتاب با جیمز کوچک همراه می‌شویم که از خواب بیدار می‌شود و متوجه می‌شود انگشت شستش نیست؛ انگشتی مصنوعی که با آن شعبده‌بازی می‌کرده و وسیله‌ای بوده برای فرار از تحقیر و توهین و فقری که در خانواده با آن روبه‌رو است. جیمز از خانه بیرون می‌آید و برای پیداکردن یک انگشت مصنوعی دیگر وارد یک مغازهٔ عجیب می‌شود. بخش بزرگی از داستان کتاب مغازه جادویی دربارهٔ آشنایی جیمز دوتی با صاحب مغازه یعنی روث است. نویسنده تمام چیزهایی که از روث یاد گرفته را با عشق در اختیار مخاطب قرار می‌دهد تا او را وارد دنیای شگفت‌انگیز خودش کند.

این کتاب بارها از طرف منتقدان تحسین شده است و افراد موفق بسیاری خواندن آن را پیشنهاد کرده‌اند. 

خواندن کتاب مغازه جادویی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی واقعی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مغازه جادویی

«وقتی با کسی صحبت می‌کردم سعی می‌کردم همه این کارها را انجام دهم، اما همیشه با دهان بسته لبخند می‌زدم، زیرا وقتی در زمان بچگی روزی در حین زمین خوردن لب بالایی‌ام به میز قهوه‌خوری خورد و دندان شیری جلوی‌ام را کنده شد. به همین دلیل دندان جلوی من کج شد و به رنگ قهوه‌ای تیره تغییر رنگ داد. پدر و مادرم پولی برای رفع آن نداشتند. من خجالت می‌کشیدم لبخند بزنم و دندان کج رنگ شده‌ام دیده شود و سعی می‌کردم مدام دهانم را بسته نگه دارم.

علاوه بر کتاب، جعبه چوبی من تمام ترفندهای جادویی من را نیز داشت یک بسته کارت علامت‌گذاری شده، چند سکه تقلبی که می‌توانستم آنها را از نیکل به سکه سُربی تبدیل کنم، و با ارزش‌ترین دارایی من: یک سر انگشت شست پلاستیکی که می‌توانست یک روسری ابریشمی یا یک سیگار را پنهان کند. آن کتاب و ترفندهای جادویی من برای من بسیار مهم بودند چون هدایایی از طرف پدرم بود.

ساعت‌ها و ساعت‌ها را صرف تمرین با آن نوک انگشت شست کرده بودم. یاد بگیرم چگونه دستانم را بگیرم تا مشخص نباشد و چگونه روسری یا سیگار را به آرامی داخل آن فرو کنم تا به نظر به شکل جادویی ناپدید شود. من توانستم دوستانم و همسایه‌هایمان را در مجتمع آپارتمانی گول بزنم. اما امروز انگشت شست گم شده بود. رفته بود. از بین رفت. و من زیاد از این موضوع خوشحال نبودم.

برادرم، طبق معمول، خانه نبود، اما فکر کردم شاید او آن را برده یا حداقل می‌دانست کجاست. نمی‌دانستم او هر روز کجا می‌رود، اما تصمیم گرفتم سوار دوچرخه‌ام شوم و به دنبالش بروم. آن سر انگشت با ارزش‌ترین دارایی من بود. بدون آن من هیچ بودم. دوست داشتم انگشت شستم برگردد.

سوار بر دوچرخه از کنار یک مرکز خرید متروکه در اونیوآی گذشتم، منطقه‌ای که در مسیر عادی دوچرخه سواری من قرار نداشت، زیرا به غیر از مرکز خرید استریپ چیزی جز مزارع خالی و علف‌های هرز و نرده‌های زنجیره‌ای برای یک مایل در دو طرف وجود نداشت. به گروهی از پسران بزرگتر جلوی بازار کوچک نگاه کردم اما برادرم را ندیدم. من حس آرامش می‌کردم زیرا معمولاً اگر برادرم را در جمعی از بچه‌ها پیدا می‌کردم به این معنی بود که او را انتخاب می‌کردند و من برای دفاع از او وارد دعوا می‌شدم. او یک سال و نیم از من بزرگتر بود، اما هیکل نحیفی داشت، و قلدرها دوست دارند کسانی را که نمی‌توانند از خود دفاع کنند، انتخاب کنند. در کنار بازار دفتر یک عینک سازی و در کنار آن فروشگاهی بود که قبلاً ندیده بودم - فروشگاه جادوی خرگوش کاکتوس. روی پیاده‌رو جلوی مرکز خرید ایستادم و از پارکینگ به آن مغازه خیره شدم. کل ویترین فروشگاه پنج شیشه عمودی با یک در شیشه‌ای در سمت چپ بود. خورشید از روی شیشه رگه‌های خاکی می‌درخشید، بنابراین نمی‌توانستم ببینم کسی داخل است یا نه، اما دوچرخه‌ام را تا جلوی در بردم بلکه شاید در باز باشد. فکر می‌کردم که آیا آنها انگشت شستِ پلاستیکی را میفروشند یا نه! و اگر می‌فروشند قیمتش چند است؟ من هیچ پولی نداشتم، اما بد نیست نگاه کنم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۱)
sariya
۱۴۰۱/۰۵/۲۲

موندم چرا ناشر محترم، عکس گروه بی تی اس به صرف یه توصیه به خوندن روی جلد کتاب گذاشته؟بی تی اس نوشته؟راجع به اوناست؟فروش بالا بره؟ خیلی حرکت ناشیانه ای بوده به هر صورت.

شاید یه ستاره ی سیاه :))
۱۴۰۱/۰۵/۱۶

لطفا در بی نهایت قرار بدین

Mehrnaz Monebi
۱۴۰۱/۰۵/۲۳

حالا چون این کتاب رو پیشنهاد کردن دلیل میشه عکسشون رو بر روی جلد کتاب چاپ کنید؟😂

Broccoli
۱۴۰۱/۰۵/۲۳

کتاب درباره بی تی اس نیست!!!😐😐😐😐😐 فقط اونا پیشنهادش کردن😐😐😐😐

dlnia
۱۴۰۱/۰۶/۰۱

خود کتاب بی نظیره 🥰البته با یک ترجمه بهتر ،این یکی انگار با google translate ترجمه شده 🙃

Raskolnikov
۱۴۰۱/۰۶/۱۴

ترجمه بد و سطحی داره کتاب برای نوجوان ها خوبه در زمینه اثار انگیزشی

army7.fati
۱۴۰۱/۰۶/۱۳

ترجمش خیلی بده.امیدوارم با ترجمه ی قشنگ ترش رو قرار بدید تا بقیه هم استفاده کنند.در غیر این صورت کتابش خیلی پر مفهوم و زیباس

korea army♡ bts7
۱۴۰۱/۰۵/۲۳

여보세요:)♡ خود کتاب ک عالیه قطعا پیشنهاد میکنم بخونید ولی ن با این ترجمه ترجمش بده اما ربطی ب جلدش نداره من با عکس بی تی اس از ی نشر دیگه گرفتم خیلیم خوب بود بعدم اصن گیریم اینا عکس بی تی اسو گذاشتن شما

- بیشتر
کاربر ۳۹۰۰۷۱
۱۴۰۱/۰۵/۱۷

ترجمه خیلی بد بود

haanaa
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

کتاب در زمینه راهکارهای روانشناسی عالیه اما ویراست کتاب اصلا خوب نیست خیلی جاها کلمات اضافی وجود داره و خیلی جاها هم باید خودتون تشخیص بدین که جمله چه جوری باید خوانده بشه که حق مطلب ادا بشه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
به‌عنوان یک جراح، اغلب شنیده‌ام که بیمارانم چگونه درد را در شب با شدت بیشتری تجربه می‌کنند. به این معنا نیست که درد آنها در شب بدتر است، فقط این است که هیچ حواس‌پرتی وجود ندارد. ذهن ساکت می‌شود و دردی که تمام روز وجود داشت بلندتر به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که چشمان ما می‌توانند در ساعت ۲ بامداد باز شوند و هر نگرانی در مورد آینده یا پشیمانی از گذشته در تاریکی شب ظاهر می‌شود.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
گاهی اوقات برای مدت بسیار طولانی. همه ما صدمه خواهیم دید همینه که هست. اما این ترفند در مورد چیزهایی است که به ما صدمه می‌زند و باعث درد ما می‌شود. آنها همچنین هدف شگفت‌انگیزی دارند. وقتی قلب‌هایمان زخمی می‌شود، آن‌وقت است که باز می‌شوند. ما از طریق درد رشد می‌کنیم. ما در شرایط سخت رشد می‌کنیم. به همین دلیل است که باید تک تک چیزهای دشوار زندگی خود را بپذیرید.
کاربر ۳۷۸۱۳۱۵
۱- به افراد دیگر علاقه واقعی پیدا کنید. ۲- لبخند بزنید. ۳- به یاد داشته باشید که نام یک شخص، برای آن شخص، شیرین‌ترین و شیرین‌ترین نام است مهمترین صدا در هر زبان ۴- شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق کنید تا در مورد خودشان صحبت کنند. ۵- بر اساس علاقه طرف مقابل صحبت کنید. ۶- کاری کنید که طرف مقابل احساس کند مهم است - و این کار را صادقانه انجام دهید.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
در قرن هفدهم پیش از میلاد، مصریان اعتقاد داشتند که هوش در قلب قرار دارد. بعد از مرگ، این قلب بود که مورد احترام قرار گرفت و با سایر اعضای داخلی حفظ می‌شد. مغز چنان برای مصریان باستان بی‌ارزش بود که به طور معمول قبل از مومیایی کردن با یک قلاب از داخل حفره بینی خارج می‌شد و سپس دور انداخته می‌شد.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
من بارها احساس خستگی کرده‌ام، اما نمی‌دانم که آیا تا به حال احساس آرامش کرده‌ام یا نه.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
کودکان و بزرگسالان زمانی بهترین عملکرد را دارند که ثبات و اعتماد در بین آنها وجود داشته باشد. مغز هر دو را نیاز دارد. در خانهٔ ما خبری از ثبات و اعتماد نبود. نه زمان مشخصی برای غذا خوردن، نه زنگ هشداری که به شما یادآوری کند که برای مدرسه بیدار شوید، و نه ساعت خواب
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
گاهی اوقات چیزی که بیشتر از همه می‌خواهید این است که کسی به شما بگوید، هر چیزی؛ زیرا بدان معناست که شما مهم هستید. و گاهی اوقات موضوع این نیست که مهم نیستی، فقط دیده نمی‌شوی چون درد اطرافیان تو را نامرئی می‌کند.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۱/۰۵/۱۵
شابک۹۷۸۶۲۲۵۶۵۱۱۹۷
تعداد صفحات۲۴۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۱/۰۵/۱۵
شابک۹۷۸۶۲۲۵۶۵۱۱۹۷