جملات زیبای کتاب در انتظار بوجانگلز | طاقچه
تصویر جلد کتاب در انتظار بوجانگلز

بریده‌هایی از کتاب در انتظار بوجانگلز

انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۴از ۳۱ رأی
۴٫۴
(۳۱)
آخر این چه‌جور دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم؟ گل را که نمی‌فروشند. گل قشنگ است. باید مجانی باشد. کافی است خم شوی و آن‌ها را بچینی. گل زندگی است و تا آن‌جا که من می‌دانم، نمی‌شود زندگی را فروخت!
Shamoy
گریستن در روز روشن واقعآ فرق می‌کند، چون نشان‌دهندهٔ میزان دیگری از اندوه است.
در جست و جوی کتاب بعدی
«حقیقت هیچ‌وقت سودی به حال آدم ندارد، حتی اگر ــ یک بار هم که شده ــ مثل دروغ خنده‌آور باشد.»
marybooks
نه می‌خواست چیزی از گرفتاری‌ها بشنود و نه از ناراحتی‌ها. می‌گفت: «حالا که واقعیت این‌قدر پیش‌پاافتاده و ناراحت‌کننده است، قصهٔ قشنگی برایمان تعریف کنید. شما خوب دروغ می‌گویید، حیف است ما را از آن محروم کنید.»
کاربر ۴۴۳۶۹۴۱
این رمان ملغمهٔ عجیبی بود. زندگی هم اغلب همین‌طور است، و چه خوب که چنین است.
محمدحسینم
بعضی‌ها هیچ‌وقت دیوانه نمی‌شوند ... لابد زندگی‌شان بدجور کسل‌کننده است. ــ چارلز بوکوفسکی ـ
در جست و جوی کتاب بعدی
مامان خوب می‌دانست که همه‌چیز تمام شده است و پاپا دارد به خودش دروغ می‌گوید. چشم‌های مامان باز مانده بود تا پاپا را رنج ندهد، چون بعضی دروغ‌ها همیشه از حقیقت بهترند. اما من خیلی خوب می‌دانستم که همه‌چیز تمام شده.
در جست و جوی کتاب بعدی
حتی بانوی پیری که سگش را با خودش آورده بود به مادرم گفته بود گرداندن پرندگان با قلاده در پیاده‌رو کاری است خطرناک و غیرانسانی. مامان جواب داده بود: «پشم یا پر، مگر فرقی می‌کند! مادموازل تا به حال کسی را گاز نگرفته. به نظر من که از آن کوفتهٔ پشمالوی شما دوست‌داشتنی‌تر است! مادموازل، بهتر است برگردیم خانه. این آدم‌ها واقعآ عامی و بی‌نزاکتند!»
کاربر ۵۶۰۰۵۱۷
گل را که نمی‌فروشند. گل قشنگ است. باید مجانی باشد. کافی است خم شوی و آن‌ها را بچینی. گل زندگی است و تا آن‌جا که من می‌دانم، نمی‌شود زندگی را فروخت!
در جست و جوی کتاب بعدی
«می‌دانم که دوستم دارید. اما من با این عشق دیوانه‌وار چه کار می‌توانم بکنم؟ چه کنم؟»
در جست و جوی کتاب بعدی
هرچقدر موقع فرار بیش‌تر جلب توجه کنی، راحت‌تر درمی‌روی. درست مثل دروغ که هرچه بزرگ‌تر باشد، راحت‌تر آن را باور می‌کنند!»
در جست و جوی کتاب بعدی
به خود گفتم هرگز از چنین دیوانگی‌ای احساس پشیمانی نخواهم کرد. محال است چنین تابلو زیبایی ثمرهٔ اشتباه یا انتخاب نادرست باشد. نوری چنین زیبا نمی‌تواند دریغی در پی داشته باشد. هرگز.
در جست و جوی کتاب بعدی
همه دروغ می‌گفتند، چون برای حفظ آرامش در برابر خطر راستگویی، بهتر است حقیقت یا دست‌کم تمام حقیقت را بر زبان نیاوریم.
marybooks
هرچقدر موقع فرار بیش‌تر جلب توجه کنی، راحت‌تر درمی‌روی. درست مثل دروغ که هرچه بزرگ‌تر باشد، راحت‌تر آن را باور می‌کنند!»
marybooks
مادرش به او یاد داد که همه را شما خطاب کند، چون معتقد بود (تو گفتن) زمینه‌ساز سلطهٔ دیگران بر ماست. به او گفته بود (شما) اولین سد امنیت در زندگی است، نیز نشانهٔ آن‌که ما باید به تمام افراد احترام بگذاریم.
marybooks
این رمان ملغمهٔ عجیبی بود. زندگی هم اغلب همین‌طور است، و چه خوب که چنین است.
marybooks
سوت‌زدنش هم تعریفی نداشت. اما این کارهایش، مثل هر کاری که با خوش‌قلبی انجام شود، قابل تحمل بود
کاربر ۵۶۰۰۵۱۷
(به هر نامی که می‌خواهید صدایم بزنید، به این شرط که مرا سرگرم کنید و بخندانید. این‌جا مردم بوی ملال می‌دهند.)
در جست و جوی کتاب بعدی
همه دروغ می‌گفتند، چون برای حفظ آرامش در برابر خطر راستگویی، بهتر است حقیقت یا دست‌کم تمام حقیقت را بر زبان نیاوریم.
در جست و جوی کتاب بعدی
به دوروبرمان نگاه می‌کردیم تا علت این سقوط تازه را دریابیم، اما متوجه می‌شدیم که علتی در کار نیست و مشکل هم دقیقآ همین بود.
در جست و جوی کتاب بعدی
مثل همیشه می‌دانست چطور به خاطر عشق دروغ‌های قشنگ به هم ببافد.
در جست و جوی کتاب بعدی
شما شاید اطلاع نداشته باشید، اما کارکردن سرنوشت هرروزهٔ بیش‌تر آدم‌هاست!)
marybooks
پاپا کرکره‌ها را بسته بود تا شب امتداد یابد. دوتایی در تاریکی کنار مامان آرام بودیم. این روز تازه را نمی‌خواستیم. نمی‌توانستیم آن را بپذیریم. پاپا هم برای همین کرکره‌ها را بسته بود. آن‌ها را بسته بود تا برآمدن این روز تازه را به تعویق بیندازد.
Farnaz
ساده‌ترین کار جهان دل‌بردن با دروغ‌پردازی‌هایی است که حساسیت قربانیان را نشانه می‌گیرند.
کاربر ۴۴۳۶۹۴۱
رفتار عجیبش تمام زندگی‌ام را پر می‌کرد. وارد زندگی‌ام شده و در هر کنج آن خیمه زده بود. تمام صفحهٔ ساعت را اشغال کرده بود و تمام لحظات را می‌بلعید. با آغوش باز از این جنون استقبال کردم، بازوانم را دور آن حلقه کردم و تنگ در آغوشش فشردم تا وجودم را از آن اشباع کنم. اما می‌ترسیدم چنین جنون شیرینی ابدی نباشد.
gltous
به خود گفتم هرگز از چنین دیوانگی‌ای احساس پشیمانی نخواهم کرد. محال است چنین تابلو زیبایی ثمرهٔ اشتباه یا انتخاب نادرست باشد. نوری چنین زیبا نمی‌تواند دریغی در پی داشته باشد. هرگز.
gltous

حجم

۱۱۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۱۱۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان