معرفی و دانلود کتاب شب در «از ما بهترانیه» + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شب در «از ما بهترانیه»
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب شب در «از ما بهترانیه»

مجموعه داستان

نوع کتاب
۲.۳ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمیدرضا نجفی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب در «از ما بهترانیه»

مجموعه داستان کوتاه شب در «از ما بهترانیه» نوشتهٔ حمیدرضا نجفی در نشر چشمه به چاپ رسیده است. حمیدرضا نجفی پس از ۱۲ سال با مجموعه داستان شب در «از ما بهترانیه» بازگشته است. او از شاگردان هوشنگ گلشیری است. بی‌شک مخاطبانِ ادبیات داستانی کتابِ درخشان او یعنی «باغ‌های شنی» را از خاطر نمی‌برَند که در سالِ 1385 جایزه ی بنیاد هوشنگ گلشیری را برایش همراه آورد.

درباره کتاب شب در «از ما بهترانیه»

درون‌مایهٔ اکثر داستان‌ها ترس، راز و البته یک اتفاق مرموز است که با شوک و ضربه‌ای همراه می‌شود. سایه‌ها و آدم‌ها غیرقابل تفکیک می‌شوند و صداهایی به گوش می‌رسد که انگار از اعماق زمانی نامشخص می‌آیند. مجموعه داستان‌های او معمولاً با هم پیوستگی‌هایی دارند.

درباره حمیدرضا نجفی

حمیدرضا نجفی متولد ۱۳۴۳ نویسنده و مترجم ایرانی است. او یکی از چیره‌دست‌ترین داستان کوتاه‌نویسان ادبیات ایران در دو دهه‌ی گذشته بوده است. حمیدرضا نجفی از شاگردان هوشنگ گلشیری است . اولین رمانش با نام «کوچه صمصام» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرد. اولین مجموعه داستان وی با عنوان «باغ‌های شنی» توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد. این مجموعه داستان موفق به دریافت جایزهٔ ششمین دورهٔ جایزهٔ ادبی گلشیری شد و توانست نظر منتقدان را جلب کند.

کتاب شب در «از ما بهترانیه» را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

دوست‌داران داستان کوتاه و داستان‌هایی با فضاهای رازآلود از مطالعهٔ این مجموعه داستان لذت خواهند برد.

بخشی از کتاب شب در «از ما بهترانیه»

مسیر هرروزه، ویترین مغازه‌ها، تابلوهای اعلانات و ــ شاید باور نکنید ــ حتی آدم‌های این مسیر را از حفظم. بارها با خودم شرط‌بندی کرده‌ام و چشم‌بسته این مسیر را رفته‌ام و حتی حواسم بوده دم سگی ولگرد را که همیشه در جای مشخصی گوشهٔ پیاده‌رو ولو شده لگد نکنم، سگی ماده با وضعیتی رقت‌بار و چشمانی ملتمس که دیگر جزء لوازم پیاده‌رو شده. تنها تفریح من در این پیاده‌رَوی اجباری و تقریباً هرروزه مسابقه‌ای است که خودم ابداع کرده‌ام (بدیهی است که چنین مسابقه‌ای فقط به درد خودم می‌خورد). اولین امتیاز این تفریح ـ مسابقه این است که هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان (البته غیر از خود من) از جریان مسابقه مطلع نیست و به همین دلیل احساس می‌کنم تنها مسابقه‌ای است که هر کس (البته به اعتقاد من) ارزش واقعی خود را در شرایط مساوی (البته با حفظ امتیاز برای خودم) نشان می‌دهد. اطلاع من از جریان مسابقه و آزادی عملم در انتخاب حریف بیچاره‌ای که روحش هم از ماجرا خبر ندارد آن‌قدر خودخواهانه است که آن‌جای مشت‌ولگدخوردهٔ روح آدمِ توسری‌خوری مثل من را کمی نوازش و ترمیم کند.

دومین امتیاز این تفریح ـ مسابقه آن است که بُعد مسافت را کم‌تر احساس می‌کنم و در نتیجه اضطراب و هراس دائم از دیر رسیدن و این قبیل مزخرفات هم اندکی تسکین می‌یابد (تسکین! با این حساب امتیاز دوم خودش کلی امتیاز است).

امتیاز سومش این است که همان بلایی را سرِ دیگران می‌آورم (یا لااقل ادایش را درمی‌آورم) که دیگران هر روز و هر ساعت، به شکل‌های دیگر و اغلب خیلی بدتر و ناجورتر، سرِ خودم می‌آورند ــ یعنی شرکت دادن آدم‌ها در چیزهای همگانی و عمومی که روح‌شان هم از آن خبر ندارد. بگذار حالا که می‌خواهند مرا هم شریک حماقت‌های عمومی‌شان کنند، لااقل کمی هم باعث تفریح من بشوند. مگر به کجای دنیا برمی‌خورَد؟ (ولی دوستان، در عمل ثابت شد که انگار به خیلی جاهای دنیا برمی‌خورَد!)

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب در «از ما بهترانیه» و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشب در «از ما بهترانیه»
عنوان دیگرمجموعه داستان
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهحمیدرضا نجفی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۷/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۱۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۶۲۴-۱
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۴۳۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه جهان تازه‌ی داستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دایی همید
۱۴۰۵/۰۲/۱۱

هرچه تاکنون از نجفی خوانده ام، گیرا بوده است و در خاطر ماندنی نمی دانم چقدر می نویسد اما کم چاپ کرده است. همین ها کم هم سرآمد است بر زیاده نویسی های بی حاصل همه ی این سالها. و راستی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

رها
۱۳
بعد از هرگز خنده‌ام گرفت.
رها
۳
امروز ــ یعنی همین امروز ــ فهمیدم آدم حرفش را نمی‌تواند به هیچ‌کس بگوید. به کی بگوید؟ یا به کی می‌گوید؟
رها
۱
مثل شخصیت‌های کارتونی که با چشم بسته از لبهٔ پرتگاه چند قدم جلو می‌روند و زمانی که چشم باز می‌کنند و می‌فهمند در فضای خالی قدم می‌زنند، سقوط می‌کنند. من هم حالا چشم باز کرده‌ام و نوبت سقوط است و کو تا ته دره!
دایی همید
۰
و من حالا باید تقاص تمام آن پنهان شدن‌های مزورانه‌ام را پس بدهم. حالا دیگر نمی‌دانم با کدام خندهٔ هم‌دستانه و کدام «به من مربوط نیست» می‌توانم خود را از انگشت اتهامی که بی‌هیچ ابهامی صاف مرا نشانه گرفته مخفی کنم. هان! و یا شاید هم نه؛ شاید حقارتم آن‌قدر عمیق است که حتی سرما هم نمی‌خواهد دستانش را به من آلوده کند.