جملات زیبا از متن کتاب شب در «از ما بهترانیه» | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب در «از ما بهترانیه»
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب شب در «از ما بهترانیه»

مجموعه داستان

۲.۳(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
حمیدرضا نجفی
انتشارات: 
نشر چشمه

۸۶,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۳۴,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بعد از هرگز خنده‌ام گرفت.
رها
۱۳
امروز ــ یعنی همین امروز ــ فهمیدم آدم حرفش را نمی‌تواند به هیچ‌کس بگوید. به کی بگوید؟ یا به کی می‌گوید؟
رها
۳
مثل شخصیت‌های کارتونی که با چشم بسته از لبهٔ پرتگاه چند قدم جلو می‌روند و زمانی که چشم باز می‌کنند و می‌فهمند در فضای خالی قدم می‌زنند، سقوط می‌کنند. من هم حالا چشم باز کرده‌ام و نوبت سقوط است و کو تا ته دره!
رها
۱
و من حالا باید تقاص تمام آن پنهان شدن‌های مزورانه‌ام را پس بدهم. حالا دیگر نمی‌دانم با کدام خندهٔ هم‌دستانه و کدام «به من مربوط نیست» می‌توانم خود را از انگشت اتهامی که بی‌هیچ ابهامی صاف مرا نشانه گرفته مخفی کنم. هان! و یا شاید هم نه؛ شاید حقارتم آن‌قدر عمیق است که حتی سرما هم نمی‌خواهد دستانش را به من آلوده کند.
همید
۰