معرفی و دانلود کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیهsubscriptionAvailable

کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه

چگونه یک دیوانه شب‌ها به خود و روزها به من تبدیل می‌شود

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کیانوش خان‌محمدی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه

کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه نوشتة کیانوش خان‌محمدی است. این کتاب دومین نوشتة آقای خان‌محمدی است که با هفت سال فاصله از کتاب قبلی او نوشته و منتشر شده است.

درباره کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه

کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه اولین بار در سال 1399 منتشر شد و تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است. کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه شعرهایی با موضوعات مختلف از جمله عشق، تنهایی، اجتماعی ، سیاسی و جنگ را در خود جای داده است. این کتاب تک جلدی است و ارتباطی به کتاب قبلی آقای خان‌محمدی ندارد.

شعرهای او از جمله دیوانه، قطار، باران، نهنگ، ساعت، ونیز، کلید، و... را در این کتاب خواهید خواند.

خواندن کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟

کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه برای کسانی مناسب است که اهل شعر هستند و خواندن شعرهای سپید و کوتاه آن‌ها را خسته نمی‌کند.

درباره کیانوش خان‌محمدی

کیانوش خان‌محمدی در سال 1364 در شهر بیجار گروس در کردستان متولد شده است اما در حال حاضر در تهران ساکن است. او در رشتة طراحی صنعتی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده هنر- معماری تهران فارغ‌التحصیل شده است. کیانوش خان‌محمدی علاوه‌بر سرودن شعر، فعالیت‌هایی در حوزه نمایشنامه‌نویسی و بازیگری تئاتر نیز دارد.

تاکنون از او دو اثر به نام‌های سنگ‌ها از ترس غرق شدن می‌پرند... و ده و ده دقیقه و سی ثانیه منتشر شده است.

بخش هایی از کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه

پیشکش به خودم که شبیه خود است

همان که هروقت با چشم بسته روبه‌رویش می‌ایستم گاهی دزدکی چشمش را باز می‌کند و زود می‌بندد

حالا در آینة آسانسور است

آنکه لحظه‌ای پیش در آینة اتاقم بود

و دیروز در آینة اتومبیلم

آیا دنیای آینه‌ها به‌هم متصل است؟

من آن‌ام که آینه‌ها را آزموده؛

آینه‌ای در آب انداخته‌ام

برای دست‌وپا زدنِ دریا در خودش

آینه‌ای خوابانده‌ام بر خاک

برای دفن آسمان زیر برف خودش

آینه‌ای پرت کرده‌ام از قله‌ای بلند

برای سقوط زمین برسر خودش

آینه‌ای در جاده نصب کرده‌ام

برای کشته‌شدن در تصادف با خودم

آینه‌ای خرد کرده‌ام و ذره‌ذره بلعیده‌ام

برای مرتب‌کردن خودت

نگاهم کن!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ده و ده دقیقه و سی ثانیه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ده و ده دقیقه و سی ثانیه
عنوان دیگر:چگونه یک دیوانه شب‌ها به خود و روزها به من تبدیل می‌شود
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:کیانوش خان‌محمدی
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۶/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۵۴-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۱۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ARMY
۱۴۰۰/۰۹/۲۱

خیلی قشنگ بود برای من خیلی دوست داشتم

۰
ali@6672
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۲

زیبا بود

۰
کاربر ۵۱۳۵۶۷۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۳

خیلی خیلی قلم قشنگ و دلنشینی داره،وقتی خوندم شوکه شدم،انتظار اینهمه خوب بودن و نداشتم🤍

۰
Mina.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

تلخ و زیبا

۰
امین۳۶۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۲

فکر کردم خیلی پسندم باشه. شعر اول هم خوب شروع شد. ولی ادامه کتاب فهمیدم نه، برای من نیست. اکثر نوشته ها یه جوری بودن انگار فقط خود نویسنده میدونه داره چی میگه. مراقب هم باشیم.

۰
mojtaba.jahanbakhshi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۷

خوندم و مردم

۰
کاربر ۴۷۷۲۹۲۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

وای بینظیر بود 👏 من از اول تا آخرشو یه نفس خوندم مرسی از نشر نگاه 🌸

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۴۷۷۲۹۲۹
۲۳
دراز کشیده‌ای در آغوشم و حواست نیست تنم را کنارت جاگذاشته‌ام تا متوجهِ رفتنم نشوی.
کاربر ۵۱۳۵۶۷۷
۶
باران قسم خورده خیس‌ام کند، پس چتر را نخواهد فهمید! چتر را می‌بندم و می‌دَوم در را پشت‌سرم قفل می‌کنم باران که تعقیبم کرده، کم‌کم نفوذ می‌کند از درز پنجره... از دوش حمام... از چشم‌هایم...
maryas
۵
از نبودنت خشمگین‌ام امّا چه می‌شود کرد وقتی نیستی؟ سیل در کویر چه‌چیز جز خودش را نابود می‌کند؟
maryas
۵
در کلماتم، در فریادهایم و در هرچه از من می‌شنوید، سکوت کرده‌ام لالم، لال! لالی که حرف می‌زند.
کاربر ۵۱۳۵۶۷۷
۴
تکلیفِ ما با سال‌ها ماه‌ها روزها و ساعت‌ها دقیقاً معلوم است امّا انسان‌های نخستین، _ آن‌ها که برای زمان حتی کلمه‌ای نداشتند _ چگونه پیر می‌شدند؟
Mina.
۴
دارم میان اجساد می‌گردم تا ببینم آیا من نیز مرده‌ام؟ البته که مرده‌ام! و حتی اگر نمرده باشم، جسدی شبیه خودم را نشان زندگی خواهم داد بلکه دست از سرم بردارد!
Mina.
۳
حتی به خط پایان فکر هم نکرده بود دونده‌ای که اول شد، از خودش فرار می‌کرد.
کاربر ۵۱۳۵۶۷۷
۲
گفت: «ببینم، جایی جنگ شده؟» گفتم: «چطور؟» گفت: «خودم دیدم قطارها پُر می‌روند و خالی برمی‌گردند!» گفتم: «جنگ انسان‌ها را به اشیاء تبدیل می‌کند سربازهایی که با واگن‌های مسافری می‌روند، با واگن‌های باری برمی‌گردند آن‌ها سربه‌راه‌اند، درست مثل قطار! آن‌ها فقط بلدند اگر معشوقه‌ای دارند، او را از پنجرهٔ قطار ببوسند و بروند»
پاییز بانو
۲
من که هروقت عجله‌ای در کار بود کلید را در جیبم پیدا نمی‌کردم، طبیعی بود اگر جملهٔ «دوستت دارم» را به‌موقع در دهانم پیدا نکنم تو مثل تمام معشوقه‌های دنیا دیرت شده بود و باید می‌رفتی رفتی و بعد از رفتنت بارها گفتم دوستت دارم بارها و بارها _ دوستت دارم ...
پاییز بانو
۲
پرسیدم: «پدر! نهنگ بزرگ‌تر است یا دریا؟» گفت: «معلوم است پسرم، نهنگ! برای همین است که از دریا بیرون می‌زند...»