
معرفی کتاب شعری که شنیده نشد
کتاب شعری که شنیده نشد نوشته رنه واتسون است که با ترجمه شروین جوانبخت است. کتاب شعری که شنیده نشد را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیتترین کتابها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.
درباره کتاب شعری که شنیده نشد
آمارا برای هدیه تولد از پدر و مادرش میخواهد؛ به هارلم نیویورک برود و خانواده پدری و خانه کودکی او را ببیند. مادرش معتقد است نیویورک جای دختربچهها نیست اما آمارا اصرار میکند. نیویورک با تصویری که آمارا در ذهنش ساخته بسیار متفاوت است. خیابانهای نیویورک شلوغ است و مترو طولانی و گیجکننده است و پیادهروها باریکاند. پدرش درگیر کارهای خودش است و نمیتواند کنارش باشد. آمارا باز هم دست از پرسوجو برنمیدارد، جستوجومیکند و چیزهای بیشتری درباره هارلم، پدرش و گذشته خانوادهاش پیدا کند. کمکم به چیزهای جالبی میرسد.
خواندن کتاب شعری که شنیده نشد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام کودکان علاقهمند به داستان پیشنهاد میکنیم
بخشی از کتاب شعری که شنیده نشد
سعی میکنم توجه بابا را به خودم جلب کنم. شاید او طرفداریام را بکند و مامان را راضی بکند که اجازه بدهد به نیویورک بروم. ولی او روی آشپزیاش تمرکز کرده است. درِ کشویی حیاطخلوت را باز میکند و بیرون میرود تا به غذای روی منقل سر بزند. بابا دوست دارد غذاها را کباب کند، حتی اگر هوا سرد باشد. میگوید اصلاً بهخاطرِ همین ایوان سقفدار، خانه را خریده است. فکر کنم دوست دارد بیشتر آن بیرون باشد.
او را تماشا میکنم که ماهیهای سالمون را از روی منقل برمیدارد، آنها را توی بشقابها میچیند و رویشان لیمو میچکاند. بهمحضِ اینکه برمیگردد توی خانه، دوباره تلاش میکنم. «مامان، یهجوری حرف میزنی انگار قرار نیست بابا خودش اونجا باشه. من که نمیخوام تنهایی برم. تازه، میتونم بالاخره دخترعمههام رو ببینم و با عمه تریسی وقت بگذرونم...»
مامان میگوید: «دختر گلم، شما نیویورک نمیری، متوجه شدی؟» بشقابها را جلویم میگذارد و نگاهی به بابا میاندازد تا او را مجبور به پشتیبانی از خودش کند.
بابا ظرف کثیفی را توی ظرفشویی میگذارد. میدانم که مامان بعداً برای ظرفهای کثیف غرغر میکند. بابا بهترین آشپز دنیاست؛ ولی وقتی آشپزی میکند، تمام کاسهها، بشقابها، چاقوها، قاشقها و چنگالها را کثیف میکند. ماهی یک بار، غذای خانوادگی مفصل برایمان میپزد؛ چون بیشتر وقتها بهخاطرِ کارش مسافرت است یا آنقدر سرش شلوغ است که دیر میآید خانه و وقت شام درست کردن ندارد. و فردا صبح هم میرود لسآنجلس؛ این یعنی من و مامان برای چند روز آینده از بیرون غذا میگیریم.
مامان نگاهی به ظرفهای کثیف توی ظرفشویی میاندازد. «عزیزم، خودت باید همهٔ این ظرفها رو بشوری ها. نمیتونی همهش رو بذاری برای هانا.»
بابا پرسید: «مگه به هانا حقوق نمیدیم که خونه رو تمیز کنه؟»
مامان آه میکشد و میدانم که این آه یعنی دیگر از دست من و بابا کفری شده است. بلند میشوم و بشقابها را میبرم سر میزی که توی آشپزخانه است. ما بیشتر توی آشپزخانه غذا میخوریم تا توی ناهارخوری. فقط روزهای شکرگزاری یا وقتی مهمان داریم، آنجا غذا میخوریم. فعلاً آنجا هم جزئی از اتاق کار مامان شده است. طراحیهایش و مجلههای زیبایی و تکههای پارچه، پخشوپلا روی میز افتادهاند. مامان لباس طراحی میکند و آنها را توی بوتیکش در مرکز شهر، منطقهٔ پِرلِ پورتلند میفروشد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شعری که شنیده نشد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | شعری که شنیده نشد |
|---|---|
| موضوع: | داستان کودک و نوجوانان |
| نویسنده: | رنه واتسون |
| مترجم: | شروین جوانبخت |
| انتشارات: | انتشارات پرتقال |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۹/۰۱/۲۰ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۱۲.۴ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۹۹۶-۶ |
| تعداد صفحهها: | ۱۶۸ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۸۹۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
🍀این کتاب درمورد دختری ست که قصد دارد برای دیدن بابابزرگ و عمه و دخترعمه هایش به محله هارلم نیویورک برود اما با مخالفت هایی مواجه میشود.🤍🤌در طول داستان ماجراهای آمارا(شخصیت اصلی کتاب) در میان خانواده اش اتفاق می افتد.🌱 من...بیشتر
نمیفهمم چرا کتابایی که اینقدر خوبن اولشون خسته کننده ست؟ واقعا نمیفهمم🥲 معرکه بود و من از اونجایی که نیویورک خیلی دوست دارم برم خوشم اومد شخصیت اصلی هم همینو میخواست😂 واقعا بخونید کتاب خارقالعاده ایه🎀🍰
وسطای کتابم معمولن واسه کتابا نظر نمیدم ولی اگه دقت کردع باشین امارا تو کتاب میگه که موهاشو با اتو صاف میکنه که بعد آوا حرص میخوره خب توی جلد امارا موهاش فرن؟..... نکته جالبیه در کل کتاب قشنگیه ولی میتونم حدس بزنم چه...بیشتر
حقیقتش بر خلاف اسمش ربطی به شعر نداره ولی عالیه عاشقشم
(اگه دیدید من زیر کتابی نظر گذاشتم بدونید نسخه ی چاپی رو خوندم^^) یکی از بهترین کتاباییه که خوندمم و خیلی پیشنهادش میکنممم اولش شاید یکم حوصله سر بر به نظر بیاد ولی واقعااا کتاب جالبیه :🌟
چند روز بیش تر به تولد « آمارا » نمانده و او فقط یک هدیه از پدر و مادرش می خواهد؛ به هارلم نیویورک برود و خانه ی کودکی او را ببیند. ولی نیویورک با تصویری که آمارا در ذهنش...بیشتر
این داستان راجب دختری به نام آمارا ست. پدر او 12 است که با پدرش( بابابزرگ)آمارا صحبت نکرده و حالا آمارا میخواهد برای کادو ی تولد 12 سالگی اش او را به نیویورک( شهری که پدربزرگ در آن زندگی میکند)...بیشتر
کتاب جالبیه و داستان فوق العاده جالبی هم داره🙂🌱 مطمئنم از خوندمش لذت میبرید و خسته نمیشید داستان درمورد آماراست ، دختری که دلش میخواد درمورد گذشته پدرش و خانوادش بیشتر بدونه ...
الان ساعت یک شبه من دوساعت ونیمه که دارم این کتابو میخونم خیلی جالبه نمیذاره ولش کنم امروز صبح این کتاب رو از کتابخونه قرض گرفتم باهاش دارم دیوونه میشم کتاب هیلی جالبیههههه🌱
خیلی معمولی بود.