کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی

دانلود و خرید کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۲۸ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی

کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی نوشتهٔ سایاکا موراتا و ترجمهٔ مسعود فقیه است. مرجان عابدینی گویندگی این کتاب صوتی را انجام داده و انتشارات ماه آوا آن را منتشر کرده است. این اثر صوتی روایت دختر جوان ژاپنی‌ای است که همیشه اطرافیانش از رفتار عجیب او ناراحت هستند.

درباره کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی

نویسندهٔ کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی، ۱۸ سال در یک فروشگاه به‌شکل نیمه‌وقت در شغل فروشنده فعالیت کرده است. سایاکا موراتا خاطراتش را در کتاب صوتی حاضر نوشته است. این کتاب موفق به دریافت مهم‌ترین جایزهٔ ادبی ژاپن یعنی «آکوتاگاوا» شده است. در این داستانْ دختر جوان از کودکی مداوم از طرف خانواده و دوستانش تحت‌فشار است که رفتاری عجیب و غیرعادی دارد. او در یک شغل نیمه‌وقت در یک سوپرمارکت مشغول به کار می‌شود و کم‌کم می‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند و به نظر عادی بیاید، اما با آمدن فروشندهٔ دیگری به سوپرمارکت همه‌چیز تغییر می‌کند. دوستان و خانواده‌اش مدام او را برای مجرد و بدون فرزند بودن تحت‌فشار می‌گذارن. «کیکو» برای حل این مسئله تصمیم عجیبی می‌گیرد.

شنیدن کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

شنیدن این کتاب صوتی را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ژاپن و قالب داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صوتی سوپر مارکت شبانه روزی

«وقتی به کار بدنی مشغول هستید، بالاخره روزی فرا می‌ٰرسد که شرایط جسمی‌تان دگرگون می‌شود و شما دیگر به‌دردبخور محسوب نمی‌شوید. هرقدر هم که سخت کار کنم، هرقدر هم که قابل‌اتکا باشم، وقتی جسمم پیر شد بی‌شک من هم به یک قطعهٔ مستعمل تبدیل می‌شوم. قطعه‌ای آمادهٔ تعویض که دیگر به کار فروشگاه شبانه‌روزی نمی‌آیم.

«خانم فوروکاوا، این یکشنبه می‌توانید بیایید سر کار؟ فقط شیفت عصر. سوگاوارا کنسرت دارد و نمی‌تواند بیاید.»

«آره، می‌توانم بیایم.»

«واقعاً؟ خیلی لطف می‌کنید.»

در حال حاضر من یک قطعهٔ قابل‌استفاده هستم. ترکیبی از آرامش و اضطراب را در وجودم حس می‌کنم. با تقلید لحن حرف زدن سوگاوارا گفتم: «آره، دارم سعی می‌کنم پول‌هایم را ذخیره کنم، برای همین پیشنهاد کار کردن را قبول کردم.» و لبخندی زدم.»

نظرات کاربران

کاربر 8426738
۱۴۰۳/۰۳/۱۶

یک داستان روان و زیبا که با مفاهیم هویت، هنجار های جامعه، تنهایی، شغل، هدف و .... دست و پنجه نرم می کنه. وقتی ب داستان گوش می دی کمی از حس تنهایی ات کاسته میشه و کمی ب گرمای

- بیشتر
sky
۱۴۰۱/۱۰/۲۵

این کتاب مثل این که زندگی بابا اسفنجی را بزرگ تر تاریک تر البته بشکل عظیمی بیمزه تر تجربه کنیم. کتاب کمی افسوره کننده. بعد خواند کمالش احساس پیری به من دست داد. نویسنده کتاب بشت ماده گراه است. زندگی

- بیشتر
رابرت
۱۴۰۱/۱۰/۱۹

کتابی بسیار دلنشین بود برای من ، کمی من رو از بقیه موارد دور کرد مخصوص فروشنده های فروشگاه های زنجیره ای عه البته پایانش رو دوست نداشتم ولی خب اینم باید قبول کرذ!!!

niloo Salehi
۱۴۰۱/۱۱/۲۵

کتاب زیبایی بود با دیدگاهی واقعا جالب و واقعی.همیشه افرادیکه ازدواج کردن خودشون رو به غلط موفق تر میدونن حتی اگر زندگیه خوبی نداشته باشند. تنها دلیلی که ستاره کامل به این کتاب ندادم نحوه خوانش کتاب بود که با

- بیشتر
Rose
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

با اینکه در خود داستان هیچ تشخیصی داده نشد ولی شخصیت اصلی داستان فردی سایکو و خارج از چارچوب‌های جامعه است. نه فقط بخاطر اینکه انتظارات و هنجارهای جامعه را برای "نرمال" بودن رعایت نمیکند، بلکه مشاهده می‌شود که درکی

- بیشتر
مریم ص
۱۴۰۵/۰۲/۳۰

با شنیدن این کتاب یاد این جمله گلاستر افتادم که می گه جامعه انسانی از نظر فناوری، فوق العاده پیشرفت کرده ولی از نظر مناسبات و روابط انسانی پیشرفت زیادی حاصل نشده و همچنان قوانین جوامع نخستین حاکمه. (هشدار اسپویل): پایان داستان

- بیشتر
Arian
۱۴۰۴/۰۵/۰۹

مورد علاقه من نبود و پایان خوشی نداشت

سامان آریایی
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

این کتاب رو نمی‌تونم به همه پیشنهاد کنم ولی من از این اثر لذت زیادی بردم اده بود روان بود داستان یک آدمیه که می‌تونیم بگیم شخصیت اصلی تا حدودی مشکل مغزی داره یا بهتره بگیم درکی از جامعه نداره

- بیشتر
نرگس
۱۴۰۴/۰۵/۰۷

کتاب قشنگی بود، حسی رو داشت که من به شغلم دارم، عالی روایت کرده بود، اما فرهنگ ژاپنی هم بعضی وقتا خیلی عجیبه ها...

کاربر 11757267
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

خیلی شیرین علائم اتیستیک رو توصیف کرده بود و حق زیستن و احترام افراد متفاوتو