معرفی و دانلود کتاب هشت کتاب + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب هشت کتاب
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب هشت کتاب

نوع کتاب
۴.۳(از ۱۳۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سهراب سپهری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هشت کتاب

هشت کتاب مجموعه‌ای از اشعار سهراب سپهری است که توسط انتشارات ذهن آویز در سال ۱۳۹۱ منتشر شد. این کتاب شامل هشت دفتر به نام‌های «مرگ رنگ»، «زندگی خواب‌ها»، «آوار آفتاب»، «مشق اندوه»، «صدای پای آب»، «مسافر»، «حجم سبز» و «ما هیچ ما نگاه» است. این اشعار همگی در بازه‌ی زمانی دهه‌ی ۳۰ تا اواسط دهه‌ی ۵۰ سروده شده‌اند. این کتاب را برای خرید و دانلود در طاقچه ارائه شده است.

درباره هشت کتاب سهراب سپهری

کمتر کسی را می‌توان یافت که حداقل یکی از اشعار سهراب سپهری را نشنیده باشد. نام سهراب با فرهنگ و ادبیات ما درهم آمیخته شده است. سهراب سپهری نگاهی متفاوت به زندگی و حتی مرگ داشت، و این نگاه در اشعارش به خوبی پیداست. با خواندن کتاب‌های این شاعر گران‌قدر، فلسفه‌ای عمیق را با زبانی لطیف و زیبا درک خواهیم کرد.

هشت کتاب سپهری مجموعه‌ای است که هر آنچه از سهراب و شعرهایش بخواهید را یک جا در اختیارتان قرار می‌دهد. از اولین دفترش که در سال ۱۳۳۰ منتشر شد، تا آخرین‌شان که تنها چند سال پیش از وداع دنیا با این شاعر بزرگ سروده شد. تعداد زیادی از این اشعار پیش از اینکه در قالب کتاب به چاپ برسند، در نشریه‌ها و مجلات زمان خود منتشر شده بودند. اما با چاپ اشعار او در قالب مجموعه‌ای به نام هشت کتاب، نظم مشخصی پیدا کردند. با خواندن این مجموعه می‌توانید خط فکری سپهری را از دهه‌ی سی تا اواسط پنجاه دنبال کنید و با نگاه متفاوت او در هر دوره و زمان آشنا شوید.

چرا باید هشت کتاب سهراب سپهری را بخوانیم؟

زندگی در عصر و قرنی که شاعری مانند سهراب سپهری را به خود دیده یکی از موهبت‌های هستی است. برای اینکه بدانیم با چه شاعری هم‌عصر بوده‌ایم و نگاه سپهری به دنیا چه بود، خالی از لطف نیست که با قلم و نگاهش آشنا شویم. سپهری شاعری است که نمی‌توان به‌راحتی از کنار کتاب‌هایش گذشت و سحر نشد.

خرید و دانلود هشت کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

همه‌ی افرادی که اندک علاقه‌ای به دنیای شعر و شاعری دارند. حتی آن‌ها که تا به حال شعری نخوانده و اصلاً دوست‌دار دنیای منظوم نیستند. بعید نیست با ورود به دنیای کتاب‌های سپهری نگاه‌شان عوض شود و یکی از علاقه‌مندان به شعر شوند. این کتاب مناسب افرادی است که می‌خواهند مجموعه‌ای کامل از هرآن‌چه سهراب سپهری در طول حیاتش سروده بود داشته باشند.

درباره سهراب سپهری

سهراب سپهری متولد ۱۴ مهر ۱۳۰۷ است. او در شهر قم متولد شد و خانواد‎ه‌اش پس از مدت کوتاهی به خوانسار و سپس کاشان نقل مکان کردند. تا زمان اخذ مدرک دیپلم در کاشان ماند و برای ادامه‌ی تحصیلات راهی تهران و دانشگاه هنرهای زیبا شد. او هم‌زمان با تحصیل، در شرکت نفت استخدام و مشغول به کار شد، اما این شغل زیاد دوام نیاورد و سپهری پس از هشت ماه راه خود را از کارمندان شرکت نفت جدا کرد.

شاید اکثر ما سهراب سپهری را فقط با اشعار و نقاشی‌هایش بشناسیم، اما او یک مترجم هم بود و اشعاری به زبان ژاپنی ترجمه کرده است. این قسمت از زندگی سپهری به دلیل سفرهای فراوان او به کشورهای مختلف دنیا از جمله شرق دور شکل گرفته است، که روی ذهن و فکر او تأثیر بسیار زیادی گذاشت.

سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه از اشعار نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» منتشر کرد و در سال ۱۳۳۲ از دانشکده‌ی هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و نشان درجه‌ی اول علمی را دریافت کرد. او سرانجام در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ دار فانی را وداع گفت و رنگی کنار این شب بی‌مرز مرد.

نظرات و نقدها درباره اشعار سهراب سپهری

شاعری که بسیاری از معانی را از نو ساخته و نگاهی تازه به جهان و هر آن‌چه در آن است داشته، مسلماً با تفسیرها، تمجیدها و نقدهای فراوانی مواجه خواهد شد. از سپهری بسیار گفته و شنیده شده است. نه‌تنها مصاحبه و مقاله، بلکه کتاب‌هایی هم در تفسیر و توضیح اشعار و حالات او به نگارش درآمده است.

در کتاب «پیامی در راه» که نظری به شعر و نقاشی سهراب سپهری است، می‌توانید نظریات و نقدهای جالبی را مشاهده کنید. داریوش آشوری یکی از پدیدآورندگان کتاب می‌نویسد: «طبیعت‌ستایی سپهری به‌ظاهر چیزی از طبیعت‌ستایی رمانتیسم اروپایی...در خود دارد اما ریشه‌هایش از دورن‌مایه‌ای عمیق‌تر آب می‌خورد و آن عرفان شرق است.»

در جایی دیگر می‌خوانیم: «شعر سهراب سپهری به درخت می‌ماند. اصلاً خود درخت است. همچنان که منِ شعری او پر از دار و درخت است. آنان که به تنوع زیر سایه‌ی این درخت می‌نشینند و از سر تفنن به شاخ و برگ و تنه‌اش نگاه می‌کنند، نمی‌توانند دیده‌ی تخیل خود را بگشایند و به ریشه‌ی آن بنگرند تا قدرت و شکوه و باروری و معنایش را دریابند.»

معصومی همدانی، یکی دیگر از نویسندگان کتاب معنقد است: «برای سپهری شعر آن‌جا آغاز می‌شود که رنج پایان می‌گیرد... مسأله‌ی اجتماعی بودن شعر سپهری در یک مسأله‌ی بسیار مهم‌تر حل می‌شود، و آن این است که سپهری از لحاظ فکری بیشتر دلبسته‌ی اندیشه‌های عرفانی شرق دور است.»

شعری از کتاب هشت کتاب

زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پر سار.

زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود،

یک بغل آزادی بود.

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم‌کم در کوچۀ

سنجاقک‌ها.

بار خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون

دلم از غربت سنجاقک پر.

من به مهمانی دنیا رفتم:

من به دشت اندوه،

من به باغ عرفان،

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله مذهب بالا.

تا ته کوچه شک،

تا هوای خنک استغنا،

تا شب خیس محبت رفتم.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن،

تا چراغ لذت،

تا سکوت خواهش،

تا صدای پر تنهایی.

چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو می‌کرد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هشت کتاب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:هشت کتاب
موضوع:شعر نو، شعر معاصر
نویسنده:سهراب سپهری
انتشارات:انتشارات ذهن آویز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۳/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۱۸۱۷۸۸‬
تعداد صفحه‌ها:۴۴۸ صفحه
قیمت کتاب:۳۵۴۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب باز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

:-)
۱۳۹۶/۰۹/۲۲

مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان وخدایی که در این نزدیکیست لای این شببو ها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی قانون گیاه من مسلمانم لب لبم یک گل سرخ مهرم نور جانمازم چشمه دشت سجاده ی من من وضو با تپش پنجره ها...بیشتر

۸
معراج
۱۳۹۷/۰۲/۳۱

کتابی که تنها مونسم در ایام زندگی خوابگاهی بود. به نظرم امتیاز سهراب از دیگر شاعران گرامی عرصه شعر نو، این است که با نگاهی دقیق و سماعی عمیق، قلم را به گونه ای بر بوم سپید کاغذ روان میسازد...بیشتر

۶
m.gh.t
۱۳۹۷/۰۵/۱۵

تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود یا نشود حرفی نیست اما نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ شعرای سهراب خیلی حالمو خوب میکنه.

۱
maedeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۳

پر از حس خوب🤩 به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. ✍🏻سهراب سپهری

۱
مهربان زهرا
۱۳۹۶/۰۶/۲۸

من قطاری دیدم, روشنایی می برد. من قطاری دیدم, فقه می برد و.چه سنگین می رفت. من قطاری دیدم,که سیاست می برد و چه خالی می رفت. من قطاری دیدم, تخم نیلوفر و آواز قناری می برد. ... چرخ یک گاری در حسرت واماندن...بیشتر

۱۱
mahsa
۱۳۹۶/۰۱/۱۴

اشعار سهراب عالیه واقعا👌

۸
Rasta (:
۱۳۹۹/۰۷/۲۲

عالیه من واقعا از خوندنش لذت بردم شعر هاش فوق العادس🌱🌱🌹🌹 به ما یاد آوری میکنه که انسان میتونه با بهانه های کوچک زندگی فوق العاده ای داشته باشه . از چه دلتنگ شدی دلخوشی ها کم نیست دیده ها نابیناست. ✨

۳
حسین رضا
۱۳۹۷/۰۲/۱۵

پریشب کاشان مزار سهراب بودم با یاد همه ایامی که با هشت کتابش گذروندم

۰
R Ka
۱۳۹۶/۱۲/۲۴

بسیار لطیف و خواندنی است. چنان روح لطیفی موهبتی بود برای بشریت و طبیعت خداوندی. روحت شاد سهراب جانِ سپهری.🙏

۰
سحــر
۱۳۹۸/۰۱/۱۵

یعنی اگه بخوام بریده هاشو بذارم باید کل کتاب رو بذارم انقدر باحاله بخوننینش توش دنیا،خودت،دوستات،خاطرات کودکیت رو پیدا می کنی

۰
roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

در یک کلام فوق العاده

۰
reihane
۱۳۹۵/۰۹/۱۲

خانه دوست کجاست در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید...🌹🌹🌹🌹 شعر های طبیعت گرایانه سهراب اونقدر فوق العادست که گاهی اشک رو هم از چشمانمان جاری میکند ... روحش شاد باد...بیشتر

۳
Reihaneh Abedini
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

ماه بالای سر تنهاییست🌚💫✨

۱
Avant-garde
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

مرد بقّال از من پرسید: چند مَن خربزه می‌خواهی؟ من از او پرسیدم: دلِ خوش سیری چند؟

۰
mahsa
۱۳۹۵/۰۶/۰۷

من که خیلی دوست دارم هشت کتاب رو عالیه

۱

بریده‌هایی از کتاب

علیرضا
۱۹۱
باید کتاب را بست. باید بلند شد
• امیررضا محسنی •
۱۰۱
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی‌آید و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست و کتابی که در آن یاخته‌ها بی‌بعدند. و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد. و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون. و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت. و اگر خنج نبود، لطمه می‌خورد به ‌قانون درخت. و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی می‌گشت. و بدانیم اگر نور نبود، منطق زندۀ پرواز دگرگون                         می‌شد.
ریزوریوس
۱۰۰
و عشق صدای فاصله‌هاست. صدای فاصله‌هایی که ــ غرق ابهامند.
SaraKu
۸۸
من قطاری دیدم، فقه می‌برد و چه سنگین می‌رفت. من قطاری دیدم، که سیاست می‌برد (و چه خالی می‌رفت. )
جانان
۷۴
لحظه‌ها می‌گذرد. آنچه بگذشت، نمی‌آید باز. قصه‌ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز.
علیرضا
۷۳
آدمی‌زاد ـ این حجم غمناک ـ
ریزوریوس
۷۱
به تو می‌رسم،                               تنها می‌شوم. کنار تو تنهاتر شده‌ام.
Hossein
۷۰
زندگی یعنی: یک سار پرید. از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی‌ها کم نیست: مثلا این خورشید، کودک پس‌فردا، کفتر آن هفته. یک نفر دیشب مرد و هنوز، نان گندم خوب است. و هنوز، آب می‌ریزد پایین، اسب‌ها می‌نوشند.
|هیـچِ‌مطلقـ|
۶۷
دنگ...، دنگ...، ساعت گیج زمان در شب عمر می‌زند پی‌درپی زنگ
علیرضا
۵۷
دیر گاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است. بانگی از دور مرا می‌خواند، لیک پاهایم در قیر شب است.