معرفی و دانلود کتاب دختر خاموش + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دختر خاموشsubscriptionAvailable

کتاب دختر خاموش

داستان دیگری از سباستین برگمن

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۲۶ رأی)
انتشارات: 
نشر البرز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختر خاموش

کتاب دختر خاموش؛ داستان دیگری از سباستین برگمن اثری از مایکل هورث و هانس روسنفلد است که با ترجمه فرنوش جزینی می‌خوانید. این داستان درباره قتلی است که خانوده‌ای را به طرز بی‌رحمانه از بین می‌برد. تنها شاهد ماجرا از ترس جانش گریخته است و حالا باید او را پیدا کرد تا بتوان راز این قتل را فاش کرد.

درباره کتاب دختر خاموش

دختر خاموش، داستان قتلی است که ناگهان اتفاق می‌افتد و سباستین برگمن، روانشناس و تحلیل‌گر پیشرو جنایی، را دوباره درگیر پرونده‌ای جدید می‌کند. 

قتل در سوئد اتفاق می‌افتد. خانواده‌ای جوان که دو فرزند دارند، همگی، در روز روشن، با شلیک گلوله در خانه‌شان به قتل می‌رسند و قاتل هم فراری می‌شود. تنها شاهدی که می‌تواند راز این معما را حل کند، دختر جوانی است که او هم از ترس جانش فراری شده. حالا که سباستین برگمن به دنبال او است تا بلکه بتواند پرونده را از بن‌بستی که در آن گرفتار شده است، نجات دهد، حقیقت هولناک دیگری را هم متوجه می‌شود؛ قاتل نیز به دنبال دختر جوان است تا ردپای خود را از همه جا پاک کند...

کتاب دختر خاموش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از داستان‌های جنایی و ماجراهای پر رمز و راز پلیسی لذت می‌برید، خواندن کتاب دختر خاموش این لذت را به شما هدیه می‌کند. 

درباره مایکل هورث

مایکل هورث، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده است. او یکی از افرادی است که با هنینگ مایکل، نویسنده جنایی‌نویس اهل سوئد همکاری می‌کند و در میان کارهایش، چندین فیلمنامه از مجموعه تلویزیونی والاندر به چشم می‌خورد.

درباره هانس روسنفلد

هانس روسنفلد، تولیدکننده برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و فیلمنامه‌نویس اهل سوئد است. او خالق آثاری مانند پل و همینطور مارسلا است، برنامه‌ای که در بیش از ۱۷۰ کشور پخش شد.

بخشی از کتاب دختر خاموش

آنا اریکسون، بیرون آپارتمان زردِ رنگ‌پریده در خودرو منتظر نشسته بود.

وانیا، دیر کرده بود، چیزی که اصلاً سابقه نداشت. آنا با خودش فکر می‌کرد این کار وانیا به سبب مشکل‌هایی است که این چند ماه اخیر دخترش با او بر سر یک سلسله مسائل پیدا کرده بود.

بدتر از همه این بود که وانیا دیگر اسم او را صدا نمی‌کرد.

آنا با این قضیه کنار آمده بود. خیلی خوب درک کرده بود که چرا، و وقتی عمیق به آن می‌اندیشید احساس می‌کرد که حقش بوده. و اگر بخواهیم صادق باشیم، آن‌دو هرگز آن ارتباط مادر/دختری را نداشتند که ساعت‌ها پای تلفن بنشینند و با هم گپ بزنند.

اما در مورد والدمار... این فاصله‌ای که وانیا از او گرفته بود، برای وی بسیار دردناک و تحمل‌ناپذیر بود و حتی از بیماری سرطانی که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد نیز سخت‌تر بود. او نمی‌توانست در مورد دخترش و حقیقتی که از او پنهان کرده بودند، حرفی نزند. آنان باید روش خود را به‌طور کامل تغییر و همه‌چیز را به شکل دیگری انجام می‌دادند. والدمار، مرگ را فریب داده و برآن غلبه کرده و تنها دریافته بود که زندگی سرتاسر اندوه و پشیمانی است. البته، آنا نیز کل وضعیت را دشوار می‌یافت، بااین‌حال کنار آمدن با این وضعیت پیش آمده برای او اندکی راحت‌تر بود. آنا همیشه از همسرش قوی‌تر بود.

والدمار اکنون بیش از یک ماه می‌شد که از بیمارستان مرخص شده بود اما آنا نتوانسته بود جلوی او را بگیرد که از آپارتمان خارج نشود. به‌نظر می‌رسید که بدنش با کلیه جدید سازگاری کامل پیدا کرده و به آن جواب داده بود، اما والدمار نتوانسته بود دنیای جدیدش را بپذیرد. دنیای بدون وانیا. او به‌سادگی همه‌چیز را پس می‌زد و کمک هیچ‌کسی را قبول نمی‌کرد.

والدمار با وجود کاری که کرده بود، اما شماری ازهمکاران همچنان با او در تماس بودند. تعداد این دوستانی که سراغش را می‌گرفتند روز به روز کمتر و کمتر می‌شد.

حتی تحقیق‌های جاری پلیس به‌نظر نمی‌رسید در این روزها برای والدمار فرقی بکند و آزارش نمی‌داد. اتهام‌های مربوط به فرار از مالیات و کلاهبرداری، خیلی جدی بود، اما در مقایسه با مشکلی که در ارتباط با وانیا بود و وضعیت تازه‌ای که وانیا را در آن قرار داده بود، اهمیت بسیار کمی داشت.

وانیا با نهایت خشم به پدرش پریده بود. خیلی وحشتناک بود. فریادها، دادوبیدادها و اشک‌ها. هیچ‌یک از آنان تاکنون وانیا را این‌گونه ندیده بودند.

بی‌اندازه عصبانی بود.

فوق العاده آسیب دیده بود.

واکنش وانیا یک چیز بود: «اونا چطور تونستن این کارو با من بکنن؟ کدوم پدر و مادری پیدا می‌شه که چنین کاری درحق فرزندش بکنه؟ به‌خاطر خدا، اینا دیگه چه‌جور آدمایی هستن!»

آنا درک می‌کرد. او کاملاً می‌توانست خود را جای وانیا بگذارد. پرسش‌های دخترش توجیه‌پذیر و قابل درک بودند. پاسخ این پرسش ها چیزهایی بودند که آنا اصلاً آنها را دوست نداشت.

وی از آن دسته مادرانی بود که چنین کارهایی از او برمی‌آمد.

بارها وسط بدترین دعواها، آنا نزدیک بود بگوید: «می‌خوای بدونی پدرت کیه؟ می‌خوای واقعاً بدونی؟»

اما زبانش را گاز می‌گرفت و حاضر به گفتن آن به وانیا نبود و اصرار داشت که این موضوع بی‌ربط است.

نه به این دلیل که قصد داشت از سباستین برگمن محافظت کند؛ او دقیقاً آن چیزی را می‌توانست ببیند که سباستین می‌خواست. سباستین تلاش می‌کرد به هر ترتیبی که شده، راهی برای خود به دل وانیا باز کند و حقی را که برای مدت‌های زیادی نداشته است، طلب کند. مانند کسی که کارش وصول‌طلب دیگران است و هیچ حقی برای خودش در این میان ندارد شده بود..

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختر خاموش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختر خاموش
عنوان دیگرداستان دیگری از سباستین برگمن
عنوان در زبان مبدأThe silent girl: a Sebastian Bergman thriller
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندههانس روسنفلد، مایکل هورث
مترجمفرنوش جزینی
انتشاراتنشر البرز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۷۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۸۷۶۰۹۹
تعداد صفحه‌ها۵۸۶ صفحه
قیمت کتاب۷۲۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی دختر خاموش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۴

🔺 کتاب دختر خاموش تعلیق، ترس، دلهره، معما، این‌ها عناصری است که یک تریلر خوب را می‌سازد. داستان‌هایی که نفس را در سینه‌ی خواننده حبس می‌کنند و خواننده انگارنه‌انگار که کتاب می‌خواند بلکه صحنه‌ها مانند یک فیلم سینمایی از جلوی چشمش...بیشتر

۰
Zohreh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۱

۹۳. مطمئنم مترجم تمام تلاشش برای انجام کارش به نحو احسن کرده اما متاسفانه ترجمه انقدری روان و جذاب نبود که بتونه خواننده رو با خودش همراه کنه.به رغم اینکه از داستانی کتاب تقریبا جدید بود و خیلی جذاب پیش میرفت. خط...بیشتر

۰
معصوم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۲

داستان جنایت هولناکِ قتل یک خانواده که به نظر میرسه بدون هیچ شاهد و ردپایی باشه ، تیم ریکسمورد به کمک پلیس میاد که ابعاد ماجرا و بررسی کنه و هرچه که پیش میره ابعاد تازه ای از ماجرا باز...بیشتر

۰
nazanin M
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۳

داستان در ابتدا و نقطه ی اوجش هیجان بسیاری داشت و نویسنده خوب پیش رفته اما یک سوم پایانی حوصله سر بر کسل کننده و انگیزه قتل مسخره بود :(

۰
faezeh.k
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۷

داستان سرگرم کننده ای بود. فقط اگر کتاب رو مو به مو میخوندی میشد به نحوی قاتل رو حدس زد.

۰
mehrafrooz
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۷

کلا خیلی جذاب نبود.کند پیش می رفت شوک خاصی هم نداشت

۰
Nc.M
۱۴۰۴/۱۱/۱۶

👎

۰
ناهید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۰

یک داستان فوق‌العاده با ترجمه بد، با این وجود خوندنش لذت‌بخش بود

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۸

هرآنچه از یک کتاب معمایی پلیسی انتظار میره تو این داستان وجود داره،ترس ودلهره وهیجان در تمام مدت همراهتون هست هروقت فکر میکنید دارید به نتیجه میرسید دوباره غافلگیرتون میکنه،نویسنده بصورت ماهرانه ای بعداز یک آرامش نسبی شمارو به اوج...بیشتر

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۷

بسیار هیجان انگیر و دلهره آور تا الان دوبار خودم خوندم و خواهرم صوتیشو گوش داده

۰
fada
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۸

کتاب خوبی بود.

۰
وحیده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۳۰

این داستان پر از دروغ است و شخصیت های زیاد اولش آدم رو گیج می کنه ولی به طور کلی خوب بود

۰
کاربر ۱۴۷۷۱۸۲
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۸

افتضاح بود

۰
shery
۱۴۰۰/۱۱/۱۶

موضوع جدید و جالبی داشت ، ترجمه خوبی داشت

۰
niki
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۵

گروهی بر روی یک قتل خانوادگی تحقیق میکنند داستان معمایی پر کششی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

آلیس در سرزمین نجایب
۳۱
اگر گم شدید، باید دقیقاً در جایی که هستید بمانید
Zohreh
۷
اصلاً خجالت ندارد که نتوانید کاری را تمام و کمال، خودتان بشخصه انجام دهید
Zohreh
۶
آدم‌ها می‌آمدند و می‌رفتند؛ هیچ‌کس برای مدت طولانی نمی‌ماند. همه به نوعی دور ریختنی بودند. جدای از او.
Zohreh
۳
معدود افرادی هستند که می‌توانند در موقعیتی که او در آن قرار گرفته بود دوام آورند و با آن کنار بیایند.
Zohreh
۳
درحال‌حاضر، بدون حضور او، مانند قایقی سوراخ‌شده‌بودند که، در عین حال، فرصتی برای ترمیم آن نداشتند. و این حس خوبی نبود.
Zohreh
۲
معمولاً رویدادهای تصادفی، رویدادهایی بسیار نادر هستند.
Zohreh
۲
یک ثانیه همه‌چیز کاملاً عادی بود و ثانیه‌ای بعد همه‌چیز داغون و متلاشی شد. خیلی سخت بود که فکر کنی تا آخر عمرت به‌جز درد و غصه هیچی دیگه نمی‌تونی حس کنی.
Zohreh
۲
اغلب افراد، در موقعیت‌های به‌شدت حساس، به آرامش دست پیدا می‌کنند.
n re
۲
زندگی سرتاسر اندوه و پشیمانی است.
n re
۲
آدم نمی‌تونه با کل دنیا در بیفته. دیگه نمی‌تونم.»