با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب‌بازها؛ جلد دوم

دانلود و خرید کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

آتش ققنوس

۴٫۷ از ۱۵ نظر
۴٫۷ از ۱۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم  نوشته  جنیفر چمبلیس برتمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم نوشته جنیفر چمبلیس برتمن است. این کتاب داستان امیلی و جیمز است. آن‌ها در یک بازی کامپیتوری گیر کرده‌اند.

آن‌ها  مطمئن‎اند که آقای کویزلینگ، نیت شومی در سر دارد. آن‎ها به سرنخ‎هایی دست رسیده‌اند و متوجه حقیقتی ترسناک می‎شوند: هر کتابی که در طول بازی پیدا می‎کنند، منجر به آتش‎سوزی می‎شود! هرچقدر که امیلی و جیمز جلوتر می‎روند، سرنخ‎های بیشتری به دست می‎آورند و معمایی که را کشف می‎کنند که آقای کویزلینگ به دنبالش است. معمایی که سالیان سال است کسی قادر به حل آن نبوده است. اما نشانه‎هایی هم وجود دارد که مسبب اصلی آتش‎سوزی‎ها، خود آقای کویزلینگ است.

خواندن کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب کتاب‌بازها؛ جلد دوم

امیلی رو به راهروی خالی صدا زد: «بجنبین! دیر شد!» با پاشنهٔ چکمه‌هایش روی زمین ضرب گرفت و سنجاق‌سینهٔ کتاب‌بازها را روی پیراهنش صاف‌وصوف کرد. از پیراهن خوشش نمی‌آمد، ولی آن شب مناسبت خاصی بود. مادرش پیراهن بافتنی کلاه‌داری برایش پیدا کرده بود، پس خیلی هم از تیپ همیشگی‌اش، یعنی شلوار جین و سویی‌شرت دور نشده بود؛ چکمه‌هایش هم پاشنه‌کوتاه بودند. جان می‌دادند برای راه رفتن روی تپه‌های سان‌فرانسیسکو.

به خانوادهٔ بی‌خیالش اصرار کرد: «بیاین دیگه!»

درِ اتاق متیو باز شد. آپارتمان آن‌ها دراز و باریک بود، به‌خاطر همین متیو فقط دو قدم برداشت و رسید بالای پله‌های ورودی، کنار امیلی. برادر بزرگ‌تر امیلی شلوار جین و تی‌شرتی با طرح کت مردانه پوشیده بود و موهای مشکی براقش را رو به بالا مدل داده بود. امیلی با نگاه پرسش‌آمیز به سر متیو اشاره کرد. متیو جواب داد: «کلاه سیلندر الان مُده.»

آن طرف راهرو، پدرشان همان‌طور که جورابش را می‌پوشید، لی‌لی‌کنان از اتاق‌خواب بیرون آمد و رفت توی آشپزخانه.

صدایش از تهِ هال از پشت دیوار آمد. «کراوات هم لازمه؟»

متیو پرسید: «مگه بابا کراوات داره؟»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
kimia
۱۳۹۹/۰۸/۱۵

خیلی کتاب خوبی بود‌عالی عالی😍😍 خیلی قشنگه خیلی ،نویسنده خیلی خوبیه 🎊🎊 اصلاً نشر پرتقال چیز بدی نمیاره🍊🍊 بهتون پیشنهاد میکنم ازنشر پرتقال خرید کنین

~missy(با حروف کوچک)
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

در یک کلام فوق العاااااااده❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💗💗💗💗

♡☆ 나자닌 자라☆♡
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

عالیه حتماً بخونید😄 امیلی و جیمز، مطمئن‎اند که آقای کویزلینگ، نیت شومی در سر دارد. آن‎ها به سرنخ‎هایی دست پیدا می‎کنند و متوجه حقیقتی ترسناک می‎شوند: هر کتابی که در طول بازی پیدا می‎کنند، منجر به آتش‎سوزی می‎شود! هرچقدر که امیلی

- بیشتر
کاربر ۲۳۴۱۴۴۶
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

عالی

•|مهدے یار|•
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

بسیار عالی

sarina
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

سلام . این کتاب عالیهههههههه بهتون پیشنهاد میکنم بخونید ! پشیمون نمیشید 🌃لطفا جلد سومش رو هم بیارید 🥺ممنون از طاغچه

۰۪۫H۰۪۫Λ۰۪۫ղ۰۪۫ĩ۰۪۫є۰۪۫ħ
۱۴۰۰/۰۴/۱۷

داستان کتاب راجع امیلی هست که با پیدا کردن یک کتاب به اسم (حشره طلایی) وارد یک ماجرای عجیب میشه.... . . اتفاقات و موضوع کتاب متفاوت بود و همین من رو جذب کرد تا با اشتیاق مطالعه کنم، توصیه می کنم حتما یک

- بیشتر
Dina
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

ماجرای کتاب جالبه من که از خوندنش خیلی لذت بردم و به کسایی که کتاب های معمایی و ماجراجویی دوست دارن پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونن💜👌🏼

426
۱۴۰۰/۰۲/۰۳

من برای این کتاب جلد اولش یه مسابقه ترتیب داده بودم که حتی یک نفر هم استقبال نکرد. ولی من از طرف کتابخانه نزدیک خانه مان که به نظرم یکی از فعال ترین کتاب خانه ها در دوران کرونا است

- بیشتر
ninja
۱۳۹۹/۱۱/۲۲

به نظر من که از همون جلد اولشم معلوم بود از اون کتاب باحالاست🙂🌹🌹🌹🌹🌹

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
امیلی پرسید: «اینجا همون قسمت مرکزی سان‌فرانسیسکو نیست؟» راهنما گفت: «خودشه.» مرکز سان‌فرانسیسکو پر بود از آسمان‌خراش‌ها و ساختمان‌های عظیم. خیلی عجیب بود که فکر کنی زمانی به جای آن ساختمان‌ها فقط آب بوده. یک‌جورهایی سست بودند. انگار آب می‌توانست برگردد و نفوذ کند به جایی که بهش تعلق داشت
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
«این‌جور که توی ویکی‌پدیا نوشته، تقریباً پنجاه‌تا کشتی زیر سان‌فرانسیسکو مدفون شده. از دورهٔ تبِ طلا.»
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
جنوبی رفتند؛ توی ماشین، خانهٔ کوچک در چمن‌زار گوش می‌کردند و امیلی پیش خودش خیال می‌کرد دارند با واگن سرپوشیدهٔ کوچکشان به غرب می‌روند. برای آن سفر طولانی و خسته‌کننده، خیال‌بافی مناسبی به نظر می‌رسید.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
اگر جیمز و امیلی کنار هم می‌ایستادند و دست‌هایشان را دراز می‌کردند، اندازهٔ طولش می‌شد و خیلی هم باریک بود. عرضش تقریباً اندازهٔ شانه‌های امیلی بود.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
در آخر به طرف‌داران پرشورِ کتاب اول: ممنونم. طی دو سال گذشته شانس این را داشتم که با خیلی از شما ملاقات کنم و حرف بزنم و این تجربه‌ها همیشه باعث هیجان و انگیزه‌ای شدند که دوباره سراغ کتاب بیایم. سعی کردم با نوشتن بهترین کتابی که می‌توانم، به شما ادای احترام کنم. امیدوارم از آن لذت برده باشید.
426
اسکلهٔ خیابان هاید لنگر انداخته بود
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
عرضش تقریباً اندازهٔ شانه‌های امیلی بود. امیلی نمی‌توانست تصور کند که این قطعه قبلاً بخشی از یک کشتی بزرگ بوده.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
اینکه ما در برابر ناملایمات چطوری رفتار می‌کنیم مشخص می‌کنه که ما چه‌جور آدمی هستیم؛
ILOVEBOK
هر لحظه ممکن است چیزهایی را که قدرشان را نمی‌دانستی، از دست بدهی
𝑀𝑜𝑜𝑛𝑙𝑖𝑔ℎ𝑡
هیچ سؤالی احمقانه نیست، فقط بعضی سؤال‌ها نسنجیده‌ان
𝑀𝑜𝑜𝑛𝑙𝑖𝑔ℎ𝑡

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۶۸۶-۶
تعداد صفحات۳۳۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۶۸۶-۶