
کتاب کتاب بازها (جلد اول)
معرفی کتاب کتاب بازها (جلد اول)
کتاب «کتاببازها (جلد اول)» نوشتهٔ جنیفر چمبلیس برتمن و با ترجمهٔ سمیرا شوندی، اثری است که نشر نارنگی آن را منتشر کرده است. این کتاب در دستهٔ رمانهای نوجوان قرار میگیرد و داستانی معمایی و ماجراجویانه را روایت میکند که حول محور علاقه به کتاب، حل معما و دوستی شکل گرفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کتاب بازها (جلد اول)
«کتاببازها (جلد اول)» اثری داستانی و معمایی است که برای نوجوانان و علاقهمندان به ماجراجویی و کتابخوانی نوشته شده است. جنیفر چمبلیس برتمن در این رمان، دنیایی را خلق کرده که در آن کتابها نهتنها منبع دانش و سرگرمی، بلکه بخشی از یک بازی بزرگ و هیجانانگیز هستند. ساختار کتاب بر پایهٔ روایت ماجراهای یک دختر نوجوان به نام «امیلی» و خانوادهاش است که بهدلیل سبک زندگی خاصشان، مدام در حال جابهجایی از شهری به شهر دیگر هستند. داستان در سانفرانسیسکو میگذرد و با ورود امیلی به این شهر، او وارد دنیای پررمزوراز و جذاب «کتاببازها» میشود؛ بازیای آنلاین که در آن افراد کتابها را در مکانهای عمومی پنهان میکنند و دیگران با حل معما و سرنخها به دنبال یافتن آنها میروند. قالب کتاب، رمان نوجوان با عناصر معمایی و ماجراجویانه است و روایت آن با زبانی ساده و توصیفهای ملموس، فضای شهری و روابط میان شخصیتها را بهخوبی به تصویر میکشد. این کتاب نهتنها به دغدغههای نوجوانان دربارهٔ هویت، دوستی و تعلق میپردازد، بلکه با ارجاع به آثار ادبی و بازیهای فکری، مخاطب را به دنیایی سرشار از رمز و راز دعوت میکند.
خلاصه کتاب کتاب بازها (جلد اول)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «کتاببازها (جلد اول)» با معرفی گریسون گریزولد، بنیانگذار بازی بزرگ کتاببازها آغاز میشود؛ بازیای که در آن کتابها در مکانهای عمومی پنهان میشوند و بازیکنان با حل معماها و سرنخها به دنبال کشف آنها هستند. در همان ابتدای داستان، گریزولد در سانفرانسیسکو مورد حمله قرار میگیرد و نسخهای کمیاب از کتاب «سوسک طلایی» ادگار آلن پو از او ربوده میشود. این حادثه، نقطهٔ آغاز ماجراجوییهای امیلی، دختر نوجوانی است که بهتازگی همراه خانوادهاش به سانفرانسیسکو نقل مکان کرده است. امیلی که عاشق کتاب و معماست، با ورود به شهر جدید، با پسری به نام جیمز آشنا میشود و خیلی زود هر دو درگیر رمزگشایی معماهای بازی کتاببازها و جستوجوی کتاب گمشده میشوند. در این مسیر، آنها با چالشهای مختلفی روبهرو میشوند؛ از حل معماهای پیچیده و رقابت با دیگر بازیکنان گرفته تا تلاش برای کشف حقیقت دربارهٔ ناپدیدشدن گریزولد. داستان با تمرکز بر دوستی، همکاری و قدرت ذهن، مخاطب را به دنیایی پر از رمز و راز و هیجان میبرد، بیآنکه پایان ماجرا را بهطور کامل افشا کند.
چرا باید کتاب کتاب بازها (جلد اول) را بخوانیم؟
این کتاب با ترکیب عناصر معمایی، ماجراجویی و عشق به کتاب، تجربهای متفاوت برای نوجوانان و حتی بزرگسالان علاقهمند به داستانهای رمزآلود فراهم میکند. «کتاببازها (جلد اول)» نهتنها سرگرمکننده است، بلکه مخاطب را به تفکر و حل مسئله دعوت میکند و اهمیت دوستی، همکاری و پیگیری علاقهها را بهتصویر میکشد. ارجاع به آثار ادبی کلاسیک و بازیهای فکری، لایهای تازه به روایت افزوده و خواننده را با دنیای کتاب و معما بیشتر آشنا میکند. این اثر برای کسانی که به دنبال داستانی پرکشش و متفاوت هستند، انتخابی جذاب بهشمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای نوجوانان، علاقهمندان به داستانهای معمایی و ماجراجویانه و کسانی که به کتاب و حل معما علاقه دارند، مناسب است. همچنین برای والدین و مربیانی که بهدنبال کتابی برای تقویت مهارت حل مسئله و تشویق به مطالعه در نوجوانان هستند، گزینهٔ خوبی است.
بخشی از کتاب کتاب بازها (جلد اول)
«امیلی به سادگی فهمید که سرنحء رمز جانشین است؛ اما رمزگشایی آن دشوار بود. آو حروف را دوباره مرتب کرد تا شاید بتواند حلش کند: برای فرزو بورگ زوثئیپرتابکن. این هم درست نبود. فرزو بورگ کیست و چرا باید زوی را پرتاب کند؟ اصلا زوئی چه بود؟ این گونه هرگز نمیتوانست به سطح آگوست دوپن در کتاببازها برسه. امیلی آهی کشید. برگه را از دفترش کند. مچاله کرد و کقماشین اسياپکشی, در کفار برگههای هیگر اخداشت, رمزی را که چند روز پیش از وبسایت کتاببازها چاپ کرده بود. دوباره روی برگهی جدید پدرش روبه آوگفت: هی, شرلوک؛کمی استراحت کن و از منظره لذت ببر. میدانی قبلا چهکسی اینجازندگی میکرد؟ امیلی سرش را بلند نکرد و به نوشتن ادامه داد. گفت: بگذار حدس پدرش تاکنون شصت میلیون بار گفته بو د که می خواهند در مکان زندگی اسطورهیادبی اش زندگیکنند. - هیچجایی برای رفتن نمانده است. مگر همهجا. این را جک کرواک در رمان......درجاده نوشته است.میدانم؛پدر. امیلی آهی کشید. از اينکه نمیتوانست رمز را پیدا کند و پدرش که تمرکزش رآبههم زده بود عصبانی بود. مدادش را بین موهای دم اسبیاش گذاشت تا گم نشود. با ماشین از میان درهای گذشتند که خانهها مانند تسمههای مارپیچ. دور تپهها پیچیده بودند. امیلی با خود گفت: خانههای این قسمت کالیفرنیا: از همهی خانههای ایالت نیومکزیکو که تازه از آنجا بلند شده بودند. بیشتر است.»
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۰ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۰ صفحه