
المپیان؟:)
۲۰
امیلی پرسید: «اینجا همون قسمت مرکزی سانفرانسیسکو نیست؟»
راهنما گفت: «خودشه.»
مرکز سانفرانسیسکو پر بود از آسمانخراشها و ساختمانهای عظیم. خیلی عجیب بود که فکر کنی زمانی به جای آن ساختمانها فقط آب بوده. یکجورهایی سست بودند. انگار آب میتوانست برگردد و نفوذ کند به جایی که بهش تعلق داشت
ILOVEBOK
۱۷
اینکه ما در برابر ناملایمات چطوری رفتار میکنیم مشخص میکنه که ما چهجور آدمی هستیم؛
المپیان؟:)
۱۲
«اینجور که توی ویکیپدیا نوشته، تقریباً پنجاهتا کشتی زیر سانفرانسیسکو مدفون شده. از دورهٔ تبِ طلا.»
المپیان؟:)
۱۱
جنوبی رفتند؛ توی ماشین، خانهٔ کوچک در چمنزار گوش میکردند و امیلی پیش خودش خیال میکرد دارند با واگن سرپوشیدهٔ کوچکشان به غرب میروند. برای آن سفر طولانی و خستهکننده، خیالبافی مناسبی به نظر میرسید.
المپیان؟:)
۱۰
اگر جیمز و امیلی کنار هم میایستادند و دستهایشان را دراز میکردند، اندازهٔ طولش میشد و خیلی هم باریک بود. عرضش تقریباً اندازهٔ شانههای امیلی بود.
المپیان؟:)
۹
اسکلهٔ خیابان هاید لنگر انداخته بود
المپیان؟:)
۸
عرضش تقریباً اندازهٔ شانههای امیلی بود. امیلی نمیتوانست تصور کند که این قطعه قبلاً بخشی از یک کشتی بزرگ بوده.
yena
۷
هر لحظه ممکن است چیزهایی را که قدرشان را نمیدانستی، از دست بدهی
ناشناس خاص
۳
بعضی وقتها جالب بود که روی حساب سنوسالت رفتار نکنی.
yena
۳
یک چیز معمولی این قابلیت را دارد یک چیز بینظیر توی خودش داشته باشد
سجاد
۳
پس آنجا بودنش زیاد هم عجیب نبود؛ ولی خب آدم وقتی معلمها را جایی بیرون از زیستگاه طبیعیشان میبیند، غافلگیر میشود؛
Sani and Eli
۳
مثبت فکر کن، اونوقت همهچی درست میشه
eloohii
۳
خودت انتخاب میکنی و یا دنیا برایت انتخاب میکند.
ناشناس خاص
۲
مثبت فکر کن، اونوقت همهچی درست میشه.
سلام
۲
یا خودت انتخاب میکنی و یا دنیا برایت انتخاب میکند.
! Astronaut
۲
آقای گریسولد گفت: «من هالیستر رو میشناسم. به این قضیه مثل یه چالش نگاه میکنه و قویتر و مهربونتر و دلسوزتر از قبل برمیگرده. بعضیها میذارن سختیها و شکستها از پا درشون بیارن، ولی هالیستر اینجوری نیست.»
ناشناس خاص
۱
تنها چیزی که شما میتوانید کنترلش کنید خودتان هستید
ناشناس خاص
۱
هرچیزی که ما با علاقه و کنجکاوی دنبالش برویم میتواند ما را درمان کند.
yena
۱
هیچ سؤالی احمقانه نیست، فقط بعضی سؤالها نسنجیدهان
سلام
۱
اصلاً من که میگم همهٔ آدمها باید یه تکونی به خودشون بدن، بقچهبندیلشون رو بردارن و برن دنبال ماجراجویی. نظر من که اینه.
سلام
۱
آقای گریسولد گفت: «خودت رو دستکم نگیر. تجربه به من ثابت کرده ایدههایی که فکر میکردم از همه افتضاحتر و مسخرهترن تبدیل شدن به بزرگترین موفقیتهام.»
! Astronaut
۱
به همهٔ چیزهای مورد علاقهاش توی کتابفروشی فکر کرد. مبل بنفش که وقتی تویش فرو میرفت و کتاب میخواند، انگار قشنگ او را بغل میگرفت. آن بالش کوچک شکل گربه که هالیستر گذاشته بود بالای یکی از قفسهها و بعضیها فکر میکردند گربهٔ واقعی است. دفتر مهمانها که نویسندههایی که به آنجا سر میزدند امضایش میکردند. چوبالفی که شکل هِرب کان بود و امیلی و جیمز جایش را لای کتابها عوض میکردند تا مشتریها را غافلگیر کنند.
Qoq
۱
آدم وقتی معلمها را جایی بیرون از زیستگاه طبیعیشان میبیند، غافلگیر میشود
Qoq
۱
هر لحظه ممکن است چیزهایی را که قدرشان را نمیدانستی، از دست بدهی.
Sani and Eli
۱
اینکه ما در برابر ناملایمات چطوری رفتار میکنیم مشخص میکنه که ما چهجور آدمی هستیم
Sani and Eli
۱
هر لحظه ممکن است چیزهایی را که قدرشان را نمیدانستی، از دست بدهی.
ومبت بدعنق
۱
هرکسی که به جای مسیر، روی مقصد تمرکز کند نهتنها دارد اشتباه میکند، بلکه به احتمال زیاد در آخر کار ناامید میشود.
ومبت بدعنق
۱
هرچیزی که ما با علاقه و کنجکاوی دنبالش برویم میتواند ما را درمان کند.
ومبت بدعنق
۱
ما خودمون تعیین میکنیم چهجور زندگیای داشته باشیم
eloohii
۱
تجربه به من ثابت کرده ایدههایی که فکر میکردم از همه افتضاحتر و مسخرهترن تبدیل شدن به بزرگترین موفقیتهام.
