معرفی و دانلود کتاب سه زن + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سه زن
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب سه زن

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سه زن

کتاب سه زن نوشته ثریا ام. لین و ترجمه فیروزه مهرزاد، داستانی خواندنی از زندگی سه زن است که در میانه‌ی جنگ جهانی دوم با یکدیگر آشنا می‌شوند و می‌کوشند قوی باشند و به کار درست مشغول شوند.

درباره‌ی کتاب سه زن

ثریا ام. لین در کتاب سه زن داستانی عاشقانه با پس زمینه جنگ جهانی دوم نوشته است. او به عشق، دوستی و تلاش برای زندگی سه زن اشاره کرده است. سه زن از سه جای مختلف که همگی به دلیل شرایط خاص زندگی‌شان با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و تلاش می‌کنند تا بهترین کاری که از دستشان برمی‌آید را انجام دهند. اسکارلت، دختری اهل لندن و از خانواده‌ی مرفه است که در پی بی‌خبری از نامزدش به مناطق جنگی سفر می‌کند. الی دختری ایرلندی است که سابقه‌ی کار پرستاری دارد و بسیار مهربان است و نفر سوم، لوسی است. پرستاری با تجربه و کارکشته. هر سه در نورماندی مستقر می‌شوند و با شدت یافتن جنگ، تمام وقتشان را به سربازان خسته و مجروح اختصاص می‌دهند.

ثریا ام. لین با نوشتن داستان سه زن در پی نشان دادن پیوندهای دوستانه و روابط عمیقی است که در سخت‌ترین روزهای زندگی شکل می‌گیرند

کتاب سه زن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به رمان‌های خارجی از خواندن کتاب سه زن لذت می‌برند.

بخشی از کتاب سه زن

اسکارلت الکساندر چشمانش را محکم بست، برای جلوگیری از سوز سردی که پوست صورتش را لمس می‌کرد، یک دستش را بالا گرفت. نامه‌ای را بین انگشتانش گرفته و منتظر رها کردنش بود؛ زیرا هیچ آدرسی برای ارسالش نداشت، هیچ راهی برای دانستن اینکه در صورت ارسال، نامزدش آن را دریافت می‌کند وجود نداشت. کلمات را از حفظ بود، آن‌ها را چندین‌بار خوانده بود، طوری‌که مطمئن بود هرگز فراموششان نخواهد کرد.

توماس عزیز

نمی‌دانم کجا هستی و شک دارم هرگز این نامه را بخوانی، اما می‌خواهم بدانی هرگز از تلاش برای یافتنت دست نخواهم کشید. ای کاش در دوران دیگری زندگی می‌کردیم، کاش همین حالا ازدواج کرده بودیم و یک خانواده داشتیم و مجبور نبودی این‌چنین شجاعانه برای کشورمان مبارزه کنی. با خودم می‌گویم، یک روز به این‌ها به‌عنوان یک خاطرهٔ دور نگاه خواهیم کرد. در جمع فرزندانمان، داستان‌هایی از دوران قبل از بازگشتت به زندگی ما تعریف می‌کنیم؛ زمانی‌که دیگران می‌گفتند خودم را برای شنیدن بدترین اخبار آماده کنم.

برای همیشه مال توام.

اسکارلت

حالا باد، به سردی یخ، صفیرکشان زانوهایش را به درد می‌آورد. نباید راننده را مرخص می‌کرد، نباید این‌قدر اصرار می‌کرد خودش به ایستگاه برود اما اگر حالا نتواند سرما و تنهایی را تحمل کند و بدون کمک دیگران از عهدهٔ کار خودش برنیاید، هرگز قدرت زنده ماندن را در هر مکانی که به آنجا اعزام شود نخواهد داشت.

اسکارلت لرزان نفس عمیقی کشید، به‌آرامی نامه را رها کرد و اجازه داد از نوک انگشتانش سر بخورد. برگشت و لغزیدنش را در هوا تماشا کرد، هجوم باد نامه را برد و به‌آرامی ناپدید شد. همین. هفته‌ها بود که از آن دل نمی‌کَند، دلش می‌خواست آن را بفرستد، اما نمی‌دانست به کجا. مدت‌ها بود که توماس پاسخ نامه‌هایش را نداده بود، می‌ترسید او مرده باشد و هرگز دوباره لبخندش را نبیند. سوای صدای ضعیفی که درون سرش می‌پیچید، همانی که به او می‌گفت امیدش را از دست ندهد، حتی مادر توماس هم نامطمئن به‌نظر می‌رسید، اما اسکارلت به‌راحتی تسلیم نمی‌شد.

برای برداشتن ساک‌هایش خم شد و زیرلب زمزمه کرد: «معجزه‌ها هر روز رخ می‌دهند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سه زن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسه زن
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهثریا ام. لین
مترجمفیروزه مهرزاد
ویراستارسارا بحری
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۶/۱۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۰۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۰۸۴-۱
تعداد صفحه‌ها۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب۷۹۲۰۰ تومان
برچسبمجموعه پرفروش‌های آمازون
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی سه زن

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Roshan
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۳

داستان قشنگی بود و پایان خوبی داشت، ولی داستان در بحبوحه جنگ جهانی دوم زیادی رویایی و باورنکردنی بود!!! ولی ترجمه ی کتاب دقیق و بسیار روان بود.

۰
helen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۹

داستانش بد نبود با یه پایان که همه به هم رسیدن و زندگی خوبی شروع کردن. داستان هیچ هیجانی نداشت و یه روند یکنواخت رو دنبال می‌کرد برای یه بار خوندن بد نیست

۰

بریده‌هایی از کتاب

M.Taha
۳
گفت: «همه‌چیزخوب پیش می‌رود، قول می‌دهم.» اسکارلت می‌دانست این چیزی است که الی نمی‌تواند آن را تضمین کند، اما با اطمینانی که در لحنش بود، احساس آرامش کرد.
نسیم رحیمی
۳
اگر زندگی‌ات به‌آرامی در حال نابود شدن است، آن را صرف نگرانی درمورد آنچه دیگران فکر می‌کنند یا تلاش برای انجام بهترین کار نکن. تو شایستگی بیشتری داری.
یك رهگذر
۲
«هر روز چیزهای وحشتناکی می‌بینیم، اما امید همیشه وجود دارد. معجزه‌هایی که خدا هر روز، حتی در زمان جنگ، به ما نشان می‌دهد.»
نسیم رحیمی
۱
لوسی در سکوت دعا کرد. اگرچه با چیزهایی که امروز شاهدش بود، تردید داشت کسی به دعایش گوش دهد. چرا خدا اجازه می‌دهد انسان‌ها یکدیگر را این‌طور بکشند؟ چرا اجازه می‌دهد انسان‌ها یکدیگر را سلاخی کنند و برای زندگی انسانی احترام کمی قائل باشند؟
MTA
۱
«مادرم می‌گوید ما در این جنگ به‌حدکافی مردانمان را از دست داده‌ایم. او می‌گوید آنجا جای زن‌ها نیست.»
helen
۱
این قلب است که زن را به دردسر می‌اندازد و برای محافظت از قلبت درگیر هیچ نوع جنجالی نشو.
یك رهگذر
۱
نمی‌دانم کجا هستی و شک دارم هرگز این نامه را بخوانی، اما می‌خواهم بدانی هرگز از تلاش برای یافتنت دست نخواهم کشید.
یك رهگذر
۱
«عزیزم، نمی‌توانی به قلبت بگویی چه کند. این بخشی از جسمت است که نصیحت‌پذیر نیست.»
یك رهگذر
۱
لوسی در سکوت دعا کرد. اگرچه با چیزهایی که امروز شاهدش بود، تردید داشت کسی به دعایش گوش دهد. چرا خدا اجازه می‌دهد انسان‌ها یکدیگر را این‌طور بکشند؟ چرا اجازه می‌دهد انسان‌ها یکدیگر را سلاخی کنند و برای زندگی انسانی احترام کمی قائل باشند؟
یك رهگذر
۱
کتاب‌هایش، در هر سانتی‌متر از قفسه‌های اتاق‌خوابش، ناجیانی بودند برای زمانی‌که احساس می‌کرد هیچ‌کس درکش نمی‌کند.