معرفی و دانلود کتاب کد رز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کد رز
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب کد رز

داستان یک خیانت، یک راز و کدی که به هر قیمتی باید گشوده شود

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۰ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کد رز

کتاب کد رز نوشتهٔ کیت کویین و ترجمهٔ فاطمه شهابی نژاد و ویراستهٔ شهین خاصی است. کتاب کوله پشتی داستان یک خیانت را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب کد رز

کتاب کد رز، داستان یک خیانت، یک راز و کدی است که به هر قیمتی باید گشوده شود. این کتاب شما را به روزهای پرتب‌و‌تاب جنگ جهانی دوم می‌برد. «اوزلا»، «مب» و «بث»، قهرمانان شجاع این رمان هستند که وظیفهٔ رمزگشایی از کدهای آلمانی‌ها را بر عهده دارند. اثر حاضر، حاوی داستانی است تاریخی که گوشه‌ای از بریتانیا را در دههٔ ۱۹۴۰ میلادی برای مخاطب ترسیم می‌کند؛ زمانی که زنان نیز وارد صحنه‌های نبرد می‌شوند تا مهم‌ترین رخدادهای تاریخ را رقم بزنند. جایزهٔ ای‌ال‌ای الکس در سال ۲۰۲۲ به این رمان اعطا شده است.

خواندن کتاب کد رز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر آمریکا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل رمان دختری که رهایش کردی (جوجو مویز)، دزیره (آن ماری سلینکو) و ملت عشق (الیف شافاک) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

درباره کیت کویین

آثار کیت کویین از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز در آمریکا بوده‌اند. این نویسنده که در حوزهٔ داستان‌های تاریخی فعالیت می‌کند، اهل کالیفرنیای جنوبی است و در دانشگاه بوستون تحصیل کرده و مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود را در رشتهٔ موسیقی کلاسیک دریافت کرده است. او همواره دوستدار تاریخ بوده و رمانی چهارجلدی با نام «الههٔ رم» و دو کتاب را در زمان رنسانس ایتالیا به رشتهٔ تحریر در آورده و پس از آن به داستان‌های قرن بیستم روی آورده و کتاب‌های «شبکهٔ آلیس» و «بانوی دام‌گستر» و «کد رز» را نوشته است که هر کدام به چندین زبان ترجمه شده‌اند.

بخشی از کتاب کد رز

«اوزلا تصور کرد که برای شاهزادهٔ موطلایی‌اش با خطی خرچنگ‌قورباغه می‌نویسد: فیلیپ عزیز، من توی یک دیوانه‌خانهٔ اعصاب‌خردکن کار می‌کنم. به‌هرحال اوزلا نمی‌توانست جزئیات شغل جدیدش را در نامه‌هایی که به کشتی فیلیپ می‌فرستاد شرح دهد؛ اما عادت کرده بود که در ذهنش با فیلیپ حرف بزند و اتفاقات روزمره را به داستان‌هایی طلایی و سرگرم‌کننده تبدیل می‌کرد. در دیوانه‌خانه‌ای هستم که در دل دیوانه‌خانهٔ دیگری بنا شده است، محوطهٔ بزرگ بلچلی‌پارک نام دارد و بنای کوچک‌تر، نامش کلبهٔ شمارهٔ چهار است؛ کلبهٔ شمارهٔ چهار که توصیف‌ناپذیر است!

روز بعد از امضای قوانین اسرار رسمی دولتی، بدون معطلی ساعت نه صبح سر شیفت کاری‌اش حاضر شده و از اینکه قرار بود به‌جای پرچ‌کردن فلز، کار مهم‌تری انجام دهد، به‌شدت هیجان‌زده بود. تنها چیزی که در دنیا می‌خواست این بود که یک‌بار و برای همیشه خودش را ثابت کند، تا همه بدانند که یک دختر خوش‌خندهٔ مِی‌فری که فقط بلد بود با لباس‌های پَرنشان و مرواریدهای پرزرق‌وبرق جلوی شاه تعظیم کند، درعین‌حال می‌توانست خودش را جمع‌وجور کند و مثل همه در جنگ به خدمت بپردازد. می‌توانست کار مهمی انجام دهد، حتی...

خب، ساخت هاریکنس شاید کاری مفید بود، اما شغل جدیدش خیلی بهتر بود. اوزلا قسم خورده بود کار در اینجا هرچقدر هم که سخت باشد، بازهم رهایش نکند. تنها تأسفش فقط از این بابت بود که او و مَب در کنار هم کار نمی‌کردند.

فیلیپ عزیز، دختری که با من زندگی می‌کند واقعاً معرکه است و من از دیدنش برای همیشه منعت می‌کنم؛ چون ممکن است فوراً عاشقش شوی و بعد من از او متنفر می‌شوم. از تو متنفر نمی‌شوم - چون دست خودت نبوده، مَب ممکن است برایت پشت‌چشمی محشر نازک کند و همین کارت را بسازد - ولی واضح است که من نمی‌توانم از مَب متنفر باشم، چون برای جان سالم به‌دربردن از خانهٔ خانم فینچِ خوفناک به یک هم‌پیمان نیاز دارم. بعداً درمورد خانم فینچ بیشتر برایت می‌گویم.

اوزلا و مَب در صبح آفتابی ماه ژوئن سلانه‌سلانه به‌سمت دروازه‌های بلچلی‌پارک حرکت کردند. مَب به کلبهٔ ششم و اوزلا به کلبهٔ چهارم منتقل شده بود. مَب کلاه مهره‌دوزی کوچکش را پرخاشگرانه، به شکلی که مدِ روز بود، روی سرش کج کرد: «خیلی‌خب، کلبهٔ ششم، فقط یه مرد مجرد جوون نشونم بده و منم قول می‌دم که مشکلی با کارم نداشته باشم.»

اوزلا امیدوار بود که مَب با مردی دلپذیر آشنا شود، نه با شخصی شبیه هم‌رزمی که در را به رویش گشوده بود: هم‌رزمی خپل و کچل با ژاکت پشمی طرح‌دار. به‌محض اینکه اوزلا قدم به داخل ساختمان طویلی که به رنگ سبز نقاشی شده و کنار عمارت اصلی مثل یک قورباغه چمباتمه زده بود گذاشته بود، هم‌رزم بهش خوشامد گفته بود: «بخش نیروی دریایی آلمان، پس تو روی آلمانی تسلط داری؟»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کد رز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کد رز
عنوان دیگر:داستان یک خیانت، یک راز و کدی که به هر قیمتی باید گشوده شود
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کیت کوئین
مترجم:فاطمه شهابی نژاد
ویراستار:شهین خاصی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۴/۲۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۳.۰۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۶۱۵۱۰۵
تعداد صفحه‌ها:۵۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۱۷۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

love.is.books
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۱

اگه داستان های تاریخی دوست دارین به خصوص درباره جنگ جهانی کتاب جذابی میتونه براتون باشه

۰
helen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۰۸

عالی واقعا در حد یه شاهکار بود. ترکیبی از واقعیت و کمی تخیل(که اون هم از واقعیت سرچشمه گرفته ).هم داستان زیبا بود هم ترجمه فوق‌العاده. با وجود طولانی بودن اصلا خسته کننده نبود بلکه بیشتر آدم ترغیب به خوندن...بیشتر

۰
Rey
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۲

داستان پرکشش و جذابی بود شخصیت پردازی درست و دقیق انجام شده بود اما داستان میتونست کوتاهتر باشه. درکل توصیه میکنم اگر دنبال یک رمان تاریخی که ارزش خوندن داشته باشه هستید از دستش ندید.

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۵

بسیار عالی

۰
کاربر 2037994
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

کتاب جالبی بود . از وضعیت زندگی کسانیکه رمزگشایی می کردند. حالات روحی آنها و سختی های کار در چنین محیطهایی.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Aravir
۵
خدا لعنتش کند اگر به‌خاطر چنین زندگی‌ای احساس شرمندگی کرده باشد، اما خدا دوبرابر لعنتش کند اگر بخواهد به چنین شرایطی قناعت کند.
یك رهگذر
۴
وقتی آدم مجبور باشد به مرد زندگی‌اش دروغ بگوید چطور می‌تواند امیدوار باشد که آینده‌شان را باهم بسازند؟
یك رهگذر
۲
اگه من رو بخوای من کنارتم. فقط مطمئنم که من این‌قدر نابود شده‌م که تو دلیلی برای خواستن من نداری
یك رهگذر
۲
خواهش می‌کنم به من بگویید که قلب شکسته نمی‌تواند آدم را از پا دربیاورد. لطفاً به من بگویید که احساساتم من را به ورطهٔ نابودی نمی‌کشانند. درحال‌حاضر آرزو می‌کنم که ای‌کاش همین‌طور بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
بهتر بود که در خانه و در کنار دوستانت بمباران شوی تا اینکه در هجرت و آوارگی بپوسی.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
شاید این جنگ یکی از اتفاقات تأثیرگذار پیشِ‌رو بود.
یك رهگذر
۱
بهتر بود که در خانه و در کنار دوستانت بمباران شوی تا اینکه در هجرت و آوارگی بپوسی.
یك رهگذر
۱
به‌نظر اوزلا مستند خبری خیلی خوش‌خیال و خوش‌بین بود که می‌گفت هیچ تلفاتی نداشته‌ایم. در تمام نبردهای پیروزمندانه بازهم کشته‌شدگانی وجود داشتند. پیروزشدن در جنگ هم بهایی داشت.
یك رهگذر
۱
به این نتیجه رسیده بود که مردم بیشتر از خودت به خواسته‌هایت احترام نمی‌گذارند.
یك رهگذر
۱
چقدر بد بود که در بحبوحهٔ جنگی که تمام دنیا را درگیر کرده بود و باعث می‌شد این‌همه آدم در بمباران و میدان‌های جنگ کشته شوند، هنوز بعضی از انسان‌ها از بیماری‌های عادی رنج می‌بردند. شاید تحت‌تأثیر مرگ یک نفر قرارگرفتن، آن‌هم وقتی‌که روزانه هزاران آدم جانشان را از دست می‌دهند خیلی ناخوشایند باشد.