با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یک عاشقانه آرام

دانلود کتاب یک عاشقانه آرام

۴٫۷ از ۲۲ نظر
۴٫۷ از ۲۲ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب یک عاشقانه آرام

کتاب یک عاشقانه آرام اثر نویسنده محبوب معاصر، نادر ابراهیمی، درباره زندگی یک زوج است. مردِ داستان با نوشتن نامه‌های عاشقانه به همسرش سعی می‌کند تا زندگی‌شان دچار روزمرگی نشود. این کتاب در ۴۰ سال اخیر جزء کتاب‌های پرمخاطب نادر ابراهیمی بوده است.

درباره‌ی کتاب یک عاشقانه آرام

داستان یک عاشقانه آرام در سال‌ ۵۷ و در بحبوحه انقلاب ایران می‌گذرد. مردی گیلانی و اهل سیاست عاشق دختری آذری به نام عسل می‌شود که او هم یک انقلابی پرشور است. مرد معلم ادبیات و یک مبارز مخالف رژیم است، از همین رو، زندگی، خانه به دوشی را به آنها تحمیل می‌کند و داستان زندگی پر التهابشان آغاز می‌شود و تا انتها مبتنی بر روابط عاشقانه این دو پیش می‌رود.

نادر ابراهیمی در این اثر با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای ماجراهای پیش آمده برای آن‌ها، با قلمی زیبا گفت‌وگوهای جذابی را خلق می‌کند که مخاطبش را به فکر وا می‌دارد و او را متوجه این موضوع می‌کند که نباید به عشق به چشم یک خاطره و عادت نگاه کرد. ابراهیمی در یک عاشقانه آرام، عاشقانه می‌نویسد و در پس این عاشقانه، مضامینی جهان‌شمول را به‌ مخاطبان خود منتقل می‌کند. درواقع جهان‌بینی‌ای منعطف و قابل‌ باور در قالب شخصیت‌های این کتاب وجود دارد که می‌توانیم خودمان را به‌خوبی به‌جای آن‌ها بگذاریم و حتی خود آنها بدانیم. از شخصیت‌های ساده و روشن این کتاب درس بگیریم و موسیقی زندگی خودمان را بنوازیم.

یک عاشقانه آرام اولین بار در سال ۱۳۵۷ منتشر شد و دلیل شهرت این کتاب رمان-شعر بودن آن است. نادر ابراهیمی ازجمله معدود افرادی است که توانسته این سبک را به نگارش درآورد.

کتاب یک عاشقانه آرام را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب یک عاشقانه آرام عاشقانه‌ی لطیفی است که خواندش می‌تواند برای همه لذت‌بخش باشد. و به دلیل بیان کردن مفاهیم عمیق و زیبا در قالب شعر و نامه‌ی عاشقانه، کتابی عمیق است. اگر به دنبال کتابی با این ویژگی‌ها هستید، کتاب یک عاشقانه آرام را انتخاب کنید.

درباره‌ی نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید. پیوستن او به یک سازمان سیاسی باعث شد تا بارها دستگیر و زندانی شود. ابراهیمی در زندگی خود به کارهای بسیار زیادی پرداخته است که شرح مفصل آن را در کتاب ابوالمشاغل نوشته است. 

نادر ابراهیمی علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از اندک‌ سخنوران ایرانی به‌شمار می‌رود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده است. وی همچنین در زمینه ادبیات کودک و بازسازی افسانه‌های قدیمی هم دستی بر آتش داشت و بسیاری از کارهای او، جوایز مختلف جهانی را برنده شده‌اند. نادر ابراهیمی در ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، در تهران دار فانی را وداع گفت.

بخشی از کتاب یک عاشقانه آرام

عاشق، یاغی‌ست؛ امّا یاغیانِ بزرگ، اصولی دارند.

زیبایی یاغیگری، فقط در حفظ همان اصول است.

عاشق، جدّی‌ست؛ امّا عبوس نیست.

عسل، بی‌خود از خویش، با صدای بلندِ شتابان گفت: اینطور نمی‌شود. اصلاً نمی‌شود. از سفرِ بلندِ رؤیا آمده‌یی. خوب است. عالی‌ست. شدنی، امّا، نیست. هر هفته وَ در تمام هفته‌های عُمرْ خود را تکرارکردن __ حتّی به زیباترین صورتِ ممکن __ زندگی‌مان را مملو از کسالتی مرگبار خواهدکرد، و ما را «خسته از بی‌رنگیِ تکرار». چارچوب. هر قدر چارچوبی که به کار می‌بری بزرگ باشد __ به خیالِ خودت برای وسعتِ میدانِ عمل __ بومِ بودنِمان را سخت‌تر و بی‌رحمانه‌تر به صلیب می‌کشد __ از چار سو. این، خویشتن را با بهترین دارِ دنیا به‌دارآویختن است. خویشتن را به داری آهنین و استوار آویختن.

عسل، سرریز می‌کند؛ امّا نه به سنگینی و کُندیِ عسل.

__ تو یک‌سال، شب‌وروز، در آن اُتاقکِ مُحقّرِ درهم‌ریخته نشستی و نوشتی __ یک سال. یک برنامهٔ مدرسه‌یی تمام‌عیارِ غم‌انگیز: انشا، اِملا، ریاضیات، ورزش؛ انشا، املا، ریاضیات، ورزش؛ انشا، املا...

به‌التماس می‌گویم: عسل! عسل! مجبورت که نکرده‌ام. چرا اینطور هراسان شده‌یی؟ میخْ‌کوبی‌ات که نکرده‌ام. تو، مثل همیشه، کاملاً آزادی. این تقدیر نیست که نتوانی از آن سرپیچی کنی. من سرنوشتْ نساختم، برنامه نوشتم... من... من...

صدای آرامِ گریه‌ام برخاست. همهٔ این جان‌کندن‌های ذهن و عین، فقط به‌خاطر آن محبوبِ آذری من بود. زن گفته‌بود: زندگی‌مان در بی‌نظمی غریبی غرق شده‌است. در یکنواختیِ پیری که بوی نا می‌دهد. در چرکابهٔ ارواحِ بلاتکلیف. تو می‌گفتی: «عادت، یعنی دورشدن از انسانیت، از تفکّرِ خلّاق». مگر نه؟ حال، نگاه‌کُن! موج‌ها ما را به این‌سو و آن‌سو می‌اندازند و زمانی هم بر ماسه‌های ساحلی خواهندانداخت: ماهی‌های مسموم‌شدهٔ مُرده. لَزج. گندیده. ما حتّی خوب‌ترین کارهای‌مان را به‌عادت می‌کنیم...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
بی نام
۱۳۹۹/۰۸/۱۷

این کتاب می‌تونه ترسیم زندگی در هر زمان و هر جایی باشه با این تفاوت که با صورت های مختلف نمایان میشه. شاید ما هم در روزگارانی هستیم که ساز یک عاشقانه آرام رو خونین اما متین و آرام در سکوت

- بیشتر
راشین
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

یک عاشقانه آرام، از لحظه لحظه خواندن کتاب لذت می‌بری، بدون اینکه منتظر باشی ببینی آخرش چی میشه.

ar
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

فوق العاده یک عاشقانه بسیار دلچسب 😍

M❤️hadese
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

بد نبود، یکم کسل کننده بود.

faith
۱۳۹۹/۰۸/۰۵

از هر صفحه اش(تقریبا)میشه به جمله ی قصار درآورد.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۵)
بچّه‌هایی که بدون درکِ معنای نابِ عشق بزرگ شده‌اند، به ما می‌خندند؟ خُب بخندند
. .
عشقِ به دیگری ضرورت نیست، حادثه است. عشقِ به وطن، ضرورت است، نه حادثه. عشقِ به خدا ترکیبی‌ست از ضرورت و حادثه.
عـهــــــدیـــہ
روزگاری‌ست __ چه بد! __ که دیگر کلامِ عاشقانه، دلیلِ عشق نیست، و آوازِ عاشقانه خواندن، دلیلِ عاشق‌بودن.
راشین
هیچ‌وقت همه‌چیز درست نمی‌شود؛ چون تَوَقّعاتِ ما بیشتر می‌شود، و تغییر می‌کند. هیچ قلّه‌یی آخرین قُلّه نیست. رسیدن، غم‌انگیز است. «راه، بهتر از منزلگاه است.» برویم بی‌آنکه به رسیدن بیندیشیم؛ امّا، واقعاً، برویم.
راشین
مشکلِ ما این است که همان‌قدر که ویران می‌کنیم، نمی‌سازیم؛ همان‌قدر که کُهنه می‌کنیم، تازگی نمی‌بخشیم؛ همان‌قدر که دور می‌شویم، باز نمی‌گردیم؛ همان‌قدر که آلوده می‌کنیم، پاک نمی‌کنیم؛ همان‌قدر که تعهّدات و پیمان‌های نخستین خود را فراموش می‌کنیم، آن‌ها را به‌یاد نمی‌آوریم؛ همان‌قدر که از رونق می‌اندازیم، رونق نمی‌بخشیم. مشکل این است که از همهٔ رؤیاهای خوشِ آغازْ دور می‌شویم و این دورشدن به معنای قبولِ سُلطهٔ بی‌رحمانهٔ زمان است. بر سر قول‌وقرارهای نخستین نماندن، باورِ پیرشدگی روح است و خواجگی عاطفه
کاربر ۸۷۵۸۳۱
عشق، یعنی پویشِ نابِ دائمی. به سراغِ خستگانِ روح نمی‌آید. خسته‌دل نباش،
راشین
در کتابخانه‌ها همهٔ آدم‌ها __ حتّی سطحی‌ترین‌شان __ متفکّر و عمیق به نظر می‌رسند؛ و شاگردانِ مدرسه‌ها __ که احتمالاً برای رونویسیِ یک مقاله، برای سخنرانی سر کلاس به آنجا آمده‌اند __ شبیه فلاسفه و دانشمندانِ بزرگ می‌شوند.
راشین
فاصله، معیاری‌ست برای انتخابِ ارتفاعِ صدا.
راشین
کودک، عاشقِ مادر نیست، محتاجِ مادر است.
راشین
شبه‌روشنفکران را فراموش کُن! انگل‌ها حقّشان است که دائماً نق‌بزنند.
راشین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۶/۰۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۵۲۹-۱۲-۱
تعداد صفحات۲۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۶/۰۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۵۲۹-۱۲-۱