با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کوه میان ما

دانلود و خرید کتاب کوه میان ما

۴٫۰ از ۲۷ نظر
۴٫۰ از ۲۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کوه میان ما  نوشته  چارلز مارتین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب کوه میان ما

کتاب کوه میان ما، رمانی عاشقانه، پر حادثه با داستانی خواندنی از چارلز مارتین است. ماجرای کتاب کوه میان ما درباره‌ی زن و مردی است که به دلیل سانحه‌ی هواپیمایشان در ارتفاعات کوهستانی گرفتار شده‌اند.

کتاب کوه میان ما را زهرا امین‌کار به فارسی برگردانده است. در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۱۷ میلادی، فیلم کوه میان ما، با بازی ادریس البا و کیت وینسلت ساخته شد و به روی صحنه رفت.

درباره‌ی کتاب کوه میان ما

کتاب کوه میان ما یک داستان عاشقانه پرماجرا است که نگاه شما را به عشق دگرگون می‌کند. رمانی که سرشار از اتفاقات باورنکردنی و عجیبی است که شما را تا لحظه‌ی آخر همراه خود می‌کشاند. کتاب کوه میان ما داستان بن پین جراحی مجرب است که از یک همایش بازمی‌گردد و اشلی ناکس، نویسنده‌ی روزنامه که قرار است چند روز دیگر ازدواج کند. آن‌ها به دلیل کولاک نمی‌توانند به مقصدشان پرواز کنند و این فکر به ذهنشان می‌رسد که هواپیمایی کوچک کرایه کنند تا خود را به شهر محل زندگی‌شان برسانند. اما هواپیمایشان گرفتار حادثه می‌شود و آن‌ها در ارتفاعات کوهستانی گرفتار می‌شوند. این شروع ماجرای عاشقانه‌ی کتاب کوه میان ما است. تلاش برای زنده ماندن و زندگی کردن و امید به نجات.

کتاب کوه میان ما را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از خواندن رمان‌های پرماجرا لذت می‌برید، با انتخاب کتاب کوه میان ما خودتان را به لذتی بی‌پایان دعوت کنید.

بخشی از کتاب کوه میان ما

«کوهنوردی؟»

«درست است، کوهنوردی.»

«منظورت این است وقتی به پاره‌کردن شکم بیماران مشغول نیستی کوهنوردی می‌کنی؟»

با خنده گفتم: «فقط این نیست. دویدن هم یکی دیگر از سرگرمی‌هایی است که در اوقات بیکاری انجام می‌دهم... موقع دویدن بود که با راشل آشنا شدم. از زمانی‌که دانش‌آموز دبیرستانی بودم دویدن را شروع کردم و ترک عادت خیلی سخت است. وقتی به شهرمان بازگشتیم یک آپارتمان در ساحل خریدیم تا بتوانیم از جزرومد نهایت استفاده را ببریم. دومین سرگرمی من، کوهنوردی است و وقتی وارد دانشکدهٔ پزشکی دِنوِر شدیم آن را شروع کردیم. به من کمک می‌کند سلامت روانم را حفظ کنم. به‌هرصورت، ۵۴ قله در کلرادو هست که بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع دارند. مردم محلی آنها را چهارده‌تایی‌ها می‌نامند. یک باشگاه غیررسمی هم هست که اعضای آن تمام این قله‌ها را فتح کرده‌اند. در دانشکدهٔ پزشکی مشغول به تحصیل بودیم که بالا رفتن از این کوه‌ها را شروع کردیم.»

«تا حالا چند قله را فتح کرده‌ای؟»

«۲۰ قله. به‌علاوهٔ کوه پرینستون ۱۹ به ارتفاع ۴۳۲۷ متر. این قله مربوط به رشته‌کوه‌های کولگیت است.»

پس‌از یک دقیقه تأمل ادامه داد: «تقریباً ۴۸۲۸ متر بالاتر از سطح دریاست.»

با تکان سر حرفش را تأیید کردم. «تقریباً، اما نه دقیقاً.»

«چقدر طول می‌کشد به بالای چنین قله‌ای برسید؟»

«به‌طورمعمول یک روز یا کمتر، اما این وقت سال شرایط به صورتی است که...»-سرم را جلو و عقب بردم-«کار را مقداری سخت می‌کند.»

خندید و گفت: «اکسیژن‌لازم می‌شوی؟»

«نه، اما به‌مرورزمان که عادت می‌کنی، کار راحت‌تر می‌شود.»

«آن بالا برف‌ویخ هم هست؟»

«بله.»

«حتماً هوا سرد هم هست و برف‌وبوران دیوانه‌وار می‌بارد؟»

«شرط می‌بندم روزنامه‌نگار خوبی هستی.»

«درست می‌گویم؟»

«گاهی این‌طور است.»

«پیش نیامده تا پای مرگ بروی؟»

خندیدم. «واضح است که پیش آمده.»

یکی از ابروهایش را بالا انداخت. «پس تو هم یکی از آن‌دسته افراد هستی؟»

«کدام دسته؟»

«انسان اهلی در برابر انسان وحشی.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
رضا
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

من همین الان خوندن ترجمش رو تموم کردم.نسبتا خوب ترجمه شده،هرچندبنظر میتونست خیلی بهترباشه.در مقایسه با متن اصلی تاحدزیادی وفادار به اصل داستان مونده و تغییرات زیادی نداره.خود داستان جذابه ولی خب نسخه ی انگلیسیش جذاب تره،ظرافت های اصل رمان

- بیشتر
Behzad @booker
۱۳۹۹/۰۳/۲۴

این داستان انسان رو لبریز از شور و امید به زندگی و عشق میکنه جدال انسان با طبیعت بکر در این کتاب بنحو احسن به تصویر ذهن کشیده شده البته فیلمشم دیدم اما هیچی خود کتاب و تصویرسازی ذهنی نمیشه

- بیشتر
Sepanta Pooya
۱۳۹۹/۰۵/۲۱

کتابِ خوبی بود! شاید حدود یک سوم تمرکز کتاب روی موضوع عشق ورزیدن بود اما فکر میکنم هر آدمی که "عشق ورزیدن" رو دوست داره، باید این کتاب رو بخونه. اینکه تا لحظه‌ی آخر نمیدونستم که آخرش چی میشه به جذابیتش

- بیشتر
Sevda
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

داستان عاشقانه وخوبی داشت دریه فضای سردوسخت!! تنهاچیزی که شایددراین داستان برای من باورپذیرنبود حالت سرخوشانه اشلی تواون شرایط سخت بود مخصوصا اونجاکه پاش شکسته وحتی به تنهایی قادربه دستشویی رفتن نیست وبه بن میگه بیابرقصیم ومیرقصن!!!!(مگه میشه؟!)ولی صرف نظرازموارداین

- بیشتر
کاربر ۲۲۴۴۸۴۹
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

کتابی که زندگی تون رو به بعد و قبل از خوندنش تقسیم میکنه .هیجان نجات از طبیعت بیرحم،سانتیمانتالیسم بیرحم و پرکشش که آخرین بخش رمان خون را در رگ های ونوس منجمد میکنه . مرد در هم شکسته ای که

- بیشتر
marie
۱۳۹۹/۰۸/۲۴

فوق العاده بود حتما بخونین ارزششو داره

خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۱۱/۳۰

یه جاهاییش به نظر غیر واقعی می اومد شاید هم این احساس در من عادی باشه چون آدمیزاد چیزی که با چشم خودش ندیده و تجربه نکرده رو به راحتی باور نمی کنه. اما خوندن کتاب لذتبخش بود. پر از

- بیشتر
𝑴𝒂𝒆𝒅𝒆𝒉
۱۴۰۰/۰۱/۰۷

من دوست نداشتم...😶 چرا نویسنده انقدر الکی طولانیش کرده بود. ولی بازم قسمت های جالبی داشت.

malihe687
۱۳۹۹/۰۴/۱۹

داستان خیلی جذاب وگیرایی داشت.👌🏻

maryam
۱۳۹۹/۰۴/۲۴

من فیلمش رو دیدم. و بنظرم خوب بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۲)
با مردی ازدواج کن که پنجاه یا شصت سال آینده را پابه‌پای تو بیاید، درها را باز کند، دستت را بگیرد، برایت قهوه درست کند، لوسیون روی ترک‌های پایت بمالد و جایگاهت را به جایی ارتقا دهد که شایستهٔ آن هستی. آیا فقط به‌خاطر چهره یا موهای طلایی‌ات با تو ازدواج کرده یا وقتی ظاهر زنی پنجاه‌ساله را پیدا کنی همچنان عاشقت خواهد بود؟»
Atefeh
«کوتاه‌ترین راه همیشه بهترین راه نیست.»
n re
این تأثیر شب است. شب، ترس‌هایی را بیدار می‌کند که در مواقع دیگر حتی اگر واقعی باشند به‌چشم نمی‌آیند.
Yasaman
«فکر می‌کنی چه‌مدت می‌توانی به این کار ادامه دهی؟» «تا جایی که بشود.» «اگر نتوانی چطور؟» «می‌توانم.» «از کجا می‌دانی؟» «انتخاب دیگری ندارم.»
n re
گم شدن با تو بهتر از پیدا شدن و تنهایی بود.
n re
گم شدن یک مسئله است، گم ماندن مسئله‌ای دیگر.
n re
قلب شکسته هرگز بهبود پیدا نمی‌کند، هرگز مثل قبل نخواهد شد. شاید این چیزها را قبلاً هم شنیده باشی؛ شاید هم نه. فقط این را می‌دانم که وقتی نیمی از وجودت می‌میرد، همهٔ وجودت همچنان درد می‌کشد؛ بنابراین تو دردی دوبرابر، و نیمی از درد و رنج نیمهٔ دیگر را متحمل می‌شوی. می‌توانی باقی عمرت را صرف کنارهم‌گذاری آن قطعات شکسته کنی، اما هرگز موفق نخواهی شد. چیزی برای کنار هم نگاه‌داشتن آن تکه‌ها وجود ندارد
Maryam R
«باید اجازه می‌دادم برود پی زندگی خودش. او برنمی‌گردد. فاصلهٔ بین ما خیلی زیاد شده، کوه میان ما کوهی است که قادر نیستم از آن بالا بروم.
n re
همیشه یک شانس وجود دارد. همیشه.
n re
می‌دانستم وقتی هوا تاریک شود و من پیشش نباشم نگران خواهد شد و نگرانی‌هایش در تاریکی شدت خواهند گرفت. این تأثیر شب است. شب، ترس‌هایی را بیدار می‌کند که در مواقع دیگر حتی اگر واقعی باشند به‌چشم نمی‌آیند.
n re

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۹۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۱۵۶۵
تعداد صفحات۳۹۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۱۵۶۵