معرفی و دانلود کتاب پژواک کوهستان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پژواک کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب پژواک کوهستان

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
خالد حسینی، سعید گوهری راد
انتشارات: 
نکوراد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پژواک کوهستان

پژواک کوهستان، رمانی از نویسنده مشهور افغانستانی، خالد حسینی است. داستان پژواک کوهستان در ۱۹۵۲ در دهکده‌ای در افغانستان شروع می‌شود و تقریبا از همان ابتدا به شدت احساسات خواننده را درگیر می‌کند. این کتاب با ترجمه سعید گوهری راد منتشر شده است.

درباره کتاب پژواک کوهستان

محور اصلی کتاب داستان پژواک کوهستان، زندگی و روابط عبدالله، پسر ۱۰ ساله و «پری»، خواهر سه ساله‌ و تصمیم پدرشان برای فروختن پری به خانواده‌ای بی‌فرزند است و همین اتفاق سبب گره‌خوردن روایت‌های افراد مختلف در رمان حسینی می‌شود.

عبدالله که خواهرش پری را بسیار دوست دارد، او را از دست می‌دهد. پری به یک خانواده ثروتمند و بی‌فرزند واگذار می‌شود و حتی بعدها از افغانستان به پاریس می‌رود. اما عبدالله هیچ‌گاه او را فراموش نمی‌کند و البته خانواده‌اش درگیر ماجراهای مختلفی می‌شوند و خودش هم سر از کالیفرنیا در می‌آورد.

حسینی در این رمان از شگردهای جدید داستان‌نویسی بهره می‌گیرد و همین موضوع سبب شده رمان جدیدش نسبت به آثار دیگرش، «کتاب بادبادک باز» و «هزار خورشید تابان»، تا حدی متفاوت باشد.

ماجراهای این رمان طبق معمول داستان‌های خالد حسینی در افغانستان می گذرد و نویسنده از روایت‌های تودرتو بهره می‌گیرد و راوی در مسیر داستان تغییر می‌کند.

خالد حسینی درباره مضمون رمانش می‌گوید:

«من شنیده بودم که زمستان‌ها ایام سختی برای خانواده‌های افغان است. مردم بسیار نگران هستند و بچه‌هایشان را از دست می‌دهند. بنابراین با این پیش زمینه، ناگهان این تصویر با شفافیت و زلالی کامل و خاصی به نظرم آمد و با خودم گفتم که این مردمان که هستند؟ به کجا می‌روند؟

این کتاب مانند داستان پریان می‌ماند که سر و ته شده باشد. در ابتدای داستان یک جدایی بسیار دردناک دارید و در پایان هم یک پیوستن دوباره پر از اشک، با این استثنا که آشکارسازی‌ها و پیوستن‌ها آن چیزی نیست که انتظارش را دارید.

روزنامه گاردین در معرفی رمان پژواک کوهستان به نوآوری خالد حسینی در تقویت سنت رمان‌نویسی در افغانستان اشاره کرده و نوشته است:

«افغانستان سنت رمان‌نویسی چندانی ندارد. بیشتر رمان‌هایی که از گذشته به فارسی نوشته شده‌اند در اوایل قرن بیستم و در ایران منتشر شده‌اند. اگر هم رمان‌نویسان پشتو وجود داشته باشند اثری از آنها در سطح جهانی نیست. اما خالد حسینی توانست به این سنت جان ببخشد».

خواندن کتاب پژواک کوهستان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی، به ویژه دوست‌داران آثار خالد حسینی از خواندن این رمان جذاب، لذت خواهند برد.

بخشی از کتاب پژواک کوهستان

_ «آن وقت تمام بچه‌هایت هلاک می‌شدند، چون پدر آن‌ها مرد ضعیفی بود و آن‌ها هم نفرین شده بودند... آدم بزدلی که ترجیح می‌داد که کل بچه‌هایش بمیرند، ولی روی وجدانش باری نباشد. تو می‌گویی شجاع نیستی، اما من آن را در تو می‌بینم. کاری که تو کردی، مسئولیتی که برعهده گرفتی، شجاعت می‌خواست و به خاطر همین، من به تو احترام می‌گذارم.»

بابا ایوب درمانده و مستأصل داس را کشید، ولی داس از دستش افتاد و روی کف مرمر تلق‌تلوق کرد. زانوهایش خم شد و مجبور شد که بنشیند. دیو گفت: «پسرت حالا این‌جاست و با چشم‌های خودت دیدی که سرحال است، در این‌جا برایش بهترین غذا و لباس تهیه می‌شود و به او محبت می‌شود، به او هنر، زبان و علوم و همین طور راه‌های فکر کردن و نوعدوستی آموزش داده می‌شود. وقتی مرد شد، به میل خودش می‌تواند از این‌جا برود، می‌خواهم با خیلی‌ها در ارتباط باشد و با محبتش برای آن‌هایی که غمگین هستند، شادی بیاورد.»

بابا ایوب گفت: «می‌خواهم او را ببینم و با خودم به خانه ببرمش.»

_ «جدی؟!»

بابا ایوب سرش را بلند کرد و به او نگاهی کرد. دیو به سمت گنجه‌ای که در کنار پرده بود رفت و از کشوی آن، یک ساعت شنی درآورد... عبدالله ساعت شنی می‌دانی چیه؟... خوبه که می‌دانی... دیو ساعت را برداشت و سروتهش کرد و جلوی پای بابا ایوب گذاشت. بعد گفت: «می‌گذارم که با خودت به خانه ببریش، اما اگر این کار را بکنی، دیگر هیچ وقت به این‌جا برنمی‌گردد و اگر با خودت نبریش، خودت هم هیچ وقت نمی‌توانی دوباره به این‌جا برگردی. وقتی دانه‌های آخرین شن‌ها پایین ریخت، تصمیمت را می‌پرسم.»

دیو بعد از این حرفش، از اتاق بیرون رفت و بابا ایوب را با انتخاب دردناک دیگری تنها گذاشت.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پژواک کوهستان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپژواک کوهستان
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهخالد حسینی
مترجمسعید گوهری راد
انتشاراتنکوراد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۲/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۴۴۳۳۳۱
تعداد صفحه‌ها۴۹۲ صفحه
قیمت کتاب۱۲۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه رمان جهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۹۵۵۰۷۶
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۵

کتابیه که حال و هواش مث کتابهای قبلی نویسنده اس کتاب روانی وجذابیه منتها به نظرم بعضی اوقات زیادی به جزییات پرداخته شده که کمی از اشتیاق خواننده به خواندن کم میکنه ویا شخصیات زیادی داره که در انتها سرنوشت...بیشتر

۱
Azar Nourani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۷

به‌نظرم اوایل کتاب داستان خیلی جذاب و نفس‌گیر بود ولی کم‌کم پیچیده‌ شد و با ورود شخصیت‌هایی زیاد که هیچ ربطی به سیر اصلی داستان نداشتند، جذابیتش هم از دست رفت.

۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۳

با زوایای دیگری از جامعه افغان اشنا شدم جالب و خواندنی است

۰
Maryam R
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۷

داستان با عبدالله و خواهرش پری در روستایی به نام شادباغ شروع میشه. پری همه چیزیه که عبدالله تو زندگی داره، اون معتقده که خدا پری رو برای اون آفریده و اونو برای شاد کردن پری. اونا مثل دو تا...بیشتر

۲
کاربر ۴۶۶۰۲۲۴
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

نسبت به رمان های قبلی این نویسنده جذابیت کمتری داشت.سرنوشت بعضی از کاراکترها نامعلوم باقی ماند.مثلا روشا که من حتی متوجه نشدم چه ارتباطی به داستان داشت.

۰
Mary.10may
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

من بعد از بادبادک باز و هزاران خورشید تابان این کتاب رو شروع کردم، شروع پرشوری داره اما در ادامه چون سرگذشت تک تک شخصیت های درگیر رو شرح میده، یکم خواننده رو سردرگم و خسته می کنه. اما نکته...بیشتر

۰
کاربر ۱۸۰۲۹۱۶
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

خوب بود

۰
Akbar Aghaii
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۶

ترجمه ش که خوب نیست، قصه هم به زیبایی کتاب بادبادک باز نیست

۰
عالی بود
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

خیلی عالی بود

۲

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۵۷۷۱۱۶۲
۳
در زمان‌های قدیم، روزگاری که دیوها و اجنه‌ها وجود داشتند، دهقانی به اسم بابا ایوب بود، این مرد در ده کوچکی به اسم میدان سبز با خانواده‌اش زندگی می‌کرد، بابا ایوب چون عیالوار بود، تمام روز را به سختی کار می‌کرد. هر روز از صبح تا شب مزرعه‌اش را شخم می‌زد و به درخت‌های کم بار پسته‌اش رسیدگی می‌کرد، او هر مدام در مزرعه بود، در حالی که تا کمر دولا شده و کمرش مثل داس قوس برداشته و پیوسته در حال فعالیت است، همیشه دست‌هایش پینه بسته و خونی بود، و شب‌ها تا سر بر بالین می‌گذاشت، خوابش می‌برد
Book
۱
«تو از شجاعت چیزی نمی‌فهمی، برای شجاع بودن باید چیزی داشته باشی که به خطر بیافتد، ولی من برای از دست دادن چیزی ندارم.»
gold eagle
۱
احتمالاً باباجان راست می‌گفت که درست‌ترین واکنش "درک آن‌ها و خودداری از قضاوت کردن" است. حتی جواب دادن با مهربانی باید باشد.
Akbar Aghaii
۱
کار بی‌نهایت سخت و پایان ناپذیر، دنیای پدر را بی‌رحم و خشن کرده بود. هیچ چیز خوبی مجانی به دست نمی‌آمد، حتی عشق... مجبوری بهای هر چیزی را بپردازی...
Akbar Aghaii
۱
مردی مانند من، یک مرد دهاتی، با زندگی حقیرانه، چه چیزی می‌توانست بگوید که برای زنی مانند او جالب باشد؟! گفتم: «انگور آن‌جا معرکه است...