معرفی کتاب روایتهای زنانه
روایتهای زنانه مجموعه داستانی درباره زنان و دنیای آنها نوشته رضا فیاضی، هنرمند نام آشنای ایرانی است.
درباره کتاب روایتهای زنانه
رضا فیاضی در این کتاب مجموعه داستانهایی درباره زنان نوشته است. او با روایت های زنانه به دنیای زنان وارد شده و با نگاهی متفاوت قصه زنهایی را گفته است که مخاطب را خیلی ساده با افکار، دغدغهها و شادیها و غم های خود همراه میکنند.
درباره رضا فیاضی
رضا فیاضی متولد سال ۱۳۳۲ اهواز، بازیگر سینما و تئاتر و نویسنده ایرانی است. او از سال ۱۳۵۵ فعالیت خود را در سینما و تلویزیون آغاز کرد و کاراکترهای بسیاری را خلق نمود که از جمله آنها میتوان به شخصیت آقای جمالی در مجموعه زی زی گولو اشاره کرد. وی علاوه بر بازیگری قلمی توانا و ذوقی سرشار در نوشتن دارد. الو... اینجا پدری به قتل رسیده، ت، مثل تئاتر، بازیگر و بانوی نیلوفر از آثار دیگر رضا فیاضیاند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب روایتهای زنانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | روایتهای زنانه |
|---|---|
| موضوع: | داستان کوتاه، داستان ایرانی |
| نویسنده: | رضا فیاضی |
| انتشارات: | نشر آواژ |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۸/۰۱/۱۵ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۲.۳۷ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۶۹۸۴۴۹ |
| تعداد صفحهها: | ۸۵ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۱۶۹۰۰ تومان |


نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
ضعیف ضعیف ضعیف
بسیار زیبا وعالی
یه سری داستانهای کوتاه در مورد یه لحظه یا یه اتفاق خاص در زندگی ۵ زن هستش که سرنوشت اونها رو تغییر میده، من زیاد اهل داستان کوتاه خوندن نیستم اما داستان چهارم واقعا منو میخکوب کرد و وادارم کرد...بیشتر
عالیه و بشدت پیشنهاد میشه با قیمتی به مراتب عالی
فوق العاده کتاب خوب و حس و حال خوبی داره وفتی میخونمش حس آرامش میکنم با وجود غمگین بودن بعضی هاش💕
معمولا از داستان کوتاه خوشم نمیاد ولی حس و حالی که این داستانها بهم داد رو خیلی دوست داشتم... خیلی به فکر انداختم که چرا زندگیها باید اینطور باشه... برای بعضیها حسرت میخوردم.به بعضی افتخار و برای بعضی دعا میکردم