
کتاب نمی خواهم دختر بمانم
براساس واقعیت
معرفی کتاب نمی خواهم دختر بمانم
نمی خواهم دختر بمانم کتابی نوشته مریم اسدی است که داستان مشکلات و دغدغههای دختری به اسم مینا را روایت میکند. این اثر یک داستان اجتماعی و آموزنده درباره آسیبهای خانوادگی و تاثیر آنها بر روح و روان نوجوانان است.
درباره کتاب نمی خواهم دختر بمانم
این کتاب که بر پایه واقعیت به نگارش درآمده قصۀ سختیها و ناملایمات زندگی مینا را روایت میکند. مینا در یک خانوادۀ ضعیف بزرگ شده که پدرش به بیماری روحی مبتلاست و شدیداً نسبت به همسرش شکاک است و این مسئله باعث میشود مینا مدتی از خواهر کوچکتر از خودش مراقبت کند اما کمکم این دختر نوجوان خسته شده و ناخواسته وارد یک بازی جدید میگردد، غافل از این که این بازی تبدیل به یک عشق میشود. یک عشق کور نوجوانی و مینا در این میان با حقایقی روبهرو میشود که ...
خواندن کتاب نمی خواهم دختر بمانم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
علاقهمندان به رمانهای اجتماعی و عبرتآموز برپایه واقعیت، مخاطبان این کتاباند.
بخشی از کتاب نمی خواهم دختر بمانم
شیوا شونه بالا میانداخت و میگفت به درک، منم میخندیدم از ازدواج متنفر بودم فکر میکردم همهٔ مردا مثل پدرم شکاک و بد دلن تصور ازدواج و دوستی با جنس مخالف برام مسخره ترین موضوع ممکن بود.
شیوا هم که عین موتور فقط درس میخوند بزرگترین دغدغه زندگیش نمره امتحانش بود ولی من زیاد اهل درس نبودم بیشتر اوقات یا از فرط خستگی چرت میزدم یا به ملیکا فکر میکردم. سه تا دوست بودیم با سه عقیده مخالف ولی از کنار هم بودنمون لذت میبردیم.
افسانه همیشه از زیر درس خوندن در میرفت و به محض اینکه دبیر حواسش پرت میشد مقنعهش رو برعکس و چشماشو لوچ میکرد و ادا و اطوار در میآورد...
تقریبا یکسال از رفتن مادرم گذشته بود تا اینکه پدرم گفت: من دیگه نمیتونم بدون فریده زندگی کنم میخوام برم دنبالش.
عزیزجون نمیذاشت میگفت: اونی که یه بار رفت باید بزاری بره دیگه برگشتنش به درد خودش میخوره.
دلم میخواست مادرم برگرده هرچند که عزیز جون همیشه تلاش میکرد که من و ملیکا کمبود نداشته باشیم ... موقعی که مدرسه میرفتم برامون غذا میپخت.. لقمه میگرفت اما مادر چیز دیگهای بود یه بوسهش به تمام عالم میارزید.
از بچه داری خسته شده بودم دلم یه زندگی شاد و بی دغدغه میخواست ... یه روز بدون نگرانی برای ملیکا ...حق من بود که مثل شیوا زندگی کنم حقم بود که مثل افسانه شاد و بدون دغدغه بخندم.
دست ملیکا رو گرفتم و رفتم سر کوچه پیش پدرم .... داشت مشتری راه میانداخت .... خانومه دو سه تا رو بالشی خریده بود یک ساعت داشت چونه میزد .... کلافم کرد ملیکا خسته شد دستشو از دستم در آورد و رفت وسایل پدرم رو زیر و رو کرد. بالاخره اون خانم رضایت داد و رفت پدرم هوفی کشید و با دیدن ملیکا که همه چی رو بهم ریخته بود خندید و بغلش کرد و گفت چیکار میکنی تو خاله ریزه.
بعدم به من نگاه کرد و گفت چی میخوای بابا؟ پول لازم داری؟
بی مقدمه گفتم برو دنبال مامان
پیشنهادم غافلگیرش کرد
ملیکا رو زمین گذاشت...شروع به مرتب کردن وسایلش کرد
خم شدم و یه پتو مسافرتی که ملیکا از بسته بندی درآورده بود برداشتم و تا زدم.. کاملا بی حواس و نامرتب .... گفتم
- بابا من دیگه نمیتونم بدون مامان تحمل کنم...منم آدمم.
یه مشتری دیگه اومد حرفم نصفه موند پدرم بیحوصله شده بود مشتری قیمت پتو مسافرتی پرسید بعدشم گفت تخفیف داره؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نمی خواهم دختر بمانم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | نمی خواهم دختر بمانم |
|---|---|
| عنوان دیگر: | براساس واقعیت |
| موضوع: | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده: | مریم اسدی |
| انتشارات: | انتشارات ندای الهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۳.۲۸ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۶۱۱۳۱۰۴ |
| تعداد صفحهها: | ۲۷۲ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۳۴۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتابی بود که با در اختیار گذاشتن تجربه های زندگیش نوجوان ها رو راهنمایی می کرد که درست در زندگی تصمیم بگیرن
داستان خوب و آموزنده ای بود
داستان جالبی داشت
خیلی جالب بود
پیشنهاد میکنم حتما بخونید .
سلام، خوب بود و آموزنده، شاید افراد زیادی در اجتماع باشند که از این نقص در بعضی از مردان بی اطلاع اند،با این داستان خوانندگان با این مشکل آشنا می شوند،موارد آموزنده دیگری هم دارد.فقط از لحاظ ویرایشی تقریبا صفر...بیشتر
جذاب پوند آموز باقلمی روان
قشنگ بود🙂
کتاب خوبی بود، داستان آموزنده ای داشت ولی یک ایراد بزرگ داشت، چرا مینا هیچوقت از یک روانشناس و مشادر کمک نگرفت؟ حتی زمانی که طلاق گرفت، سریع وارد رابطه عاطفی دیگه ای شد، در زمان های حساس زندگیش اصلا...بیشتر
ازین منظر که واقعیت بود و بدون اغراق و روان داستان رو روایت میکرد عالی بود
شبیه به رمان های روبیکایی بود اصلا توصیه نمیکنم
کتب خیلی خوبی و اعتیاد آوری بود و من کل داستان رو یه تنه خوندم این کتاب برای نوجوان هایی که مشکلات خانوادگی دارن خیلی توصیه میشه من خودم اینقدر این کتاب رو درک میکردم که حتی جایی گریه کردم
رمان جالب بود و نویسنده دنبال خود میکشید و درسهایی برای نو عروس ها و نو دامادها بهتره داشت عالی بود داستان
قصه قشنگی بودولی علت منطقی برای رفتار یرخی شخصیت ها را نداشت،یه جور نقل خاطره یک جانبه ...