معرفی و دانلود کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتشsubscriptionAvailable

کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۳۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

هاروکی موراکامی( -۱۹۴۹)، نویسنده ژاپنی است. موراکامی تا سی سالگی یک خط هم ننوشته بود؛ یک بارِ جاز به اسم گربه خانگی‌اش، پیتر، در کوکوبونجی توکیو راه انداخته بود و با همسرش آن را اداره می‌کرد؛ زندگی‌اش وقتی از این رو به آن رو شد که در سی سالگی و برای تماشای بازی بیس بال به استادیوم جینگو رفته بود. «تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» در مقایسه با رمان‌های دیگر موراکامی، داستان سرراست و ساده‌ای دارد: چهار رفیق صمیمی تسوکورو تازاکی، سال‌ها پیش، یک‌دفعه و بی‌هیچ توضیحی، با او قطع رابطه کردند. حالا و شانزده سال بعد، تسوکورو تصمیم می‌گیرد تک تک رفقایش را پیدا کند و ازشان بپرسد چرا؟ این ترس از تنهایی و به حال خود رها شدن، این ترس از فهمیده نشدن، مخرج مشترک همه داستان‌های موراکامی است. او در شهر بندری کوبه بزرگ شد؛ با باراندازی که پر بود از ملوان‌های خارجی و توریست‌های در حال عبور. خانواده نسبتا فقیر و پول تو جیبی اندکش برای خرید همه کتاب‌هایی که می خواست بخواند کافی نبود. ناچار ولع خواندنش را با کتاب‌های دست دوم ملوان‌های خارجی سیر می‌کرد. در نتیجه اولین تماس او با ادبیات انگلیسی، کتاب‌های کارآگاهی و رمان‌های عامه‌پسند محبوب ملوان‌ها بود. او در تمام کارهایش، مثل یک بندباز ماهر، توازنی عجیب برقرار کرده است. توزان بین سادگی و شگفتی، بین یاس و امید، بین حزن و طنز یا به قول خودش توازن بین چندلر و داستایفسکی. در تمام این سال‌ها مخاطبان او، بی‌آنکه بدانند، قهرمان‌های داستان‌هایش بودند؛ همگی ساکنان سر به زیر شهرهای بزرگ؛ بی‌نام، بی‌رنگ، بی‌چهره. او روایتگر بی سر و صدای افسانه ماست؛ روایتگر نبرد پایان‌ناپذیر آدم‌های معمولی با شهری که می‌خواهد آنها را، مثل تسوکورو تازاکی، به قطعه‌ای بی‌رنگ و بی‌چهره تبدیل کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندههاروکی موراکامی
مترجممارال زال زر
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۱۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۴۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۶۴۲۰۱۶
تعداد صفحه‌ها۲۹۸ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰۰ تومان
برچسبداستان ژاپنی، بهترین‌های ادبیات داستانی، مجموعه پایان خوش، مجموعه پرفروش‌های نیویورک تایمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Dentist
۱۳۹۶/۰۴/۱۱

پنج دوست خیلی نزدیک و صمیمی در دوران دبیرستان که شامل دو دختر و سه پسر هستند. پنج دوستی که انتهای اسم چهارتاشون اسم یه رنگه و تسوکورو تنها کسیه که از این قاعده مستثناست. سال ها بعد و زمانی...بیشتر

۰
Amir Hossein Karimi Dana
۱۳۹۸/۰۷/۰۲

کتاب خوبی بود. ضمنا ترجمه خیلی خوبی داشت. حس گیجی و گنگی به من می داد.سوال های بی جواب که تا آخر داستان بی جواب موندن.ابهام ها و دودلی ها، ترس ها و فاصله ها، توهمات و رویاها، شکاف ها و...بیشتر

۰
Farzaneh Parsinejad
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۵

کتابی جذاب بود، یکی از کارهای خوب هاروکی موراکامی! درونمایه ی داستان درباره ی احساس تنهایی و سرگشتگی انسان در دنیای امروز است و موراکامی مانند بسیاری دیگر از آثارش به بهترین شکل از موسیقی برای خلق فضا و در گیر...بیشتر

۰
Darling
۱۳۹۶/۱۲/۰۳

موراکامی در این رمان در حین ساده نویسی اثری بسیار جذاب خلق کرد "تسوکورو" شخصیت اصلی رمان در میان اطرافیان و دوستان رنگیش، حسِ آدمی بی رنگ ساده و درون گرا را داشت حسی که من کاملا درک میکنم موضوع رمان مرگ...بیشتر

۰
فرشید
۱۳۹۸/۰۲/۰۴

بدون شک کتابی هست که خوندنش از نخوندنش بهتره. اما ممکنه پایان باز کتاب عصبیتون کنه.

۰
geneva
۱۳۹۵/۰۵/۰۳

با پیشنهاد مجله چوک نسخه چاپیشو خوندن البته قبل از اون کمی ترجمه های مختلفو سبک سنگین کردم ک زیاد فرقی نداشتند باهم ولی خب ترجمه خانوم زال زر بیشتر به دلم نشست. دوستش داشتم

۰
مامان زیبا
۱۳۹۸/۰۷/۱۵

داستان در مورد پسری که از گروه دبیرستانش طرد میشه و سالها بعد توسط دوست دخترش تحریک میشه که دنبال علت بگرده.. موراکامی در ضمن داستان نکات فلسفی رو هم وارد میکنه، داستان میشه گفت ساده اس، کلمات قلمبه سلمبه...بیشتر

۰
کاربر 9128454
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۲

بد نبود هیچکدوم از سوالات رو جوابی پیدا نکردیم

۰
نازبانو
۱۳۹۷/۰۴/۲۵

عااااالی ، ترجمه محشر ، عاشق داستانای ژاپنی ام خیلی جالب و جدیدن

۰
موناپروا
۱۳۹۵/۱۱/۲۱

کتاب خیلی سنگین در عین حال دوست داشتنی بود کتاب رو در حدود یک ماه خوندمش و بعد از هر بار خوندن مدام تصویر سازی میکردم قلم نویسنده عالی بوده چه در شرح مناظر و وقایع چه در کنار هم چیدن زمان...بیشتر

۰
کاربر 1354934
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

این اولین کتابی بود که از موراکامی میخوندم و نمیدونمم احساسم چیه نسبت به قلمش…. فضای کتاب واقعا برام جذاب بود و با علاقه دنبال میکردم ولی بی جواب موندن خیلی چیزا اذیت کننده بود برایم مثل داستان هایدا، پدر هایدا،...بیشتر

۰
Amir G
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

قشنگ بود

۰
mliion
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

روند داستان خیلی عجیب جلو می‌ره ولی آدم جذبش میشه اولش گنگ و حس تردید میده بهت اما کم کم به نقطه اوج خودش میرسه کتابی بود که خیلی دوست داشتم بخوانمش اما الان مطمعن نیستم اونقدر برام دلخواه بوده...بیشتر

۰
aliland61
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

برای یکبار خوندن خوب بود مشکل اینجا بود که نکته‌ی کتاب و درسی که قرار بود بده رو می‌شد در یک سوم این کتاب هم بیان کرد. از جناب موراکامی بزرگ توقع بیشتری داشتم.

۰
rore
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

۰

بریده‌هایی از کتاب

نازبانو
۱۳
داشتن هدف‌های مشخص و از پیش تعیین‌شده، زندگی رو راحت‌‌تر می‌کنه.»
نازبانو
۹
اگه بخواهید ورزشکار خوبی بشوید، باید یاد بگیرین چطور بازنده‌ی خوبی باشین
samira
۸
«تو می‌تونی خاطراتت رو پنهان کنی، ولی نمی‌تونی تاریخی رو که به اون‌ها شکل داده، پاک کنی.»
نازبانو
۷
حسادت زندانی نبود که به اجبارِ فرد دیگری به آن تبعید شود، بلکه مکانی بود که ورود و جا گرفتن در آن اختیاری و داوطلبانه بود؛ در را قفل می‌کنی و کلید آن را دور می‌اندازی. و روح کسی هم در این دنیا خبر ندارد که تو در آنجا محبوس شده‌ای. البته اگر دلش می‌خواست، می‌توانست فرار کند. زندان در حقیقت توی قلبش بود. ولی نمی‌توانست این تصمیم را بگیرد. دلش به سختیِ دیواری سنگی بود. اصل و جوهر حسادت همین بود.
hana
۷
مثل آدمی که در طوفان، ناامیدانه به تیرِ چراغ‌برقی بچسبد، به تکرارِ یکنواخت زندگی چسبیده بود.
samira
۶
حسادت زندانی نبود که به اجبارِ فرد دیگری به آن تبعید شود، بلکه مکانی بود که ورود و جا گرفتن در آن اختیاری و داوطلبانه بود؛ در را قفل می‌کنی و کلید آن را دور می‌اندازی. و روح کسی هم در این دنیا خبر ندارد که تو در آنجا محبوس شده‌ای.
فرشید
۶
قبولی در امتحان ورودی و پذیرش در دانشگاه برای تسوکورو به این معنی بود که باید کمربندش را محکم می‌کرد و طوری درس می‌خواند که قبلاً هرگز نخوانده بود.
آرزو
۶
مهم نیست چقدر صادقانه خودت را آشکار کرده باشی، هنوز هم چیزهایی هست که نتوانی بر زبان بیاوری.
samira
۵
«یک چیز دیگه هم طی کار توی شرکت‌ها یاد گرفتم، و اون این بود که اکثریت آدم‌های دنیا با اطاعت از دستورات دیگران مشکلی ندارند. درواقع، اون‌ها از اینکه کسی بهشون دستور بده و بگه چیکار کنند، خوش‌حال هم می‌شوند. ممکنه غُر بزنند، اما این احساس واقعی‌شون نیست. اون‌ها فقط از روی عادت گله می‌کنند و غُر می‌زنند. اگه ازشون بخواهی خودشون فکر کنند و تصمیم بگیرند و مسئول کارهایی که می‌کنند باشند، تبدیل به آدم‌هایی بی‌عرضه و بی‌لیاقت می‌شوند.
samira
۳
«استعداد ممکنه زودگذر باشه و آدم‌های اندکی بتونند استعدادشون رو تا آخر عمر حفظ کنند، ولی استعداد امکان یک جهش روحی عظیم رو ایجاد می‌کنه. استعداد تقریباً موضوعی جهانیه و ربطی به فردیت نداره.»