با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ندای کوهستان

دانلود و خرید کتاب ندای کوهستان

۴٫۱ از ۸۶ نظر
۴٫۱ از ۸۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ندای کوهستان  نوشته  خالد حسینی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ندای کوهستان

«ندای کوهستان» نوشته خالد حسینی ( - ۱۹۶۵)، نویسنده امریکایی افغان‌تبار است.

داستان «ندای کوهستان» در ۱۹۵۲ در دهکده‌ای در افغانستان شروع می‌شود و تقریبا از همان ابتدا به شدت احساسات خواننده را درگیر می‌کند. محور اصلی کتاب داستان زندگی و روابط عبدالله، پسر ۱۰ ساله و «پری»، خواهر سه ساله‌ و تصمیم پدرشان برای فروختن پری به خانواده‌ای بی‌فرزند است و همین اتفاق سبب گره‌خوردن روایت‌های افراد مختلف در رمان حسینی می‌شود.

عبدالله که خواهرش پری را بسیار دوست دارد، او را از دست می‌دهد. پری به یک خانواده ثروتمند و بی‌فرزند واگذار می‌شود و حتی بعدها از افغانستان به پاریس می‌رود. اما عبدالله هیچ‌گاه او را فراموش نمی‌کند و البته خانواده‌اش درگیر ماجراهای مختلفی می‌شوند و خودش هم سر از کالیفرنیا در می‌آورد.

حسینی در این رمان از شگردهای جدید داستان‌نویسی بهره می‌گیرد و همین امر سبب شده رمان جدیدش نسبت به آثار دیگرش، «بادبادک‌باز» و «هزار خورشید تابان»، تا حدی متفاوت باشد.

ماجراهای این رمان طبق معمول داستان‌های خالد حسینی در افغانستان روی می‌دهد و نویسنده از روایت‌های تو در تو بهره می‌گیرد و راوی در مسیر داستان تغییر می‌کند.

خالد حسینی درباره مضمون رمانش می‌گوید:« من شنیده بودم که زمستان‌ها ایام سختی برای خانواده‌های افغان است. مردم بسیار نگران هستند و بچه‌هایشان را از دست می‌دهند. بنابراین با این پیش زمینه، ناگهان این تصویر با شفافیت و زلالی کامل و خاصی به نظرم آمد و با خودم گفتم که این مردمان که هستند؟ به کجا می‌روند؟

جواب سوال این است: پدری بیچاره و بی‌امید در راه کابل است تا یکی از بچه‌هایش را بفروشد و این نقطه اولیه یکی از داستان‌های متعدد این کتاب است. درد و رنج جدایی برادران و خواهران از هم، بر نسل‌های بعدی و حتی سراسر قاره‌ها هم تاثیر می‌گذارد.

این کتاب مانند داستان پریان می‌ماند که سر و ته شده باشد. در ابتدای داستان یک جدایی بسیار دردناک دارید و در پایان هم یک پیوستن دوباره پر از اشک، با این استثنا که آشکارسازی‌ها و پیوستن‌ها آن چیزی نیست که انتظارش را دارید.

مرکزی‌ترین و پرطنین‌ترین شخصیت این رمان نه از سوی یک فرد، بلکه از سوی یک دیو روایت می‌شود. زمانی که پسر محبوب یک روستایی از سوی این دیو ربوده می‌شود، او با وجود اینکه می‌داند ممکن است در این راه کشته شود، به دنبالش می‌رود تا پسرش را نجات دهد.

با این حال دیو به او نشان می‌دهد که پسرش دارد با بچه‌های دیگر با خوشحالی بازی می‌کند. اینجاست که پدر باید تصمیم بگیرد پسرش را در این شرایط در حالی که بسیار خوب از وی مراقبت می‌شود رها کند یا این که او را با خود به دهکده خشک و بیابان زده، به یک زندگی احتمالا بسیار کوتاه بازگرداند. او که راه چاره‌ای نمی‌بیند به دیو تهمت ظالم بودن می‌زند و دیو هم چنین پاسخ می‌دهد: «زمانی که به اندازه‌ای که من زندگی کرده ام زندگی کنی، متوجه می‌شوی که ظلم و خیرخواهی فقط سایه‌هایی از یک رنگ است».

برخی از نشریات بلافاصله پس از انتشار این کتاب از آن استقبال کرده و نوشتند «خالد حسینی به حرف منتقدان گوش داده است». اشاره آنها به نقدی است که بر هر دو رمان قبلی خالد حسینی وارد بود: داستان هر دو رمان گیرا بود اما پایان‌بندی آنها از نظر منتقدان ضعیف بود. ظاهرا در رمان سوم، خالد حسینی سعی داشته این مشکل را برطرف کند و موفق هم شده است.

روزنامه گاردین در معرفی رمان «ندای کوهستان» به نوآوری خالد حسینی در تقویت سنت رمان‌نویسی در افغانستان اشاره کرده و نوشته است: «افغانستان سنت رمان‌نویسی چندانی ندارد. بیشتر رمان‌هایی که از گذشته به فارسی نوشته شده‌اند در اوایل قرن بیستم و در ایران منتشر شده‌اند. اگر هم رمان‌نویسان پشتو وجود داشته باشند اثری از آنها در سطح جهانی نیست. اما خالد حسینی توانست به این سنت جان ببخشد».

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵۳)
lilylilyLily
۱۳۹۷/۰۱/۰۶

این کتاب هم مثل بقیه کتاب های خالد حسینی حقایق افغانستان رو به زیبایی شرح میده و ما ایرانی ها لازمه بخونیم سرگذشت این مردم رو که چقدر سختی، آوارگی و ناملایمت کشیدن.

🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۵/۰۵

با اینکه یکم گیج کننده بود و بعضی از فصلاش میتونست کوتاه تر باشه اما دوست داشتنی بود و قلم خالد حسینی مثل همیشه عالی

عماد
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

کلا نوشته‌های خالد حسینی عالیه فضای داستان رو میشه لمس کرد

farnaz
۱۳۹۶/۰۷/۲۵

باید بگم نثر کتاب بسیار قوی بود اما نباید در انتها انتظار یک نتیجه را داشته باشید بلکه از متن و غافلگیری های نوسینده لذت ببرید برخلاف دو کتاب دیگر این کتاب شخصیت های متعدد دارد و زندگی هر کدام

- بیشتر
نسیم
۱۳۹۷/۱۱/۱۷

خالد حسینی این طور که جلو میره تصمیم داره لقب نویسنده ی قرن رو به دست بیاره

بهار قربانی
۱۳۹۷/۱۲/۱۶

کتابو که شروع کردم با خودم گفتم این کتاب حسینی از بقیه کتاباش ضعیف تره...اما حالا که تمومش کردم،به جد میگم که مثل بادبادک باز،مثل هزار خورشید تابان عالیه...پر حس ،پر از درد ،پر از امید و در نهایت زندگی

- بیشتر
mostafa
۱۳۹۸/۱۱/۱۳

رمان خیلی خوبیه فقط واسه کسانی که یکم صبر و حوصله دارن چون خالد حسینی بر خلاف رمان قبل بادبادک باز یه خورده ای داستان رو کش داده در کل عالی

MAHAN.Z
۱۳۹۸/۰۶/۰۹

رمانش واقعا عالیه

baran
۱۳۹۸/۱۱/۰۲

کتاب خیلی شاخ و برگ داره که گاهی اوقات از حوصله خارج میشه نسبت به بادبادک باز ضعیفتره

حسینی
۱۳۹۷/۰۹/۲۶

به نظرم خانم کیمیا مرادقلی ترجمه بهتری از کتابای خالد حسینی داره.همین باعث شده متن یکم گیج کننده باشه. در هر حال همینطور که طاقچه توضیح داده به جالبی رمان های قبلیش نیست ولی بازم عالیه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۷)
معجونی که خاطرات را پاک کرده بود.
narges
دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
*Narges*
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود
*Narges*
رفتار آدم‌ها کلافی است سردرگم و پیش‌بینی‌ناپذیر و ربطی به کنش و واکنش مقارن و متناسب ندارد.
*Narges*
جنگ. یا به عبارت بهتر جنگ‌ها. نه یکی، نه دوتا، بلکه جنگ‌های بسیار، کوچک و بزرگ، عادلانه و ناعادلانه، جنگ‌هایی با بازیگران متغیر که قهرمان و ضد قهرمان فرض می‌شوند. که هر قهرمان تازه‌ای آدم را وا می‌دارد حسرت ضد قهرمان قبلی را بخورد. اسم‌ها عوض می‌شوند و همین‌طور چهره‌ها، اما من از بابت این همه عداوت‌های حقیر، تک تیراندازها، مین‌های زمینی، بمباران‌ها، موشک‌باران‌ها، قتل و غارت و تجاوز، توی صورت همه‌شان به طور مساوی تف می‌اندازم.
بهار قربانی
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
تا من بدیدم روی تو، ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم، هر جا روم در گلشنم هر جا خیال شه بود، باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم، بر عشرتی برمی‌تنم
*Narges*
لازم نبود تمام وقت مواظب حرف‌هایم باشم که مبادا برنجد
Z.B
روزی روزگاری، در ایامی که دیوها و اجنه و غول‌ها در زمین پرسه می‌زدند
narges
اگر زیر آوار بهمن گیر کنی، نمی‌شود بگویی بالا و پایین کجاست. می‌خواهی برف‌ها را پس بزنی و بیرون بیایی، اما بیش‌تر فرو می‌روی و گور خودت را می‌کنی.
*Narges*

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰-۹۱۱-۹
تعداد صفحات۴۴۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰-۹۱۱-۹

تجربه بهتر در اپلیکیشن