معرفی و دانلود کتاب ندای کوهستان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ندای کوهستان
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب ندای کوهستان

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۱۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
خالد حسینی، مهدی غبرایی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ندای کوهستان

کتاب ندای کوهستان نوشتهٔ خالد حسینی و ترجمهٔ مهدی غبرائی است. نشر ثالث این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر، دربارهٔ زندگی عبدالله، پسری ۱۰ ساله و «پری»، خواهر سه‌ساله‌ٔ او و تصمیم پدرشان برای فروختن پری به خانواده‌ای بی‌فرزند است؛ اتفاقی که سبب گره خوردن روایت‌های افراد مختلف در این رمان می‌شود. ماجراهای این رمان در افغانستان روی می‌دهد و نویسنده از روایت‌های تودرتو بهره می‌گیرد؛ راوی نیز در مسیر داستان تغییر می‌کند.

درباره کتاب ندای کوهستان

رمان ندای کوهستان، در سال ۱۹۵۲ و در دهکده‌ای در افغانستان آغاز می‌شود و تقریبا از همان ابتدا به‌شدت احساسات خواننده را درگیر می‌کند.

عبدالله، خواهرش پری را بسیار دوست دارد اما او را از دست می‌دهد. چگونه؟ پری، به یک خانوادهٔ ثروتمند و بی‌فرزند واگذار می‌شود و حتی بعدها از افغانستان به پاریس می‌رود. این کار را پدرش انجام می‌دهد. عبدالله هیچ‌گاه خواهرش را فراموش نمی‌کند و البته خانواده‌اش درگیر ماجراهای مختلفی می‌شوند و خودش هم سر از کالیفرنیا در می‌آورد.

خالد حسینی، نویسندهٔ افغان، از شگردهای جدید داستان‌نویسی برای نگارش کتاب ندای کوهستان بهره می‌گیرد و همین امر سبب شده رمان او نسبت به آثار دیگرش، «بادبادک‌باز» و «هزار خورشید تابان»، تا حدی متفاوت باشد. این نویسنده، دربارهٔ مضمون رمانش می‌گوید:«من شنیده بودم که زمستان‌ها ایام سختی برای خانواده‌های افغان است. مردم بسیار نگران هستند و بچه‌هایشان را از دست می‌دهند. بنابراین با این پیش زمینه، ناگهان این تصویر با شفافیت و زلالی کامل و خاصی به نظرم آمد و با خودم گفتم که این مردمان که هستند؟ به کجا می‌روند؟»

مرکزی‌ترین و پرطنین‌ترین شخصیت این رمان، نه از سوی یک فرد، بلکه از سوی یک دیو روایت می‌شود.

برخی از نشریات بلافاصله پس از انتشار این کتاب از آن استقبال کرده و نوشتند «خالد حسینی به حرف منتقدان گوش داده است». اشارهٔ آنها به نقدی است که بر هر دو رمان قبلی خالد حسینی وارد بود: داستان هر دو رمان گیرا بود اما پایان‌بندی آنها از نظر منتقدان ضعیف بود. ظاهرا در رمان سوم، خالد حسینی سعی داشته این مشکل را برطرف کند و موفق هم شده است.

روزنامه گاردین نیز در معرفی رمان ندای کوهستان، به نوآوری خالد حسینی در تقویت سنت رمان‌نویسی در افغانستان اشاره کرده است.

خواندن کتاب ندای کوهستان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی و به‌ویژه آثار نویسندگان افغانستانی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره خالد حسینی

خالد حسینی در سال ۱۹۶۵ در کابل به دنیا آمد. وی نویسندهٔ امریکایی افغان‌تبار است که با دو رمان بادبادک باز و هزار خورشید تابان به شهرت رسید.

آخرین رمان‌های او ندای کوهستان یا کوهستان به طنین آمد و دعای دریا هستند که به فارسی نیز ترجمه شده‌اند.

در دسامبر سال ۲۰۰۷، از روی رمان بادبادک‌باز او، فیلمی به همین نام و به کارگردانی مارک فورستر نیز ساخته شده است.

خالد حسینی ساکن ایالات‌متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی می‌نویسد.

بخش‌هایی از کتاب ندای کوهستان

«عادل سر بلند کرد. معلمش، ملاله، بود که خم شده بود و در گوشش گفته بود. زن میانسال چاقی که شال بنفش منجوق‌دوزی‌شده‌ای روی شانه‌ها انداخته بود و حالا با چشم‌های بسته به او می‌خندید.

«تو هم پسر خوش‌شانسی هستی.»

عادل زیر لب گفت: «می‌دانم.»

معلم گفت خوب.

روی پله‌های جلو مدرسه دخترانه تازه شهر ایستاده بودند، ساختمانی مستطیل به رنگ مغزپسته‌یی با بام هموار و پنجره‌های عریض و پدر عادل، بابا جانش، دعای کوتاهی کرد و نطق پرشوری را شروع کرد. جلو آن‌ها در آفتاب درخشان نیمروزی جمعیت زیادی از بچه‌ها که چشم‌ها را در برابر تندی نور جمع کرده بودند و پدر و مادرها و سالخوردگان، حدودا صد نفر از اهالی شهرک شادباغ نو جمع شده بودند.

پدر عادل که با انگشت سبابه زمختش به آسمان اشاره می‌کرد، گفت: «افغانستان مادر همه ماست.» نور خورشید روی انگشتر عقیقش بازی می‌کرد. «اما این مادر مریض است و مدت‌هاست درد می‌کشد. خب، درست است که مادر برای بهبودی به پسرهاش احتیاج دارد. بله، اما دخترهاش را هم همان‌قدر، اگر نه بیش‌تر، لازم دارد.»

جمعیت کف مرتبی زد و چند نفر با فریاد حرف‌هایش را تأیید کردند. عادل صورت چند نفر را در جمع برانداز کرد. آن‌ها با شیفتگی به پدرش چشم دوخته بودند. باباجان با ابروهای سیاه پرپشت و ریش توپی، بلندبالا و نیرومند و پهن بالاتر از همه ایستاده بود و شانه‌هایش چنان پهن بود که عرض در ورودی مدرسه را پشت سرش پر می‌کرد.

پدرش ادامه داد. چشم عادل به چشم کبیر افتاد که یکی از دو نگهبان شخصی باباجان بود و کالاشینکف در دست بی‌اعتنا طرف دیگر او ایستاده بود. عادل عکس جمعیت را در عینک مات خلبانی کبیر می‌دید. کبیر قد کوتاه، باریک و کمابیش شکننده بود و لباس‌های پر زرق و برق می‌پوشید ــ ارغوانی، فیروزه‌یی، نارنجی‌ــ اما باباجان می‌گفت او عقاب است و دست‌کم گرفتنش می‌تواند به بهای جان طرف تمام شود.» 

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ندای کوهستان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ندای کوهستان
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:خالد حسینی
مترجم:مهدی غبرایی
انتشارات:نشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۹/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۰۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۸۰۹۱۱۹
تعداد صفحه‌ها:۴۴۷ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۸۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی ندای کوهستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

lilylilyLily
۱۳۹۷/۰۱/۰۶

این کتاب هم مثل بقیه کتاب های خالد حسینی حقایق افغانستان رو به زیبایی شرح میده و ما ایرانی ها لازمه بخونیم سرگذشت این مردم رو که چقدر سختی، آوارگی و ناملایمت کشیدن.

۰
عماد
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

کلا نوشته‌های خالد حسینی عالیه فضای داستان رو میشه لمس کرد

۰
🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۵/۰۵

با اینکه یکم گیج کننده بود و بعضی از فصلاش میتونست کوتاه تر باشه اما دوست داشتنی بود و قلم خالد حسینی مثل همیشه عالی

۰
نسیم
۱۳۹۷/۱۱/۱۷

خالد حسینی این طور که جلو میره تصمیم داره لقب نویسنده ی قرن رو به دست بیاره

۲
baran
۱۳۹۸/۱۱/۰۲

کتاب خیلی شاخ و برگ داره که گاهی اوقات از حوصله خارج میشه نسبت به بادبادک باز ضعیفتره

۱
mostafa
۱۳۹۸/۱۱/۱۳

رمان خیلی خوبیه فقط واسه کسانی که یکم صبر و حوصله دارن چون خالد حسینی بر خلاف رمان قبل بادبادک باز یه خورده ای داستان رو کش داده در کل عالی

۱
farnaz
۱۳۹۶/۰۷/۲۵

باید بگم نثر کتاب بسیار قوی بود اما نباید در انتها انتظار یک نتیجه را داشته باشید بلکه از متن و غافلگیری های نوسینده لذت ببرید برخلاف دو کتاب دیگر این کتاب شخصیت های متعدد دارد و زندگی هر کدام...بیشتر

۰
m.norouzi
۱۳۹۷/۰۱/۱۱

خالد یک نویسنده عالیه🙂

۰
عطیه خرم
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

بیش از حد در مورد یک موضوع توصیف و حاشیه پردازی شده بود شاخ و برگ زیاد از حوصله خارج بود

۰
zeynab_m91
۱۳۹۷/۱۲/۰۹

کوچ تا چند؟ مگر می‌شود از خویش گریخت؟ بال، تنها غمِ غربت به پرستوها داد! #فاضل_نظری به نظرم این کتاب ضعیف تر از دو کتاب قبلی بود🙄 در کل کتاب خوبی بود ، یه جاهایی هم آدم رو تحت تاثیر قرار میداد.. و اینکه چون...بیشتر

۰
MAHAN.Z
۱۳۹۸/۰۶/۰۹

رمانش واقعا عالیه

۰
نهال
۱۳۹۷/۰۲/۱۷

خالد حسینی فوق العاده است ، قلم نویسنده چنان گیرا و پر احساسه که نیازی نیست که حتماً داستان پرهیجانی داشته باشه ...مهم این که آدم با خوندن این کتاب به احساسات عمیق انسانی پی می بره ،فارغ از هر...بیشتر

۰
f.emami
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۱

این رمان فوق العاده عالی بود اصلا قلم خالد حسینی محشره ،محشر .البته نسبت به رمان های دیگه پایان ضعیف تری داره

۰
navid.a
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

کتابای این نویسنده عالیه ولی من کتاب هزاران خورشید تابان رو بیشتر دوست داشتم

۰
حسینی
۱۳۹۷/۰۹/۲۶

به نظرم خانم کیمیا مرادقلی ترجمه بهتری از کتابای خالد حسینی داره.همین باعث شده متن یکم گیج کننده باشه. در هر حال همینطور که طاقچه توضیح داده به جالبی رمان های قبلیش نیست ولی بازم عالیه

۰

بریده‌هایی از کتاب

*Narges*
۴۴
دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
narges
۲۳
معجونی که خاطرات را پاک کرده بود.
*Narges*
۱۹
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود
تینا
۱۷
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
*Narges*
۱۱
رفتار آدم‌ها کلافی است سردرگم و پیش‌بینی‌ناپذیر و ربطی به کنش و واکنش مقارن و متناسب ندارد.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۱۱
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
toruk makto
۱۰
جنگ. یا به عبارت بهتر جنگ‌ها. نه یکی، نه دوتا، بلکه جنگ‌های بسیار، کوچک و بزرگ، عادلانه و ناعادلانه، جنگ‌هایی با بازیگران متغیر که قهرمان و ضد قهرمان فرض می‌شوند. که هر قهرمان تازه‌ای آدم را وا می‌دارد حسرت ضد قهرمان قبلی را بخورد. اسم‌ها عوض می‌شوند و همین‌طور چهره‌ها، اما من از بابت این همه عداوت‌های حقیر، تک تیراندازها، مین‌های زمینی، بمباران‌ها، موشک‌باران‌ها، قتل و غارت و تجاوز، توی صورت همه‌شان به طور مساوی تف می‌اندازم.
*Narges*
۹
تا من بدیدم روی تو، ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم، هر جا روم در گلشنم هر جا خیال شه بود، باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم، بر عشرتی برمی‌تنم
تینا
۹
همه چیزهای خوب زندگی شکننده و ناپایدارند
*Narges*
۸
اگر زیر آوار بهمن گیر کنی، نمی‌شود بگویی بالا و پایین کجاست. می‌خواهی برف‌ها را پس بزنی و بیرون بیایی، اما بیش‌تر فرو می‌روی و گور خودت را می‌کنی.