جملات زیبای کتاب ندای کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب ندای کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب ندای کوهستان

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
خالد حسینی، مهدی غبرایی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
*Narges*
۴۴
دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
narges
۲۳
معجونی که خاطرات را پاک کرده بود.
*Narges*
۱۹
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود
تینا
۱۷
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
*Narges*
۱۱
رفتار آدم‌ها کلافی است سردرگم و پیش‌بینی‌ناپذیر و ربطی به کنش و واکنش مقارن و متناسب ندارد.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۱۱
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
toruk makto
۱۰
جنگ. یا به عبارت بهتر جنگ‌ها. نه یکی، نه دوتا، بلکه جنگ‌های بسیار، کوچک و بزرگ، عادلانه و ناعادلانه، جنگ‌هایی با بازیگران متغیر که قهرمان و ضد قهرمان فرض می‌شوند. که هر قهرمان تازه‌ای آدم را وا می‌دارد حسرت ضد قهرمان قبلی را بخورد. اسم‌ها عوض می‌شوند و همین‌طور چهره‌ها، اما من از بابت این همه عداوت‌های حقیر، تک تیراندازها، مین‌های زمینی، بمباران‌ها، موشک‌باران‌ها، قتل و غارت و تجاوز، توی صورت همه‌شان به طور مساوی تف می‌اندازم.
*Narges*
۹
تا من بدیدم روی تو، ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم، هر جا روم در گلشنم هر جا خیال شه بود، باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم، بر عشرتی برمی‌تنم
تینا
۹
همه چیزهای خوب زندگی شکننده و ناپایدارند
*Narges*
۸
اگر زیر آوار بهمن گیر کنی، نمی‌شود بگویی بالا و پایین کجاست. می‌خواهی برف‌ها را پس بزنی و بیرون بیایی، اما بیش‌تر فرو می‌روی و گور خودت را می‌کنی.
Z.B
۸
لازم نبود تمام وقت مواظب حرف‌هایم باشم که مبادا برنجد
شیلا در جستجوی خوشبختی
۸
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
تینا
۸
می‌گویند هدفی در زندگی داشته باش و با آن زندگی کن، اما گاهی فقط پس از این‌که زندگی را پشت سرگذاشتید می‌فهمید زندگیتان هدفی داشته و به احتمال قوی هدفی که هرگز به ذهنتان هم نمی‌رسد.
کاربر ۷۱۴۹۵۱۰
۶
«کابل یعنی...» دنبال جمله مناسب می‌گردد: «هزار مصیبت در هر کیلومتر مربع.»
narges
۵
روزی روزگاری، در ایامی که دیوها و اجنه و غول‌ها در زمین پرسه می‌زدند
phoenix
۵
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵
تعریف کردن از زن خودش یک جور هنر است
کاربر ۷۱۴۹۵۱۰
۵
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
تینا
۵
گریه را نشانه ضعف می‌داند، التماس زننده‌ای برای جلب‌توجه، و از آن چشم نمی‌پوشد. نمی‌تواند به کسی دلداری بدهد. به بزرگسالی که رسیدم، فهمیدم این نمایش قدرت او نیست. از نظر او هر کس باید بار غم و غصه‌اش را خودش به دوش بکشد، نه آن‌که جار بزند.
Z.B
۴
پدرم می‌گفت همه چیزهای خوب زندگی شکننده و ناپایدارند
تینا
۴
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود.
تینا
۴
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
تینا
۴
بی‌رحمی و خیرخواهی طیف‌های یک‌رنگند.
ریحانه
۳
زمان مثل زیبایی است. هرگز آن‌قدر که دلت می‌خواهد نصیبت نمی‌شود.
Samira
۳
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۳
آدم یاد می‌گیرد با تصور نکردنی‌ترین چیزها بسازد.
کاربر ۷۱۴۹۵۱۰
۳
زیبایی موهبت بزرگی است که به طور تصادفی و احمقانه و بدون توجه به شایستگی نصیب بعضی‌ها می‌شود.
تینا
۳
آدم یاد می‌گیرد با تصور نکردنی‌ترین چیزها بسازد.
تینا
۳
می‌گفت اگر فرهنگ خانه آدم باشد، زبان کلید در ورودی و در نتیجه اتاق‌های خانه است. می‌گفت بدون این کلید آدم آواره می‌شود، بی‌خانمان و بی‌هویت می‌شود
تینا
۳
از او می‌رنجم که طاقتم را طاق کرده و سبب شده بهترین سال‌های جوانی‌ام تلف شود. روزهایی هست که فقط می‌خواهم از دست او، از بهانه‌جویی‌هایش و از نیازهایش خلاص شوم. نه، من هیچ شباهتی به قدیسه‌ها ندارم.