معرفی و دانلود کتاب انار ترش + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب انار ترش

کتاب انار ترش

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۷۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
سمیرا سیدی
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب انار ترش

کتاب انار ترش نوشتهٔ سمیرا سیدی است. انتشارات سخن این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر دربارهٔ زندگی و ماجراهای دختری به اسم نارگل است.

درباره کتاب انار ترش

کتاب انار ترش دربارهٔ «نارگل» است؛ دختری تنها و شکست‌خورده ات که برای عمل به آخرین وصیت مادربزرگش قدم در راهی عجیب می‌گذارد. او با گنجی که ۳۰۰ سال پیش مدفون شده و تنها سر نخ آن چرم‌نوشتهٔ کهنه‌ای است با متنی بی‌سروته روبه‌رو می‌شود. نارگل در این راه با موانع بسیاری مواجه می‌شود که مهم‌ترین آن‌ها همراه‌شدن با مردی است که روزگاری عشق اول و آخرش بوده است.

قصه از زمان بارش یک برف ریز و تند آغاز می‌شود. راوی از دخترکی پیچیده در چادری گل‌دار که در کنار یک در منقوش طلایی ایستاده و چشمانش را ریز کرده است سخن می‌گوید. دختر چادرش را معذب و خجالت‌زده از صاحب‌خانه، محکم‌تر دور خود می‌پیچد و با قدمی کوتاه از دالان پرنقش‌و‌نگار فیروزه‌کاری می‌گذرد و به صحن قدم می‌گذارد. رمان از جایی آغاز می‌شود که نارگل در حرم امام رضا (ع) است.

کتاب انار ترش نوشتهٔ سمیرا سیدی در ۱۶ بخش نوشته شده است.

خواندن کتاب انار ترش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل بامداد خمار (فتانه حاج سیدجوادی)، شب سراب (ناهید پژواک) و دالان بهشت (نازی صفوی) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

بخش‌هایی از کتاب انار ترش

«با صدای وانتی که اصرار به خرید اجناس اسقاطی مردم داشت، بیدار شد و چشمانش را باز کرد، کسل پشت به پنجره چرخید، آه کشید و به آباژور بنفش رنگ پاتختی‌اش خیره شد، چه غنیمتی بود این خواب گاهی آلوده به کابوس، اما تنها راه نجات از واقعیت‌های دوست نداشتنی!

حال که آرامش بیشتری داشت و حالش هم بهتر بود، دیگر آرزوی مرگ نداشت، فقط غمگین بود و کمی هم خشمگین، از خودش... از برخوردی که کرد و بازخوردی که دید. کاش همان‌جا پشت شمشادها پنهان می‌شد! هر چند او ماشینش را شناخته بود و نمی‌توانست حضورش را انکار کند، اما اگر با خشم غلیان کرده تصمیم نمی‌گرفت، وضعیتش متفاوت بود، حداقل کمتر تحقیر می‌شد و هومن هم او را این‌طور درمانده نمی‌دید و آبرویش به تاراج نمی‌رفت.

انگشتان کشیده‌اش را به پیشانی مالید و نفسش را فوت کرد. با صدای زنگ آیفون سر جایش نیم خیز شد. چه کسی می‌توانست باشد! از جا برخاست و آهسته از اتاق بیرون رفت و سمت آیفون قدم برداشت، مقابل آیفون ایستاد، هومن بود. به کل او را فراموش کرده بود!

دستی به پیشانی‌اش کشید، از هومن خجالت می‌کشید، کاش دیشب از کس دیگری کمک می‌خواست! حتما برگشته بود تا احوالش را بپرسد، به ساعت خیره شد، نزدیک ظهر بود.

هومن بار دیگر زنگ آیفون را فشرد. نفسش را فوت کرد و دکمهٔ باز شدن در را فشرد، در پذیرایی را هم گشود و به اتاق رفت تا لباسی مناسب به تن کند.

صدای سلام هومن را شنید. جواب داد:

ـ اینجام، الان می‌آم.

آماده که شد، دستانش را به هم گره زد و از اتاق بیرون رفت.

هومن با پلاستیکی پر از مواد غذایی و نان سنگکی در دست سمت آشپزخانه قدم برداشت و پر شور و هیجان سلام کرد:

ـ سلام خانوم، چه‌طوری؟ زنگ زدم جواب ندادی!

گرفته و غمگین جواب داد:

ـ سلام هومن، خوبم ممنون. تلفنمو خونهٔ نازی جا گذاشتم.

هومن با همان روحیهٔ خوب، نان‌ها را برش زد:

ـ دیشب تو پذیرایی منتظر موندم خوابت ببره، بعد رفتم خونه.

خیره‌اش شد و اضافه کرد:

ـ بهتری؟

نارگل شانه بالا انداخت و پشت کانتر نشست:

ــ ببخشید دیشب به دردسر انداختمت.

هومن چند گوجه داخل سینک شست و گفت:

ــ دردسر نه ولی نگرانم کردی.

نارگل ناخن‌هایش را بی‌هدف روی میز کشید:

ــ لازم نبود برگردی، من خوبم، زنده‌م!

هومن سمتش برگشت و ابروانش را درهم پیچاند:

ــ بسه نارگل! من کاری نکردم برات، منتی‌ام ندارم، من فقط نگران حالتم، این حال بد یه دلیل بد داره و می‌خوام بدونم دلیلش چیه؟! شاید بتونم کمکت کنم، شاید از دستم کاری بربیاد.» 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب انار ترش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابانار ترش
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهسمیرا سیدی
انتشاراتانتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۵/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۳۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۷۲۸۹۳۹
تعداد صفحه‌ها۵۹۷ صفحه
قیمت کتاب۲۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

غزاله بادپا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۰۹/۲۱

همیشه کتاب ها نقاط قوت و ضعف دارن که شامل این کتاب هم میشه قلم نویسنده خوب و جذاب بود تعلیق داستان تا حدودی بالا بود فضا سازی داستان هم خوب بود ولی پیش از اندازه داستان کش پیدا کرده بود،یکسری شخصیتها...بیشتر

۳
مه‌سا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

متفاوت‌تر از بقیه رمان‌های عاشقانه عامه پسند ایرانی بود .. موضوع کلیشه‌ای نداشت و درعین حال که موضوع جدیدی بود ولی خوب پرداخته شده بود و توی ذوق نمیزد اصلا. متن روان بود و شخصیت‌پردازی‌ها به گونه ای بود که...بیشتر

۰
مهدیس
۱۳۹۸/۱۲/۰۶

دوسش داشتم خیلی و احتمالا نسخه چاپیشو بخرم که تو کتابخونم داشته باشمش.هیجان و استرس و عاشقی و... رو با هم داشت.قلم خوب و روان بود و در انتها هیچ نکته نگفته نموند.من از پایان باز به شدت متنفرم ولی...بیشتر

۰
هما
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۴

از نظر نوشتاری قلم خوبی داشت ولی داستانش یه مقدار سطحی بود و از نظر من باورپذیر نبود، بعضی از شخصیتا بود و نبودشون فرقی نداشت، آخر داستان هم که یه جوری انگار سرهم بندی شده بود!

۰
کاربر ۱۱۳۳۷۴۴
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۱

بدون شک من از رمان خونای قهارم و کتابای زیادی خوندم و اگه از نثر کتابی خوشم نیاد اصلا ادامه نمیدم ولی کتاب انار ترش واقعا زیبا و روان بود بطوریکه حاضر نیستی تو خوندنش لحظه ای وقفه بزاری وبه...بیشتر

۰
Faezeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۶

کتاب بدی نبود ولی خب اونقدرم جذبم نکرد که بخوام بعدها یه بار دیگه بخونمش. قسمت معماییش خوب بود ولی قسمت عاشقانش رو زیاد دوست نداشتم. به نظرم دلیل جداییشون بچگانه بود. واقعا مگه حرف زدن رو از آدم گرفتن؟...بیشتر

۰
Paria
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

#خطر لو رفتن داستان داستان خوبی بود. ولی یه کم بی‌معنی بود که دختره به‌خاطر یه حرفی که پسره زد دیگه نبخشیدش و ازش جدا شد، ولی به سادگی چشمش رو رو این موضوع بست که تو یه سال جدایی‌شون پسره...بیشتر

۲
fatemeh
۱۳۹۸/۱۲/۱۶

قشنگ بود👌

۰
لیلا
۱۳۹۸/۰۷/۰۷

قلم نویسنده و اطلاعات ایشان خوبه ولی موضوع داستان خیلی معمولی بود و کلا داستان زیاد حرفی برای گفتن نداشت. بهترین حرف داستان: در مورد مشکلات و سوء تفاهم ها، بجای سکوت،قهر و گریه و دلخوری ، حرف بزنید .

۰
مائده باوندپور
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۵

از خوندن کتاب لذت بردم.

۰
آبان
۱۳۹۹/۱۲/۲۶

داستان زیبا وجذابی بود من زیاد کتاب میخونم وداستانهای زیادی هم خوندم چیزی که تو این داستان خیلی برام جالب بود وبه خاطرش به نویسنده آفرین میگم اشاره به تاریخ و داستانهای اساطیری وباستانی ایران در طول قصه بود موضوعی...بیشتر

۰
Negar Shojaei
۱۳۹۹/۰۷/۲۲

کتاب از نظر معمایی واقعاااا جالب و هیجانی بود و اطلاعات خوبی میداد اما از نظر عاشقانه خیلی ضعیف و سطحی بود.در کل دوست داشتم و توصیه میکنم

۰
Narges
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۳

در کل خوب بود از رمان های آبکی بهتر بود اونایی که باستان شناسی علاقه دارن بخونن

۰
تسنيم
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

واقعا ارزش یک بار خوندن رو داره حتما

۰
zh2411
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۷

یکبار کتاب رو شروع کردم اما نتونستم ادامه بدم دومین بار که مجدد شروع کردم بالاخره تمومش کردم ولی تناقض زیاد داشت. برای سرگرمی بد نیست

۰

بریده‌هایی از کتاب

Zahra
۳۵
برای یه شکست باید یه بار خوب گریه کرد، انقد زیاد که اشکات خشک بشن، بعد تن خسته‌تو بچلونی و دفتر زندگیتو ورق بزنی، پاهاتو حرکت بدی و همه چیزو از نو شروع کنی.
یك رهگذر
۳۵
تلفن به دست گرفت و سری به شبکه‌های مجازی‌اش زد.
n re
۲۲
آغوش خدا درد نداشت، درمان داشت.
دردونه
۱۹
آدمیزاد تقریبا از دو سالگی یاد می‌گیره حرف بزنه و درست از وقتی که یاد می‌گیره داد بزنه حرف زدن یادش می‌ره! چرا؟
n re
۱۱
حرم خلوت بود... آن‌قدر خلوت که تعداد زائرین اطرافش به انگشتان دست هم نمی‌رسید! راه افتاد. کوتاه و آهسته قدم برمی‌داشت، نه برای سرما، دلش نمی‌آمد جایی که بال فرشته‌ها پهن بود محکم قدم بردارد.
شبنم
۸
ــ امروز برات انار می‌چینم. ــ ترش؟ ــ ترش و شیرین... مثل خودم!
Rose Shahab
۴
نظرم همهٔ آدما همین‌جوری‌ان، یه سری خصوصیاتشون مخفیه، مال خودشونه و به کسی نشونش نمی‌دن، یه بعد بیرونی‌شونم مال نمایش به مردمه. یه جاهایی برای این‌که کم نیارن و با جماعت باشن مجبورن هم‌رنگشون بشن.
سوفی
۳
سیمرغ، یه پرنده افسانه‌ای و اصالتاً ایرانی، پرنده‌ای که نقش پررنگش توی شاهنامه‌ست و مظهر خرد و داناییه و دو چهرهٔ متفاوت داره و توی شاهنامه در واقع دوقلوی متضاد داره، سیمرغ یزدانی همونی که دایهٔ زال شد و سیمرغ اهریمنی که تو خان پنجم به دست اسفندیار کشته شد. سیمرغ توی شاهنامه تو سه قسمت مهم حضور داره، یکی وقت پیدا کردن نوازد زال، یکی وقت دنیا اومدن رستم و یکی وقت نبرد اسفندیار و رستم که رستم رو مداوا می‌کنه و به اون آموزش می‌ده چه‌طور اسفندیار رو شکست بده.
• Khavari •
۳
آدمیزاد تقریبا از دو سالگی یاد می‌گیره حرف بزنه و درست از وقتی که یاد می‌گیره داد بزنه حرف زدن یادش می‌ره! چرا؟
Zahraaghabeyki
۲
ــ تو دنیا صد برابر آدمای خوب آدمای بد وجود داره نارگل و هزار برابر آدمای بد آدمای شیطان‌صفت