معرفی و دانلود کتاب شب چراغ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شب چراغ
off
٪۵۰

کتاب شب چراغ

نوع کتاب
۳.۳(از ۲۱۲ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب چراغ

«شب‌چراغ» رمانی مشترک از عاطفه منجزی و معصومه بهارلویی است. این رمان در نشر سخن به چاپ رسیده است. این رمان، ادغام دو سبک و سیاق نگارش و قلم متفاوت در یکدیگر است و محصول نهایی، کار مشترکی شده که سعی داشته با وجود تمام این تفاوت‌ها خللی در جذابیت داستان ایجاد نشود و در‌عین‌حال به‌واسطهٔ کاربرد توانایی‌های هردو مؤلف در یک هم‌داستانی، نواقص و نقاط ضعف کار هرکدام از مؤلفین به کمترین میزان خود برسد.

درباره کتاب شب‌چراغ

گذشتهٔ نکبت‌بار و ترسناک سوگل دانشجوی پرستاری دانشگاه تهران، با پناه‌آوردن خواهرش آلاء به او، دوباره بر سر زندگی‌ آن‌ها سایه‌ای مرگبار انداخته است. از طرفی دکتری به اسم شهریار میرفخرایی، چوب لای چرخ رسیدن سوگل به آرزویش می‌گذارد. سخت‌گیری‌های دکتر اول دامن سوگل را می‌گیرد؛ اما تقدیر بیکار نمی‌نشیند و در عوض، یقه‌ٔ دکتر را تنگ می‌چسبد و او را دلباخته می‌کند و تازه این اول راه صعب‌العبوری است برای مردی که از زندگی هیچ نمی‌داند جز تبحر در پیوند اعضاء. این که او چه‌طور عواطفش را به قلبی پیوند بزند که صاحبش، محجوب است و محجبه با گذشته‌ای مخدوش... به شب‌چراغی نیازمند است، پر فروغ و خاموش نشدنی!

کتاب شب‌چراغ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانهٔ ایرانی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب شب‌چراغ

درست از موقعی که راهی خانه شده بود، خشمش اوج گرفت! دلش می‌خواست موقعیتش را داشت و تمام دانشکده و محیط اطرافش را می‌گشت، آن دانشجو را پیدا می‌کرد و تا می‌خورد زیر مشت و لگد می‌گرفتش بلکه دیگر چنین تقاضای نا به جایی حتی به مخیلهٔ او هم نرسد! دخترک بی‌ریخت و پر مدعا انگار که ارث پدری‌اش را از استاد طلب داشته باشد، طوری چشم‌هایش را درآنده بود که انگار می‌خواهد با مژه‌های برگشته‌اش که بی‌شباهت به خنجر آبدیده نبود، تن و بدن استادش را تکه پاره کند. در آن بین مدام از ذهنش می‌گذشت که مناعت طبع هراستادی هم اندازه‌ای دارد، وقتی یک دانشجوی پرستاری این همه مدعی و متوقع باشد، چه انتظاری می‌شد از دانشجوهای رده‌های بالاتر داشت؟ یعنی واقعآ این دانشجوهای بی‌فکر انتظار دارند که وقت گران بهای اساتید بزرگ، به کلاس‌های مسخرهٔ دانشکده‌های مختلف بگذرد؟! خوب که خود او زودتر از هرکسی فهمیده بود لیاقت رسیدن به‌مقام بالایی را ندارد، وگرنه که برای خودش امپراتوری راه می‌انداخت وچه بلاها که به سر مردم از همه جا بی‌خبر نمی‌آورد. دوباره ذهنش درگیر آن دیدار کذایی شد و با قیافه‌ای در هم از دلش گذشت؛" چه خدا خدایی هم می‌کرد... مصداق از آیهٔ قرآن... هه، ریخت و قیافه و رفتارش به‌غربتی‌ها می‌برد تا به دانشجوهای پرستاری!"

البته از این قبیل اشخاص دور و برش کم ندیده بود! آدم‌هایی که دوست دارند از همه مستثنی باشند و به طریقی خودشان را به چشم دیگران بکشند؛ حال اگر شده با توسل به رفتار عجیب و متفاوت با مردم عادی! دخترک مدعی طوری از حق و حقوقش حرف می‌زد که انگار همهٔ اساتید بیمارستان و وزارت علوم بی‌کار و منتظر نشسته‌اند که هر کی از راه برسد، برای آن‌ها خط و نشان بکشد و مسئولیت‌ها یا وظایف‌شان را به یادشان بیاورد. چه خوب شد که خود دختر دانشجو به‌موقع جلوی وراجی‌های بیشترش را گرفته بود، وگرنه امکان داشت آن رویش را کنار بگذارد و برخورد تندی از خود نشان دهد که در شأن و شخصیتش نبود. با این وجود به ذهنش می‌رسید هرطور شده باید فکری اساسی برای نوروزی و امثال او و توقعات بی‌جایشان بکند. احساس می‌کرد مسئولین دانشکده فقط برای خودنمایی در ارائهٔ برنامه‌های من درآوردی خودشان، چنین توقعاتی را در سر دانشجوها ایجاد کرده‌اند و حالا برای بار هزارم از خود می‌پرسید؛ "مگه امکان داره وقت با ارزش دکتری رو که می‌تونه در هرلحظه از زمان جان انسانی رو از افتادن به‌ورطهٔ مرگ نجات بده، برای تشکیل چند تا کلاس پرستاری به بازی گرفت؟!"

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب چراغ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:شب چراغ
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:عاطفه منجزی، معصومه بهارلویی
انتشارات:انتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۴/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۰۲ مگابایت
شابک:"۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۲۸۸
تعداد صفحه‌ها:۱۳۰۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۷۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

bahareh he
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

لازمه ی هر کتابی اینه که علاوه بر اینکه موضوع خوبی داشته باشه، زیاده‌گویی هم نداشته باشه با وجود اینکه این رمان تعداد صفحات خیلی زیادی داشت، ولی جدا بیشتر از نصف رمان الکی بود، خیلی راحت میتونستی بدون خوندن جلو...بیشتر

۲
*star*
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

لطفا تو طاقچه بی نهایت بزارید

۰
شیما حیدرپناه
۱۳۹۸/۱۱/۲۳

رمان خوبی بود یه جورایی معمایی و حین خوندنش گره های داستان کم کم باز میشه به نظرم به جز آلاء و عباد که از اول داستان من عاشقشون شدم بقیه شخصیت ها تقریبا از اواسط داستان دوست داشتنتی شدن مخصوصا...بیشتر

۰
aseman
۱۳۹۸/۰۸/۱۳

داستان از نظر من جذاب بود قطعا ارزش خواندن دارد

۰
مهدیس
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۰۶

خیلی رمان خوبی بود .اولین کار مشترک دو نویسنده معروف ، خیلی به دل نشست.خیلی هیجانی و عاشقانه و معمایی و...اصلا پشیمون نمیشید از خوندنش .عالیییی

۰
mahssnaji8
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

خیلی قشنگ بود و ارزش خوندن رو داره اما همچنان معتقدم خانم بهارلویی خودشون به تنهایی خیلی خیلی جذاب تر می نویسن

۲
sanaz.f
۱۳۹۸/۰۶/۲۰

رمان قشنگیه ارزش خوندن داره

۰
سیمین.ح
۱۴۰۰/۰۹/۱۱

رمان جالبی بود و بسیار منسجم وبازبان شیرینی نوشته شده.هر چقدرداستان به جلو میرفت، توانایی نویسندگان دردرک و بیان ابعاد مختلف شخصیتها بهتر به چشم میخورد که بخوبی به خواننده منتقل میشد. بسیار از خواندن این رمان لذت بردم وشخصیتهای...بیشتر

۰
کاربر ۴۵۴۱۰۲۲
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۶

واقعا نمیدونم چرا بعضی از نویسنده انقدر اضافه گویی می کنند.جالب اینجاست آخر کتاب که میرسه انگاری تازه یادشون میاد زیادی کشش دادن آخرش رو سر هم می کنند.

۰
SARA
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

سلام حقیقتش تا نصفه خوندم پشیمون شدم و رها کردم .

۱
ماریا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

کتاب خوبی بود ولی خیلی خیلی کش پیدا کرده بود میتونست خیلی کوتاهتر از اینها تمام بشه مخصوصا اینکه معماهای داستان وسطای کتاب دیگه حل شده بود من قلم این دو نویسنده رو خیلی دوست دارم ممنون

۰
لیلا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۹

کمی طولانی است ولی قشنگ و احساسی است.

۰
kh.A
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

جذاب و پرهیجان.ولی حیف یه جاهایی بیش از حد توضیح اضافه داده بودن که یه خورده آدمو خسته میکرد نمی دونم شاید به خاطر این بود که خواننده رو بیشتر تو حس این هیجان قرار بده ولی به نظرم اگه...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۱۵۵۷۰
۱۳۹۹/۰۹/۱۹

قشنگ،

۰
haa
۱۳۹۸/۱۱/۱۰

خیلی رمان قشنگی بود، واقعا قلم داستان باعث میشد که ترغیب بشی برای خوندن ادامه داستان، ممنونم از نویسنده های خوب این رمان(:

۰

بریده‌هایی از کتاب

najmeh_ri
۱۶
اگه در مانده‌ای خدا را بخواند، اجابتش می‌کنه و بدی و ناخوشی‌هاشو برطرف می‌کنه.
najmeh_ri
۱۴
چوب خدا صدا نداره، وقتی هم بزنه دوا نداره!
Yasi
۱۰
ــ آرزو می‌کنم هیچ وقت به جایگاهی نرسم که دیگران رو به چشم حقارت ببینم!
ARASTEH
۵
هیچ‌وقت احساس بیهودگی و بطالت نمی‌کنی؟ هیچ وقت حس نکردی که داری با تموم قوا می‌دوی در حالی که حتی یک متر هم از جات تکون نخوردی؟ تا حالا نفست از اون همه دویدن و در جا زدن نگرفته؟!
Yasi
۴
ــ یه دوست مثل تو، کار یه فوج دشمنو برام می‌کنه!
malihe
۴
اگر مردی یکبار بتواند پای هوس را به خانهٔ دلش باز کند، این دل دیگر در که نه؛ دروازه می‌شود!
najmeh_ri
۳
طبیعت همیشه زنده ست، روحتو از این مردگی نجات بده رفیق!
najmeh_ri
۳
خود شهریار گفته بود که از روز اول می‌دانسته قسمت هم هستند اما کاش شهریار می‌دانست که بعضی از قسمت‌ها هیچ وقت به دست صاحب قسمت نمی‌رسند!
ARASTEH
۲
اولین بار همیشه توی خاطرت می‌مونه و هیچ وقت فراموش نمی‌شه ولی چه قدر خوبه که تجربهٔ اول همون آخریت بشه وگرنه... آخه اصلا بهت نمیاد مرد تحمل کردن درد فراق باشی!
Yasi
۲
اما روزگار خیلی دوست نداشت که همه چیز را راحت به او ببخشد. انگار برای به دست آوردن هرچیزی باید کلی خون به دلش می‌کرد و در آخر هم آیا آن را بدهد آیا ندهد!