معرفی و دانلود کتاب می درخشد pdf + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب می درخشد
off
٪۵۰

کتاب می درخشد

نوع کتاب
۳.۶(از ۲۵۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
معصومه بهارلویی
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب می درخشد

کتاب می درخشد رمانی از معصومه بهارلویی نویسنده کتاب‌های انتهای سادگی، شب‌چراغ، بهت اصلاً نمیاد، نطلبیده، مجنون‌تر از فرهاد، این روزها، گل و سکه و ماه است.

درباره کتاب می‌ درخشد

معصومه بهارلویی متولد سال ۵۹ است و در دانشگاه الزهرا تاریخ خوانده است. او از دوران نوجوانی شروع به نوشتن کرد. رمان می درخشد داستان زندگی خانواده‌ای ساده را در شهر تهران روایت می‌کند. در این داستان دختر خانواده که به رانندگی علاقه دارد، تصمیم می‌گیرد برای اهدافی که در سرش دارد شغل رانندگی را انتخاب کند اما خانواده‌اش به آسانی با این تصمیم کنار نمی‌آیند.

سایه مهندسی معدن خوانده است اما نمی‌تواند کار کند چون تمام استخدامی‌ها آقا هستند و او که رتبه بسیار خوبی داشته نمی‌تواند سر کار برود. پس تصمیم می‌گیرد برای اعتراض شغل مسافرکشی را انتخاب کند. اما کم‌کم به این کار علاقه‌مند می‌شود. مانی پسر دایی سایه سال‌هاست به او علاقه دارد و سعی می‌کند این علاقه را نشان دهد اما سایه اول به او اهمیت نمی‌دهد تا اینکه بالاخره می‌پذیرد و پدرش اجازه می‌دهد مدتی با هم رفت و آمد داشته باشند تا همدیگر را بهتر بشناسند.

مزدک شوهر خواهر سایه است. سحر خواهر سایه با مزدک برادر مانی ازدواج کرده است اما مدتی بعد از تولد نازگل دخترشان از دنیا رفته است و حالا مزدک سایه را مانند خواهر خودش دوست دارد و در آغاز داستان به جایی می‌رود که سایه مسافرکشی می‌کند و با مسؤول خط دعوا می‌کند و سایه را تهدید می‌کند به پدرش می‌گوید. در این میان سایه درگیر یک اتفاق دیگر می‌شود. درگیر مردی به نام بابک که دخترش را به مهدکودک می‌برد. داستانی که پیچیدگی‌های رمان

می درخشد را بیشتر و بیشتر می‌کند.

خواندن کتاب می‌ درخشد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل بامداد خمار (فتانه حاج سیدجوادی)، شب سراب (ناهید پژواک) و دالان بهشت (نازی صفوی) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

بخشی از کتاب می‌ درخشد

«شنیده‌ام که راضی کردن بابابزرگ خیلی وقت برده است، به خصوصو که می‌گفت او حاجی معتبر بازار است و نمی‌خواهد با تجدید فراش در آن سن، خود را ملعبه‌ی دوست و آشنا کند، اما بالاخره مجبور شد کوتاه بیاید. بعد از پرس و جو از این و آن، مامان طلا به عقد بابابزرگ درآمد. مامان طلا مثل اسمش طلاست و من شدیدا دوستش دارم. سی و پنج ساله بود که همسر بابابزرگم شد. چند سال بعد هم خورشید به دنیا آمد. خورشید و سحر همسن بودند و سحر او را خورشید صدا می‌زد و به متابعت او، همگی ما، خورشید صدایش می‌زدیم. روزی که خورشید و مامان طلا از ایران رفتند بدترین روز زندگی من بعد از مرگ سحر بود. بابابزرگ تازه فوت کرده بود و دایی خورشید اصرارا داشت خواهر و خواهرزاده‌اش به او ملحق شوند. چند سال بعد مامان طلا نتوانست تاب غربت را بیاورد و برگشت، اما خورشید که تازه آن‌جا داشت سر و سامانی می‌گرفت نزد دایی‌اش ماند. در سال های ابتدایی اقامتش هفت هشت ماه یک سری می رفت اما بعد از مدتب به خاطر دانشگا و ازدواجش رفت و آمدش کمتر شد.»   

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب می درخشد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:می درخشد
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:معصومه بهارلویی
انتشارات:انتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۴/۱۰
فرمت کتاب:PDF
حجم فایل کتاب:۲.۴۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۱۱۰
تعداد صفحه‌ها:۵۸۹ صفحه
قیمت کتاب:۴۷۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

شیما حیدرپناه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۱/۲۷

خیلی قشنگ بود شخصیت های اصلی معرکه بودن هم سایه هم بابک و هم رادین کوچولو با اون باباک گفتنش زیبایی رمان در این بود که نقش خانواده و پدر و مادر رو تو زندگی پر رنگ نشون داده بود...بیشتر

۱
مریم
۱۳۹۸/۰۹/۰۵

این بهترین رمانیه که خوندم به شدت توصیه میشه یه عاشقانه لطیف و دل نشین خوبیه کتاب اینه که زیاد کش داده نشده و روندش مثل صدای رودخونه هستش آروم و دلنشین همراه با کمی چاشنی هیجان

۰
آتوسا
۱۳۹۸/۰۶/۱۲

به نظرم نیاز به ویراستاری دوباره داره. افعال یه جا ماضی بودن یه جا حال. ولی سوژه خوب بود.

۰
*star*
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

بنظر من رمان قشنگی بود آخر داستان ادم و گیج ویا عصبی نمیکرد از نظر پایانش،پیشنهاد میکنم بخونید،

۰
aseman
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

رمان قشنگی بود. ‌مثل بقیه نوشته های خانم بهارلویی نقش پررنگ خانواده در داستان ملموس بود.فرهنگ خانواده های داستان قابل لمسه و توسط همه مون تو جامعه دیده شده. در کل داستان منو به شدت جذب کرد.

۰
الناز
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

بعد از مدتها یه رمان خوب خوندم‌. قلم روون و داستان جذاب. هرچند شخصیت دختر داستان یه جاهایی رو اعصاب بود ولی به جاش شخصیتش به واقعیت نزدیک بود. ارزش خوندن و ارزش خریدن داره کاملاً

۰
parisa.sbr
۱۳۹۸/۰۶/۱۳

یکی از قشنگترین رمان های خانم بهارلویی

۰
Ziziiii
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۸

قلم زیبای نویسنده ، کشش و جذابیت داستان و تاحد زیادی بدور از کلیشه بودنش، واقع گرایانه بودن داستان ، باعث میشه این رمان رو دوست داشته باشم و به بقیه پیشنهاد کنم . قطعا نکات آموزنده ای داره و...بیشتر

۱
مری و راه های نرفته اش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۷

کتاب خوبی بود ولی نسبت به بقیه آثار خانم بهارلویی ضعیف بود. این کتاب عاشقانه پررنگ تری رو می طلبید.

۰
yasaman
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

کتاب قشنگی بود و از خوندنش پشیمون نشدم. ی رمان عاشقانه و اجتماعی که شخصیت هاش همه سفید نبودند و مثل همه ی مردم دچار خطا و اشتباه می شدند.

۰
آنوشا جمالی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۲۴

به نظر من نوشته پخته ای نمیومد و به من این حس رو میداد که نویسنده داستان سن زیادی نداشته باشه.. من از نصف داستان به بعد متاسفانه نتونستم ادامه بدم..

۰
لیلا
۱۳۹۸/۰۸/۰۱

من قلم خانم بهارلویی را دوست دارم داستان خوبی است نقش پدر و مادر در زندگی و سعادت دخترشان پررنگ است . دختر به آنها احترام می گذارد و طرف مشورت دختر هستند. کتاب در لابلای داستان حرفهای خوبی برای...بیشتر

۰
mahla moosavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۳

کتاب واقعا خوبه و بهش پرداخته شده ارزش خوندن داره .مخصوصا پدرمادرها. رابطه ی دختر داستان بامادرش خیلی خوبه .ن خوب الکی بلکه واقعا بهشون احترام میذاره.این نکته ی خیلی مهمیه که بچه رو جوری باربیاری که وقت مشکلاتش نترسه وباوالدین...بیشتر

۰
SaMa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

رمان خوبی بود.من دوست داشتم.

۰
Narsis Star
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

خیلی قشنگ بود دوستش داشتم

۰