معرفی و دانلود کتاب نامی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نامی

کتاب نامی

نوع کتاب
۳.۵(از ۱۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
معصومه راهپیما
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نامی

«نامی»‌ اثر معصومه راهپیما داستان‌نویس ایرانی است. 

داستان درباره‌ی مرد جوانی است که گرفتار بدبینی‌های وسواس‌گونه است. این بدبینی‌ها او را منزوی و گوشه‌گیر کرده، اما با ورود دختری به زندگیش دچار چالش می‌شود. دختری که رازهای نگفته‌ای دارد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نامی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نامی
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:معصومه راهپیما
انتشارات:انتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۶/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۱۰۳
تعداد صفحه‌ها:۵۵۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

!N@z
۱۳۹۸/۰۹/۰۵

قبول دارم کتابش خوب و موضوعش به نسبت جدید بود اما خدا وکیلی الان یه مرد هرچقدرم اسوه ی خوبی و چه میدونم فوق العاده باشه یه زن اونم کسی که خیلی ادعای پاکی و نجابت داره میتونه اینقدر باهاش...بیشتر

۰
میم
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

رمان‌نامی‌عالی بود. من که خیلی دوستش داشتم.چرا بعضی از دوستان رای منفی دادن؟ ادبیات و نوع نوشتن و داستان پردازی خیلی خوب بود.من با یه شهرجدید و ورزش عجیب آشنا شدم. مردقصه رو خیلی دوست داشتم و به نظرم شک...بیشتر

۰
fatemeh
۱۳۹۹/۰۱/۰۱

موضوع خوب بود و منطقی اما داستان یه جاهایی کش دار و خسته کننده می شد

۰
سیمین
۱۳۹۹/۰۱/۰۵

واقعا زیبا بود. عاشق شخصیت اول رمان شدم. همین که همخونه ای نبود یا قصه یه مرد پولدار و یه دختر بدبخت عالی بود. انقدر قشنگ شخصیت پردازی کرده بود نویسنده که دلم‌آب شد واسه سوژه ها. من‌فکرشو هم نمی...بیشتر

۰
fatemeh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

قلم نویسنده خوب بود ولی داستان تکراری عشق دونفرروبه نظرمن خیلی طولانی ومفصل وخسته کننده نشون دادن،هرچندانتخاب نوع کتاب سلیقه ای هست ولی فکرمیکنم بیشترمناسب جوانهای کم سن وسال باشه

۰
*star*
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

من دوستش داشتم،آدم هوای رفتن به بوشهر به سرش میزد🤗

۰
mah.A
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۴

کتاب روان و خوبی بود و موضوع تازه و جذابی هم داشت . پایانش هم خیلی خوب و منطقی تموم شد . در کل دوستش داشتم .

۰
malade
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

اینکه دختر ترس از ارتباط گرفتن داشت بخاط مطلقه بودن ، با تو جه به اینکه تو یک شهر سنتی زندگی میکرد منطقی بود ، این چیزیه که تو جامعه ما وجود داره واقعا ، ولی داستان خیلی کند پیش...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۴۸۹۷۶
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۳

خوب بودموضوع جالبی داشت.

۰
حُمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۴

با این که تا به حال از این نویسنده کتابی نخونده بودم و رمان ایرانیه اما خیلی خوب بود ارزش یکبار خوندن داره به نظرم

۰
مریم
۱۳۹۸/۰۹/۲۹

به نظرم کتاب خوبی بود و ارزش خوندن رو داشت با رمان هایی که تا حالا خونده بودم فرق داشت و برای من این بزرگ ترین نکته مثبت درباره کتاب بود.نویسنده بر خلاف خیلی نویسنده های دیگه زیاد کشش نداده بود...بیشتر

۰
کاربر ۳۷۴۱۱۶۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۳

زندگی یک آتش‌نشان ونجات یک خانم وملاقات دوباره . آشنایی با دیدگاه خانواده‌ها برای ازدواج با خانم مطلقه ،چقدر غم انگیز بود .

۰
Mersana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۰۸

قلم نویسنده روان و پر قدرت است. توصیف حال و هوای بوشهر مخصوصا مراسم خیام خوانی برای من جالب بود. (ادامه متن حاوی اسپویل است) داستان زیادی ادامه پیدا کرده بود و پایان دلچسبی نداشت. از همون اول قرار بود به همدیگه...بیشتر

۰
گلی
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

رمان نامی رو خوندم. فوق العاده بود.هم بابوشهرآشناشدم وتازه فهمیدم که چه شهر زیبایی هست و هم اینکه داستان از زبان پسر و دختر خیلی واسم جالب بود. شخصیت نامی آروم و مهربون و در عین حال عجیب بود.و دختر...بیشتر

۰
نوریه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۴

یه داستان خیلی معمولی بدون فراز و فرود خاصی نویسنده داستان رو خیلی کشش دادن اونوقت پایانش رو خیلی کوتاه و عجله‌ای بستن! ارزش خوندن نداره به نظرم

۰

بریده‌هایی از کتاب

la lumière
۱۰
باران ارثیهٔ خانوادگی ماست بچه که بودم از سقف خانه‌امان می‌چکید و بزرگ که شدم از چشمانم!
la lumière
۵
اگر می‌دانستی چه‌طور در روح و جانم رخنه کردی... کاش می‌فهمیدی که بین همهٔ آدم‌های دور و برم،‌ تنها تو هستی که جاذبهٔ خاصی داری، اصلا انگار از زمان‌های دور، از جایی که نمی‌دانم کجاست، می‌شناسمت. جایی که زمان و مکان در آن معنایی ندارد و فقط روح انسان مسلط بر هر چیزی است. انگار تو را از ازل می‌شناسم. انگار بچه که بودم هم در رویاهایم می‌دیدمت! در بازی‌هایم، در رویاهای عاشقانه‌ام تو را می‌دیدم و می‌خواستم. در ذهن ناخودآگاهم همیشه بوده‌ای.
Homa Mohammadi
۵
در دیر خرابات کسی پیر نشد وَز مردن آدمی زمین سیر نشد گفتی که بهار آید و ما عیش کنیم بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد
حُمی
۳
جوانه که زدی دیگر برایت فرق نمی‌کند پایان چه می‌شود، رشد می‌کنی، بزرگ می‌شوی. هر اتفاقی هم که بیفتد و هر پایانی هم که در انتظارت باشد، مهم این است که تو شروع کرده‌ای...
la lumière
۲
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی ما را ز سر بریده می‌ترسانی گرما ز سر بریده می‌ترسیدیم در مجلس عاشقان نمی‌رقصیدیم در دیر خرابات کسی پیر نشد وَز مردن آدمی زمین سیر نشد گفتی که بهار آید و ما عیش کنیم بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد
zahra.s
۲
آخ از این واژهٔ منفوری که باعث خیلی دردسرها می‌شد! امان از فرهنگ و اعتقاد ما. گاهی هم برای ترشیده نشدن یک عمر بدبخت می‌شدیم. گاهی هم دختری کم سن و سال را دست گرگ می‌سپردند که خدایی نکرده ترشیده نشود. باز هم اوضاع نسل ما بهتر از گذشته‌ها بود؛ اما مگر تفکر و اعتقاد اشتباه به این زودی رخت برمی‌بست از زندگی‌امان؟ چند دختر دیگر باید بدبخت می‌شدند و ناخواسته شوهر می‌کردند یا به خاطر رسیدن به مرز همان ترشیدگی، کسی را که جفتشان نبود، همفکرشان نبود انتخاب می‌کردند که فقط ترشیده نشوند و مضحکه اقوام و دوستان نباشند!
naqme
۲
اصلا سختی جوهر هر آدمیه. جوهرت که غلیظ شد، خط زندگیتم نمایان‌تر
حُمی
۱
این روزها خیلی‌ها با همهٔ شلوغی دور و برشون با وجود همهٔ آدم‌های خوب و بد دورشون، تنهان!
kh.heidary
۱
کاش هر روز زندگی همین‌طور آروم بود. بعضی وقتا از این آرامش‌های یه هویی می‌ترسم. احساس می‌کنم پشتش طوفانه.
fatemeh_feli
۰
جوانه که زدی دیگر برایت فرق نمی‌کند پایان چه می‌شود، رشد می‌کنی، بزرگ می‌شوی. هر اتفاقی هم که بیفتد و هر پایانی هم که در انتظارت باشد، مهم این است که تو شروع کرده‌ای...