معرفی و دانلود کتاب باج سبیل + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب باج سبیلsubscriptionAvailable

کتاب باج سبیل

نوشته‌های نمایشی جمالزاده

۳.۴(از ۱۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمدعلی جمالزاده
انتشارات: 
نشر خاموش
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

قیمت:

۵۳,۷۶۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب باج سبیل

کتاب حاضر، مجموعه‌ای از نوشته‌های نمایشی شادروان جمالزاده است، که در آستانهٔ بیستمین سال درگذشت او منتشر شده است. مرحوم سید محمدعلی جمالزاده را بیشتر داستان‌نویس، پژوهشگر و منتقد ادبی می‌دانند ولی او علاوه بر ادبیات داستانی، به ادبیات نمایشی هم علاقه داشت و این علاقه را هم با ترجمهٔ نمایش‌نامه و هم با نگارش آن نشان داد. او با نوشتن متن «گفتاری درباره درام نمایش‌نامه» که یکی از متون کتاب قصهٔ ما به سر رسید است، بر این علاقه تاکید کرده است. علاقهٔ او به هنرهای نمایشی در نقدهای او بر متون نمایشی و یا پژوهش‌های این حوزه هم قابل ردیابی است؛ مانند نقد بسیار کوتاه او در سال ۱۳۳۹ بر نمایش‌نامهٔ افسانهٔ آفرینش هدایت در مجلهٔ راهنمای کتاب، و یا نقدهای او بر کتاب‌های تعزیه و تعزیه‌خوانی و تعزیه در ایران صادق همایونی در مجلات راهنمای کتاب، ایران‌شناسی و کِلک. باج سبیل شامل سه نمایش‌نامه منتشر شده از آثار محمدعلی جمالزاده با نام‌های «عالم هم‌قطاری»، «باج سبیل» و «آخوند داریم و آخوند» و ۲ نمایش‌نامه منتشر نشده او به نام‌های «عشق و تدبیر» و «کاوه و تیر» است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب باج سبیل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابباج سبیل
عنوان دیگرنوشته‌های نمایشی جمالزاده
موضوعنمایشنامه
نویسندهمحمدعلی جمالزاده
انتشاراتنشر خاموش
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۳/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۳۳۰۶۳۹
تعداد صفحه‌ها۲۲۴ صفحه
قیمت کتاب۵۳۷۶۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نسترن
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۸

اندازه‌ی یه نمایشنامه خوندم زیاد جالب نبود.

۰
محمد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۳

خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

خونی که تا به امروز به دست تعصّب در روی کرهٔ زمین ریخته شده، چندین برابر خونی است که در تمام جنگ‌ها از اوّل تاریخ تا به امروز ریخته شده است. هیچ وبا و طاعون و کوفت و ماشرائی به قدر تعصّب آدم نکشته است. امان از دست تعصّب. خوره‌ای است که به جان بندگان خدا افتاده و دارد مغز آنها را می‌جود. هیچ معلوم هم نیست کی تمامی داشته باشد. به هزار اسم و به هزار شکل در می‌آید و دمار از روزگار مخلوق بیچاره برمی‌آورد. طوق لعنتی است که به گردن اولاد آدم افتاده، خفت خورده و دارد او را خفه می‌کند.
farnaz Puresmaili
۲۸
پَرِ کاه را تو چشم دیگران می‌بینند و تیر را تو چشم خودشان نمی‌بینند.
farnaz Puresmaili
۱۸
«آن صفر که در حساب ناید مائیم»
سکوت
۱۱
آزادی، آزادی! اگر مملکت عوض یک مشروطه دو مشروطه هم داشته باشد، عبد و کنیز همیشه عبد است و کنیز... آزادی مال کسی است که تو جیبش صدای پول بیاید!
نیمه پنهان ماه
۵
خونی که تا به امروز به دست تعصّب در روی کرهٔ زمین ریخته شده، چندین برابر خونی است که در تمام جنگ‌ها از اوّل تاریخ تا به امروز ریخته شده است. هیچ وبا و طاعون و کوفت و ماشرائی به قدر تعصّب آدم نکشته است. امان از دست تعصّب. خوره‌ای است که به جان بندگان خدا افتاده و دارد مغز آنها را می‌جود. هیچ معلوم هم نیست کی تمامی داشته باشد. به هزار اسم و به هزار شکل در می‌آید و دمار از روزگار مخلوق بیچاره برمی‌آورد. طوق لعنتی است که به گردن اولاد آدم افتاده، خفت خورده و دارد او را خفه می‌کند
Mohsen Asadi
۴
غلط کردیم دختر شدیم. «اینجا مرو». «آنجا برو». «نگاهت را پایین بینداز». «ابرویت را بالا نگهدار»... سیگار کشیدن هم خدایا گناهی است. سیگار کشیدن که برای مردها کمترین کارهاست، برای ما معصیت کبیره است. چرا؟ برای اینکه پشت لبمان چندتا مو نیست.
Blue
۳
روح آدم‌های حسّاس مثل این است که از یک فلزی ساخته شده باشد که صدا در او می‌پیچد و چه غم و چه شادی، صدایش در آن منعکس می‌گردد.
نیمه پنهان ماه
۲
آه، وقتی که فکر می‌کنم که عنقریب باید به این در و دیوار و به این تودهٔ عزیز خشت و گِل وداع آخرین را بگویم، چنان درد و الم بر وجودم مستولی می‌گردد که دیدگانم پر از اشک می‌گردد...
نیمه پنهان ماه
۲
می‌خندی و می‌رقصی، ولی در چشم‌هایت یک سایهٔ خون (؟) و همّی است که نمی‌توانی مخفی بداری؛ و مثل آینه جراحت باطنی‌ات را آشکار می‌دارد. می‌خندی، ولی خنده‌ات هم بوی اشک می‌دهد. آوازت بیشتر به نوحهٔ عزا می‌ماند تا به نغمهٔ نشاط.
Blue
۲
مثال عشق، مثال این سیگار است. همین‌قدر که یک پُک زدی، سرت گیج می‌رود و میل قی‌کردن داری. بیندازش دور و یک لگد هم روش!
zahra
۱