با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب پانزده سگ اثر آندره الکسیسoff

کتاب پانزده سگ

نویسنده:آندره الکسیسمترجم:بهناز سلطانیهانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۹۷تعداد صفحه‌ها:۲۰۸ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۹از ۱۳ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۲۰۸ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب پانزده سگ

آندره الکسیس، نویسنده «پانزده سگ» در ترینیداد و توباگو به دنیا آمده و در کانادا بزرگ شده است. «بچگی» نام اولین رمان الکسیس است که برنده جایزه رمان اول کانادا و جایزه کتاب «تریلیوم» و نامزد دریافت جایزه گیلر و جایزه نویسندگان تراست فیکشن شد. «پناهگاه»، «زیبایی و غم»، «اینگرید و گرگ» و «حومه» نیز از آثار داستانی دیگر الکسیس هستند. در این داستان نمادین آپولو و هرمس دو خدای یونان باستان به زمان حال می‌آیند و به میخانه‌ای می‌روند، آنها آنجا می‌نوشند و درباره انسان و قابلیت‌هایش حرف می‌زنند. بحث به اینجا می‌رسد که اگر حیوانات هوش انسان‌ها را داشتند چه می‌شد؟ هرمس اعتقاد دارد اگر حیوانات هوش آدم‌ها را داشته باشند، مانند آنها غمگین خواهند بود و آپولو سر یک سال زمینی، بندگی، شرط می‌بندد که اگر حیوانات هوش آدم ار داشتند، از آدم‌ها بسیار غمگین‌تر می‌شدند. آنها به یک کلینیک دامپزشکی می‌روند و می‌بینند تعداد سگ‌ها از حیوانات دیگر بیشتر است، پس برای این آزمون، سگ‌ها انتخاب می‌شوند؛ ۱۵ سگ. آپولو و هرمس به این ۱۵ سگ هوش بشری هدیه می‌دهند. در پنج بخش بعدی این رمان ما با سرنوشت تعدادی از این سگ‌ها که با دیگران متفاوتند همراه می‌شویم تا پایان کار آنها را بخوانیم و این که شرط را چه کسی می‌برد؟ آپولو یا هرمس؟ ««زن پرسید: «تو چی هستی؟ سگی؟» پاسخ به این سؤال به شکل عجیبی برایش مشکل بود. خودش را خیلی شبیه سگ‌ها نمی‌دید. حس می‌کرد میانِ گونه‌های مختلف سرگردان است. اما او منظور زن را از آن سؤال می‌دانست، بنابراین باز سرش را تکان داد. زن گفت: «باید بفهمی که سگ‌ها، هرگز با آدما حرف نمی‌زنن. تابه‌حال هم نزدن. یعنی تا اون‌جا که من می‌دونم. فکر کردم دیوونه شدی. برای همین ترسیدم. اسمت چیه؟» مجنون دیگر این یک سؤال را جواب نداد. نه به دلیل این‌که ادای کلمهٔ «مجنون» نامی که صاحبش برای او گذاشته، سخت بود و نه به خاطر این‌که نمی‌خواست حرف بزند، بلکه به این دلیل که به نظرش دیگر یک اسم واقعی نداشت. به زن نگاه کرد و بعد سرش را تکان داد.» آندره الکسیس، با بیانی کاملاً قانع‌کننده و موثر، زیبایی و خطرات آگاهی بشری را در این داستان نمادین بیان کرده و مفاهیمی چون تخیل، ویرانگری، جذابیت و بیگانگی را در رفتار پانزده سگ نشان می‌دهد.

نظرات کاربران

نگین
۱۳۹۸/۰۵/۰۶

ممکنه موقع خوندن خسته بشین ولی تهش که متنو جمع بندی کنین، قشنگ و مفهومی و جالبه فقط نکتش اینه که بعد خوندن، بشینین و بهش فکر کنین

Saharnaz
۱۳۹۹/۱۰/۲۴

با اینکه داستان در مورد 15 سگی هست که طبق شرط بندی خدایان، آپولو و هرمس، صاحب تفکر و هوش بشری شدن، اما به طور کلی زندگی 4_5 تا از این سگ هارو زیر ذره بین میذاره و خب این

- بیشتر
ehsan
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

کتاب جالبی بود. نگاهی متفاوت نسبت به زندگی و مهمترین بخشش که مرگ باشه داره. کتاب نه پایان خوشی داره و نه یه تراژدی. برای من خواننده تراژدی بود اما از نظر اخرین سگ پایان خوشی داشت.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۳)
هوش انسان نعمت نیست، یه طاعونه که بعضی وقت‌ها هم بافایده‌اس.
monika
با این‌که ضعیف و پست بودند، اما بقیه به آن‌ها نیاز داشتند تا سلسله مراتب‌شان حفظ شود.
ehsan
اون دیگه به شانسه. گاهی بهترین زندگی‌ها، پایان خوشی نداره و بعضی وقت‌ها، بدترین‌هاشون، به‌خوبی تموم می‌شه.
monika