جملات زیبا از متن کتاب سوت زدن در تاریکی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوت زدن در تاریکیsubscriptionAvailable

کتاب سوت زدن در تاریکی

۴.۱(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شهاب مقربین
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۱۱۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بخواهی یا نخواهی در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می‌خواهی تپشِ حیات باشی یا گلوله‌ای
Limou
۳۰
بخواهی یا نخواهی در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می‌خواهی تپشِ حیات باشی یا گلوله‌ای
Ahmad
۲۶
بیا باز فریب بخوریم تو فریبِ حرف‌های مرا و من فریبِ نگاه تو را
Limou
۱۵
تو رفتی اما دست‌هایت را چنان گرفته بودم که هنوز میان دست‌های من مانده‌است
Limou
۱۴
اما همهٔ راه‌ها که با پا پیموده نمی‌شوند دستت را به من بده
Ahmad
۱۱
خیال کرده بودم که تو ماهی و من نزدیک‌ترین ستارهٔ توام تو خورشید بودی ستارگانِ بی‌شمار را روشن کردی من در آن میان گم شدم
(:Ne´gar:)
۱۱
وقتی به مرگ فکر می‌کنم می‌دانم باید به زندگی فکر کرد وقتی به زندگی فکر می‌کنم می‌دانم باید به تو فکر کنم وقتی به تو فکر می‌کنم نمی‌دانم چه کنم
(:Ne´gar:)
۸
ای کاش درخت بودم زبانم زبانِ سکوت بود تا سکوتِ تو را می‌فهمیدم
farnaz Puresmaili
۷
دریا با من مهربان نیست دوستش دارم به آغوشش رها می‌کنم خود را مرا غرق می‌کند
Ahmad
۶
بخواهی یا نخواهی در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می‌خواهی تپشِ حیات باشی یا گلوله‌ای
atena
۶
سقف ما می‌توانست پاره ابری باشد فقط تا دل‌خوش باشیم وقتی که می‌بارد من موی و روی تو را با نوازش‌هایم از قطره‌های باران پاک کنم و تو هرگز رازِ قطره‌های چکیده بر گونه‌هایم را ندانی این برای شادی من بس بود
Ahmad
۵
تولدِ منی بی‌سبب نیست که هر چه بیش قدم پیش می‌گذارم از من دورتر می‌شوی تو لحظهٔ تولد منی
farnaz Puresmaili
۵
ای کاش درخت بودم زبانم زبانِ سکوت بود تا سکوتِ تو را می‌فهمیدم
آزادی
۵
زمانی‌ست که از کلمات خسته‌ام گروه‌گروه هجوم می‌آورند می‌نشینند در سرم مثل دستهٔ پرندگان بر سرِ درختی دست بر دست می‌کوبم بانگ برمی‌کشم می‌پرند و پراکنده می‌شوند یک پرندهٔ خاموش اما نه می‌ترسد نه می‌رود نه آوازش را می‌خواند
Elham Salehi
۳
درخت انار با گل‌هایش غوغایی کرده در حیاط و تو این‌جا نیستی بخندم یا گریه کنم
Elham Salehi
۳
نور بودی آمدی به اتاقم پرده را کشیدم که ترکم نکنی تاریکم کردی
atena
۳
وقتی به مرگ فکر می‌کنم می‌دانم باید به زندگی فکر کرد وقتی به زندگی فکر می‌کنم می‌دانم باید به تو فکر کنم وقتی به تو فکر می‌کنم نمی‌دانم چه کنم
CallmeAnayk
۲
بی‌هیچ حسرتی مگر این حسرتِ ابدی که دهانم را می‌گیرد دیگر چگونه بگویم که دوستت دارم
سوسک منفعل
۱
ما دو شاخهٔ یک درختیم ما دو شاخهٔ یک درختیم کاش باد از دو سو می‌وزید ۷ تیر ۱۳۸۸
Elham Salehi
۱
گاهی صخره‌ها هم گریه می‌کنند ندیده‌ای تو هرگز هم نخواهی دید اما صخره‌ها هم گاهی گریه می‌کنند نمی‌دانی چرا هرگز هم به تو نخواهم گفت اما گریه می‌کنند صخره‌ها دریاها با خود غمی را می‌آورند و می‌برند اما صخره‌ها نمی‌دانی وقتی که گریه می‌کنند وقتی که گریه می‌کنند
Elham Salehi
۱
جز من کسی دوبار اشتباه نمی‌کند جز من کسی هزاربار اشتباه نمی‌کند جز من کسی نشانی تو را نمی‌داند
Elham Salehi
۱
می‌ترسم از عشق از عشق می‌ترسم این شعرهای عاشقانه که می‌نویسم سوت زدنِ کودک است در تاریکی ۶
Elham Salehi
۱
دنیای روبه‌رو زیبا نیست چشمانت را باز کن تا لحظه‌ای زیبا کنی دنیای مرا
CallmeAnayk
۱
چشمانت را باز کن تا لحظه‌ای زیبا کنی دنیای مرا
Limou
۱
اما همهٔ راه‌ها که با پا پیموده نمی‌شوند دستت را به من بده
Limou
۱
مگر زندگی چه می‌خواهد به ما بدهد که تو از من چشم برداری و من نگویم که دوستت دارم
Limou
۱
همهٔ کلمات راز مرا می‌دانند این است که هر چه می‌نویسم عاشقانه‌ای برای تو می‌شود
Limou
۱
ما دو شاخهٔ یک درختیم کاش باد از دو سو می‌وزید
Safel
۱
برقص برقص تا دنیا از تو یاد بگیرد زیبا باشد
masoome
۰
وقتی که می‌روند بلندبلند می‌خندم اما عزیزِ دلم وقتی تو رفتی آهسته‌آهسته گریه کردم تو که می‌دانستی خطرناک نیستم این مشتِ پرکرده فقط به کار بالا بردن می‌آید باید این زنجیرها را باز می‌کردی
سوسک منفعل
۰