با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آخرین دختر؛ سرگذشت من از اسارت و مبارزه با خلافت اسلامی (داعش)

دانلود و خرید کتاب آخرین دختر؛ سرگذشت من از اسارت و مبارزه با خلافت اسلامی (داعش)

۴٫۰ از ۲۵۹ نظر
۴٫۰ از ۲۵۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آخرین دختر؛ سرگذشت من از اسارت و مبارزه با خلافت اسلامی (داعش)  نوشته  سمیرا چوبانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آخرین دختر؛ سرگذشت من از اسارت و مبارزه با خلافت اسلامی (داعش)

«آخرین دختر» به روایت نادیا مراد، فعال حقوق بشر و برندهٔ جایزهٔ نوبل صلح و جنا کراجسکی روزنامه‌نگار نیویورکی است که سرگذشت نادیا مراد را روایت می‌کند.

نویسنده این کتاب دختری از روستاهای شمال عراق است که مجبور به رویارویی با داعش و در چنگ آنها اسیر شد.

نادیا در یک روستای کوچک متشکل از کشاورزان شمال عراق متولد و بزرگ شده است. او دختری ایزدی است که زندگی آرامی داشت و آرزو داشت معلم تاریخ شود یا یک سالن زیبایی باز کند اما در اوت ۲۰۱۴ و زمانی که تنها ۲۱ سال داشت، شبه نظامیان داعش مردم روستایش را قتل‌عام کردند، مردانی که زیر بار زور نمی‌رفتند و زنانی را که مسن بودند و نمی‌شد از آنها بهره جنسی برد، تیرباران کردند. برادران نادیا و مادرش را کشتند و او را به موصل بردند تا در بازار برده‌فروشان و همراه دختران ایزدی دیگر بفروشند. نادیا در دست چندین شبه نظای اسیر شد و بارها مورد تعدی و تجاوز قرار گرفت اما در نهایت موفق شد از راه خیابان‌های موصل فرار کند و در خانه یک خانواده مسلمان اهل تسنن پناه بگیرد. پسر بزرگ خانواده، خود را به خطر می‌اندازد تا او را به مکانی امن ببرد.

این کتاب سرگذشت نادیا است که امروز همچون شاهدی برای وحشی‌گری های داعش است. نجات‌یافته‌ای از ظلم و تجاوز، یک پناهنده ایزدی که دنیا را مجبور کرده است تا به یک نسل‌کشی در حال وقوع توجه کنند. این اثر یک فراخوان برای دادخواهی و یک گواهی برای میل قدرتمند انسان به بقا و نامه‌ای عاشقانه برای کشوری از دست‌رفته است.

نادیا مراد علاوه بر جایزه صلح نوبل، جایزهٔ حقوق بشر واسلاو هاول و جایزهٔ ساخاروف را نیز دریافت کرده است. او همچنین اولین سفیر حسن‌نیت سازمان ملل در راستای ارج‌نهادن به بازماندگان قاچاق انسان است. علاوه‌بر همکاری با یزدا-سازمان حقوق ایزدی‌ها- نادیا درحال‌حاضر در تلاش است تا خلافت اسلامی (داعش) را به‌اتهام نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت به پای میز محاکمهٔ دادگاه جنایی بین‌المللی بکشد. او همچنین بنیان‌گذار طرح ابتکاری نادیا است-برنامه‌ای که برای کمک به بازماندگان نسل‌کشی و قاچاق انسان جهت التیام و بازسازی جوامع خود تخصیص یافته است.

امیرعلی
۱۳۹۸/۰۶/۱۸

کتاب رو به شدت دوست داشتم و خیلی زیاد با مذهب ایزدی اشنا شدم سرنوشت دردناکی بود ,مرگ برادر زاده نادیا به شدت غمگین بود من هنگامی که کتاب میخونم اون فضا ها و اتفاقات ناخوداگاه تو ذهنم میبینم و

- بیشتر
عشاق
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

کتاب خوبی بودوسرگذشت دردناکی داشتن وبایددرک کنیم که این طورآدم های سنگ دلی هستند(داعشی ها)

hana79
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

واقعا بی نظیر بود ولی ممکنه بعضیا دوس نداشته باشن🌹

کتابجو
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

سرگذشت بسیار غم انگیزی بود. برای درک گوشه ای از جنایات موجودات انسان نمایی به نام داعش کتاب خوبی است. به نظرم می توانست ترجمه بهتری داشته باشد مخصوصا اوایل کتاب. در مجموع ان را به کسانی که علاقمند به کتابهای

- بیشتر
یااباصالح(عج)
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

براکسایی که میخوان داعش ومبارزان داعشی روبهتربشناسن واینکه چ ظلم بزرگی درحق جامعه ایزدی انجامید شده،،،توصیه میکنم این کتاب باارزش روبخونن

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵۹)
به آنها گفتم که می‌خواهم به چشمان مردانی که به من تجاوز کردند نگاه کنم و آنها را زمانی‌که به پای میز محاکمه برده می‌شوند ببینم. گفتم: «بیش‌از هرچیز دیگری می‌خواهم دیگر هیچ دختری در جهان به سرگذشت من دچار نشود.»
Mohaddese
هنوز فکر می‌کنم یکی از بدترین بی‌عدالتی‌هایی که انسان می‌تواند با آن روبه‌رو شود این است که مجبور باشی به‌خاطر ترس، خانه و محل زندگی‌ات را ترک کنی. هرچیزی را که دوست داشته باشی از تو می‌دزدند. زندگی‌ات را به‌خطر می‌اندازی تا جایی زندگی کنی که هیچ معنایی برای تو ندارد-جایی که واقعاً کسی تو را نمی‌خواهد، فقط به‌خاطر اینکه از کشوری آمده‌ای که امروزه آن را با جنگ و تروریسم می‌شناسند. پس بقیهٔ سال‌های عمرت را در حسرت آن چیزی که پشت‌سر گذاشته‌ای می‌گذرانی و درعین‌حال، دعا می‌کنی که کاش تو را به آنجا بازنگردانند. داستان حزنی این موضوع را به من نشان داد که مسیر پناه‌جویان عراقی همیشه به عقب، به زندان یا به جایی که از آن آمده‌اند منتهی می‌شود.
تراب
حالا حتی اگر تمام ما دختران زنده بمانیم و برای بهبودی سخت تلاش کنیم، پسران ایزدی کجا بودند که با ما ازدواج کنند؟ آنها در گورهای جمعی در شه‌نگال بودند. تقریباً کل جامعهٔ ما نابوده شده و زندگی دختران ایزدی بسیار متفاوت از چیزی خواهد بود که در کودکی تصور می‌کردند.
: )
درطول چندین نسل به این بی‌عدالتی یا رنج خفیف عادت کردیم تازمانی‌که آن‌قدر عادی شد که آن را نادیده گرفتیم.
هادی
لباس‌های ما از خاک و عرق خاکستری شده بود، اما به عوض‌کردن آنها فکر نمی‌کردیم. دیگر چیزی نمی‌خوردیم و فقط مقادیر کمی از آب ولرم بطری‌های پلاستیکی را می‌نوشیدیم که زیر آفتاب مانده بودند. برق قطع شد تا برای باقی محاصره ذخیره شود. از برق ژنراتور برای شارژ موبایل‌هایمان و تماشای تلویزیون در زمان پخش اخبار گزارش جنگ با داعش-که البته همیشه هم همین را پخش می‌کرد-استفاده می‌کردیم. سرخط خبرها ما را ناامید کرده بود؛ حدود چهل کودک در بالای کوه شه‌نگال از گرسنگی و کم‌آبی جان خود را ازدست داده بودند و بسیاری دیگر درحال فرار مرده بودند. داعش بَعشیقه و بَهزانی، دو روستای بزرگ نزدیک موصل را گرفته بود؛ اما خوشبختانه بیشتر مردم آنجا توانسته بودند به کردستان عراق فرار کنند. هزاران زن و دختر ایزدی از سراسر شه‌نگال ربوده شده بودند. شنیدیم که داعش از آنها به‌عنوان برده‌های جنسی استفاده می‌کند.
جواد
«تنها دلیل مخالفت اونها بی‌پولی ماست. گناه نکردیم که بی‌پول شدیم.»
Morteza Rahmani
تمام افکار و عقایدی را که ازنظر قوانین اسلامی قانونی بود تعیین کرده و آنها را نوشته بودند، به‌طوری که تمام اعضای خلافت اسلامی بتوانند از همان قوانین وحشیانه پیروی کنند.
Hamid_R_khani
درک نمی‌کنم چگونه کسی می‌تواند کنار بایستد و هزاران زن ایزدی را تماشا کند که به‌عنوان بردهٔ جنسی فروخته می‌شوند و آن‌قدر به آنها تجاوز می‌شود تااینکه جان در بدنشان نمی‌ماند. هیچ توجیهی برای چنین بی‌رحمی‌ای وجود ندارد و به هیچ موفقیت بزرگ‌تری منجر نخواهد شد.
ترنج
خرید، فروش یا پیشکش‌کردن اسیران و بردگان زن مجاز است، زیرا آنها صرفاً جزو اموال هستند.
میـمْ
و زمانی‌که من رسیدم
آیه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۶۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۱۹
تعداد صفحات۳۶۷صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۱۹