«ناظم حکمت در قلب پیرایه» مجموعهای است از نامههای پیرایه، همسر سوم ناظم حکمت، شاعر بزرگ ترک که به همت «نازان آریسوی» در ترکیه منتشر شده و با استقبال بسیار زیاد مخاطبان روبهرو شده است.
ناظم حکمت، شاعر بزرگ ترک، نابترین اشعار عاشقانهاش را برای زنی سرود که او را بانوی گیسو حنایی قلبش مینامید.
خدیجه پیرایه یک بار ازدواج کرده بود. همسر اولش نویسنده و روزنامهنگار بود که پس از تولد اولین فرزندش وارد عرصه موسیقی و سینما شد. او برای موفقیت در کارش به مصر رفت اما هیچگاه بازنگشت. پیرایه فرزند دوم خود را در غیاب همسرش به دنیا آورد.
در همین دوران، ناظم حکمت به دلیل اختلافات زناشویی از همسر اولش نزهت، در مسکو جدا شد و پس از ازدواج نافرجام دومش با یک بازیگر تئاتر، سرانجام به استانبول بازگشت. پیرایه دوست خواهر ناظم بود و ناظم در اولین دیدار به این بانوی موحنایی سپیدروی دل باخت. پیرایه اوایل به دلیل داشتن دو فرزند در پذیرش عشق ناظم مردد بود اما بلاخره این دو دلداده در سال ۱۹۳۲تصمیم به ازدواج گرفتند اما در همان روزها، ناظم به دلیل نگارش یک مجموعه شعر که رنگ و بوی سیاسی داشت به زندان افتاد و همین محبس، بهانهای برای سیل نامهنگاریهای عاشقانه این دو شد.
ناظم در آگوست ۱۹۳۴ از زندان آزاد شد و یک سال بعد با پیرایه پیمان زناشویی بست. اما سه سال بعد دوباره دستگیر شد. این بار به خاطر این که کتابش را در خانه افسران نظامی دولت پیدا کرده بودند. ۱۵ سال حبس برایش بریدند. پیرایه و ناظم به مدت دوازده سال برای هم نامه نوشتند. پیرایه تمام نامههای ناظم را در چمدانی چوبی گرد آورد. این چمدان و نامههای پرارزشی که در دل داشت، پس از مرگ پیرایه رو شد.
اما دریغ که ناظم قدر این عشق را ندانست و پیرایه را از دست داد. او در زندان گرفتار رابطه عاطفی با منوّر، دختر دایی خود شد که سرانجام آن، بیمهری به پیرایه و در نهایت از دست دادن عشق او بود. ناظم پس از آزادی از زندان با منور ازدواج کرد. پیرایه اما از خیانت ناظم به کسی چیزی نگفت تا سرانجام پسرش، نامههای او و ناظم را پس از مرگ مادر منتشر کرد.
«ناظم حکمت در قلب پیرایه» تا کنون در ترکیه ۱۲۱ بار تجدید چاپ شده و ازجملهی محبوبترین آثار حال حاضر در ترکیه است. ناظم حکمت یکی از بزرگترین شاعران قرن بیستم محسوب میشود، تا جایی که یونیسف سال ۲۰۰۲را سال ناظم حکمت نامگذاری کرده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ناظم حکمت در قلب پیرایه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این مجموعه نامه ها سرشار از توصیفات و احساسات عاشقانه اس ولی حیف از پیرایه که عاشق ناظم شد. ناظمی که با وجود داشتن عشق پاک و خالص و بی مثالِ پیرایه، عاشقِ عاشق شدن بود، بارها و بارها !!...بیشتر
۱
خورشید
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۷
ناظم حکمت برای من، صرفاً یک شاعر و نویسنده با قلم قوی و ادبیه و در قضاوت با زندگیای که با پیرایه داشته، به نظرم عاشقش نبوده.
انگار این فرد، بیشتر عاشقِ خود احساسِ عشقه، و صرف کردنِ فعل عشقورزی از...بیشتر
۰
آتیلا
۱۳۹۸/۰۵/۲۶
من نسخه چاپیشو خوندم. حتمن بخونین. سرشار از احساسات ناب
انسان به هنگام جداییهاست که متوجه حدت عشقش میشود.
mehrnaz
۵
نمیشود از مردی که عاشقِ عاشقشدن است، انتظار وفاداری داشت.
mehrnaz
۴
قلبم از نبودنت آتش خواهد گرفت، اما کسی نه شعلهٔ درونم را خواهد دید و نه خاکسترش را.
mehrnaz
۴
اگر قرار باشد کسی را نفرین کنم، خواهم گفت الهی که بی عشق بمانی. بیشک این نفرین، لعنتی بس کاراست.
Nima.Fatemeh
۳
بزرگترین کمبود انسان در بند، خلأ عاطفی اوست. یک زندانی همواره میخواهد نزدیکان به یادش باشند، به او اهمیت بدهند، دوستش داشته باشند و بهانهای برای زندگی در این چهاردیواری لعنتی به او بدهند. از همین روست که اگر کسی (هر که میخواهد باشد)، به گوشهکنار دلش دست محبتی بکشد، برایش عزیز میشود.
mehrnaz
۳
اگر روزی کسی از من بپرسد معنای زندگیات چه بوده و شادترین لحظات عمرت کدام سالها بودهاند؟ جوابم بیشک سالهایی است که عاشقت بودهام.
Nima.Fatemeh
۲
برای آنکه مرگ ما را تا ابد از هم جدا نکند، فکر بکری یافتهای. شعری جانسوز نوشتهای و خواستهای بدنت را پس از مرگ بسوزانند تا بدل به خاکستر شوی. خواستهای خاکسترت را در ظرفی بر تاقچهٔ اتاقم بگذارم و وصیت کنم خاکسترم را با خاکسترت بیامیزند. عاشق حقیقی من خواسته تا بینهایت یکی شویم و رد کردن این تقاضا، زیبندهٔ بانویی عاشق چون من نیست.
Nima.Fatemeh
۲
پسرت به دنیا آمد. پسرت ممد بسیار شبیه توست. برایت خوشحالم. امیدوارم ممد روزی مانند پدرش مرد بزرگی شود، اما بهتر است برخی خلقوخوهایش شبیه تو نباشد تا دل هیچ کس را نشکند و عذابشان ندهد.
Nima.Fatemeh
۲
علت اصلی بحرانهای روحی ناظم، دلبستنش به منور بود. ناظم با وجود حضور پیرایه، دل به داییزادهاش بسته بود، اما منور به همسر پیشینش بازگشته بود.
ناظم که در این دوران از منور ناامید شده بود، برای به دست آوردن دل پیرایه به هر دری میزد. درست زمانی که همه چیز داشت روبهراه میشد، منور دوباره رسید و گفت که شوهرش را ترک کرده است و دیگر به او بازنخواهد گشت. حال ناظم با شنیدن این خبر خوب شد و سلامتی از دست رفتهاش را بازیافت و به نوشتن رو نهاد. اگر چه بازگشت منور، پیرایه را غرق در غم کرد، اما برای ناظم این خبر به مثابه تولدی دوباره بود و سلامتی و نشاطش را به او بازگرداند. سالهای سخت تنهایی پیرایه پس از این واقعه شروع شدند.
mehrnaz
۲
کسی از حال دلم خبر ندارد، اما هر از گاهی زخم دلم، لکهٔ خونی بر پیراهنم بر جای میگذارد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این مجموعه نامه ها سرشار از توصیفات و احساسات عاشقانه اس ولی حیف از پیرایه که عاشق ناظم شد. ناظمی که با وجود داشتن عشق پاک و خالص و بی مثالِ پیرایه، عاشقِ عاشق شدن بود، بارها و بارها !!...بیشتر
ناظم حکمت برای من، صرفاً یک شاعر و نویسنده با قلم قوی و ادبیه و در قضاوت با زندگیای که با پیرایه داشته، به نظرم عاشقش نبوده. انگار این فرد، بیشتر عاشقِ خود احساسِ عشقه، و صرف کردنِ فعل عشقورزی از...بیشتر
من نسخه چاپیشو خوندم. حتمن بخونین. سرشار از احساسات ناب