با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مرد سوم

دانلود و خرید کتاب مرد سوم

۴٫۳ از ۶ نظر
۴٫۳ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مرد سوم  نوشته  گراهام گرین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مرد سوم

رمان «مرد سوم» به گفته خود گراهام گرین ابتدا قرار بود فیلم‌نامه شود ولی از آنجایی که گرین عادت نداشت بدون داستان فیلم‌نامه را بنویسد، پس شروع به نوشتن داستانش کرد. فیلم «مرد سوم» هم در سال ۱۹۴۹ به کارگردانی کارول رید و با بازی اورسن ولز ساخته شد که برنده نخل طلای کن و پس از آن هم در سال ۱۹۵۰ برنده بهترین فیلم‌برداری سیاه و سفید و نامزد بهترین کارگردانی و بهترین تدوین شد. در سال ۱۹۹۹ نیز این فیلم به عنوان بهترین فیلم زبان انگلیسی قرن بیستم انتخاب شد. درون‌مایه محبوب گراهام‌گرین «جدال خیر و شر» است و در بیشتر رمان‌هایش، شر، جذابیتی دوچندان دارد و کار کسی که می‌خواهد خیر را به شر ترجیح دهد، سخت و پیچیده است. «مرد سوم» نیز داستانی پرفراز و نشیب درباره رویارویی خیر و شر است. هالی مارتیینز نویسنده رمان‌های عامه‌پسند و وسترن آمریکایی برای دیدن دوست دیرینه خود هری لایم به وین می‌رود، اما درست روزی به وین می‌رسد که لایم اندکی قبل از آن در یک تصادف رانندگی کشته شده است. آنا نامزد لایم و بعضی از دوستانش به این حادثه مشکوک‌اند. سرایدار خانه لایم اطلاعاتی درباره تصادف و مرگ او می‌دهد که با آن‌چه دوستان لایم درباره حادثه به مارتینز گفته‌اند، تفاوت دارد و اندکی پس از دادن اطلاعات به قتل می‌رسد. مارتینز پس از پرس و جوها متوجه می‌شود که دوستش در بازار سیاه دارو دست داشته است. ماجرای مرد سوم هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که مارتینز درمی‌یابد هری لایم زنده است و فرد مدفون شده به جای او درواقع کارمند هری بوده است. گراهام گرین در این اثر جنایی و رازآلود با مهارت بسیار به شرح و توصیف وقایع و مسایل می‌پردازد و مخاطب را در پیچ و تاب حوادث غیرمنتظره دچار هیجان، وحشت و لذت می‌کند و در نهایت تحسین او را برمی‌انگیزد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
میس سین
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

داستان نسبتا کوتاه و جالبی بود ... به نظرم فیلمی که از روش ساخته شده قشنگتر از کتاب باشه چون داستان و حال و هواش بیشتر به درد فیلم میخوره تا کتاب.

shahrzad
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

معرفی و خلاصه‌ای که طاقچه برای کتاب گذاشته رو نخونید. حاوی اسپویل پایان داستانه

nasimaakbarpour
۱۳۹۹/۰۲/۲۷

داستان روان خوبیه.فیلمش هم خیلی خوبه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳)
هیچ‌وقت باورمان نمی‌شود که شاید آن‌قدر که بقیه به چشمِ ما مهم‌اند، ما برای‌شان مهم نباشیم.
shahrzad
این طبیعتِ انسانی هم دلایلی دارد که نمی‌شود درست‌وحسابی ازش سر درآورد. این طبیعت پایهٔ وجدانِ خیلی از آن آدم‌کوچک‌ها را سُست کرد؛ آن‌قدر که حس می‌کردند کسی دیگر استخدام‌شان کرده و، کم‌کم، خودشان را به چشمِ آدمی می‌دیدند که کار می‌کند و بابتِ کارهاش پولی هم می‌گیرد. آن‌ها فقط عضوِ این گروه بودند و اگر گناهی چیزی هم بود، قاعدتاً، می‌افتاد گردنِ رئیسِ گروه. نظامِ قاچاق هم، مثل نظامِ حزبی، یک‌جورهایی، بوی استبداد می‌دهد. گاهی اسم این مرحله را گذاشته‌ام مرحلهٔ دوّم.
shahrzad
مردی که عاشق می‌شود اصلاً خیال نمی‌کند دختره ممکن است از این عشق خبر نداشته باشد. خیالش راحت است که عشق را با لحنِ صدایش، نشان داده
shahrzad
«اگر زنده مانده بود، می‌توانست توضیح بدهد. ولی حالا باید هری را همان‌جور که بوده به خاطر بیاوریم. آدم‌ها همیشه چیزهای زیادی دارند که ازشان خبر نداریم؛ حتا آدم‌هایی که دوست‌شان داریم. چیزهای خوب، چیزهای بد. باید ظرفیتش را داشته باشیم.»
shahrzad
آدم هنوز هم می‌تواند بابت کارهای معمولی اشتیاق داشته باشد؟ چه موقعیت‌هایی که از دست می‌روند صرفاً به خاطرِ این‌که کارْ کار است.
shahrzad
این‌ورِ کانال خیلی آرام‌تر از آن‌ورش بود و روزنامه‌نگاری احساساتی هم آن را چیزی در مایه‌های دردسری خاموش تصویر کرده بود؛‌ ولی حقیقت چیزی نبود غیرِ همین خیابان‌های عریض، خسارت‌های بزرگ‌تری که بهش خورده بود و چندتایی هم آدم و بعدازظهرِ یکشنبه. چیزی نبود که آدم ازش بترسد؛ البته غیرِ همین چیزها و وقتی هم در خیابانِ بزرگ و سوت‌وکوری مثل این صدای پای خودتان را می‌شنوید چاره‌ای ندارید غیرِ این‌که برگردید و پشت سرتان را نگاه کنید.
shahrzad
شیطان شبیهِ پیتر پَن بوده؛ موهبتِ هولناک و ناگوارِ جوانی ابدی در وجودش بوده.
shahrzad
احتمالاً همهٔ این چیزها را هم می‌دانسته، ولی این دردِ کُشنده امانش را بُریده بوده و فکر کرده مثل حیوان‌ها که وقتِ مُردن می‌خزند تو تاریکی، آدم هم باید وقتِ مُردن خودش را بکشاند طرفِ روشنایی. می‌خواسته جایی بمیرد که بشناسدش و همهٔ ما هم که روشنایی را می‌شناسیم
shahrzad
(این رساله را کریم امامی به فارسی ترجمه کرده؛ برای خواندن همهٔ رساله نگاه کنید به گراهام گرین، نوشتهٔ دیوید لاج، شرکتِ سهامی کتاب‌های جیبی).
shahrzad
(مقالهٔ گادمن را هرمز عبداللّهی به فارسی ترجمه کرده؛ نگاه کنید به مجلّهٔ لوح، شمارهٔ پانزدهم، مهرِ ۱۳۸۲).
shahrzad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۷۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۱۲/۱۳
شابکundefined
تعداد صفحات۷۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۷۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۱۲/۱۳

تجربه بهتر در اپلیکیشن