معرفی و دانلود کتاب مرد سوم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مرد سومsubscriptionAvailable

کتاب مرد سوم

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
گراهام گرین، محسن آزرم
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مرد سوم

رمان «مرد سوم» به گفته خود گراهام گرین ابتدا قرار بود فیلم‌نامه شود ولی از آنجایی که گرین عادت نداشت بدون داستان فیلم‌نامه را بنویسد، پس شروع به نوشتن داستانش کرد. فیلم «مرد سوم» هم در سال ۱۹۴۹ به کارگردانی کارول رید و با بازی اورسن ولز ساخته شد که برنده نخل طلای کن و پس از آن هم در سال ۱۹۵۰ برنده بهترین فیلم‌برداری سیاه و سفید و نامزد بهترین کارگردانی و بهترین تدوین شد. در سال ۱۹۹۹ نیز این فیلم به عنوان بهترین فیلم زبان انگلیسی قرن بیستم انتخاب شد. درون‌مایه محبوب گراهام‌گرین «جدال خیر و شر» است و در بیشتر رمان‌هایش، شر، جذابیتی دوچندان دارد و کار کسی که می‌خواهد خیر را به شر ترجیح دهد، سخت و پیچیده است. «مرد سوم» نیز داستانی پرفراز و نشیب درباره رویارویی خیر و شر است. هالی مارتیینز نویسنده رمان‌های عامه‌پسند و وسترن آمریکایی برای دیدن دوست دیرینه خود هری لایم به وین می‌رود، اما درست روزی به وین می‌رسد که لایم اندکی قبل از آن در یک تصادف رانندگی کشته شده است. آنا نامزد لایم و بعضی از دوستانش به این حادثه مشکوک‌اند. سرایدار خانه لایم اطلاعاتی درباره تصادف و مرگ او می‌دهد که با آن‌چه دوستان لایم درباره حادثه به مارتینز گفته‌اند، تفاوت دارد و اندکی پس از دادن اطلاعات به قتل می‌رسد. مارتینز پس از پرس و جوها متوجه می‌شود که دوستش در بازار سیاه دارو دست داشته است. ماجرای مرد سوم هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که مارتینز درمی‌یابد هری لایم زنده است و فرد مدفون شده به جای او درواقع کارمند هری بوده است. گراهام گرین در این اثر جنایی و رازآلود با مهارت بسیار به شرح و توصیف وقایع و مسایل می‌پردازد و مخاطب را در پیچ و تاب حوادث غیرمنتظره دچار هیجان، وحشت و لذت می‌کند و در نهایت تحسین او را برمی‌انگیزد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مرد سوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمرد سوم
عنوان انگلیسیThe Third Man
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهگراهام گرین
مترجممحسن آزرم
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۱۲/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۰۱۷۵
تعداد صفحه‌ها۷۹ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه اقتباس سینمایی
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی مرد سوم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

الهام حمیدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۳

🚩🚩اول از همه این هشدار رو بهتون بدم که قسمت معرفی کتاب طاقچه رو نخونین ، چون اسپویل شده🚩♡♡داستانی از دوستی یا خیانت ...؟در واقع تناقض های وجود آدمی رو می تونین تواین رمان پیدا کنید ، اینکه یه آدم...بیشتر

۰
آپاراتی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۷

داستان روان خوبیه.فیلمش هم خیلی خوبه

۰
میس سین
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

داستان نسبتا کوتاه و جالبی بود ... به نظرم فیلمی که از روش ساخته شده قشنگتر از کتاب باشه چون داستان و حال و هواش بیشتر به درد فیلم میخوره تا کتاب.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mahtab
۴
هیچ‌وقت باورمان نمی‌شود که شاید آن‌قدر که بقیه به چشمِ ما مهم‌اند، ما برای‌شان مهم نباشیم.
Ahmad
۴
به‌نظرم، بیشترِ رمان‌نویس‌ها، ایدهٔ اوّلیهٔ داستان‌هایی را که قرار نیست هیچ‌وقت رنگِ کاغذ را ببینند جایی، در گوشهٔ ذهن‌شان، یا در دفتریادداشت‌شان، ثبت می‌کنند و با خودشان این‌ور و آن‌ور می‌برند. یکی از این ایده‌ها، گاهی، بعدِ چند سال، دوباره به ذهن‌شان می‌رسد و بعد حسرتش را می‌خورند که شاید آن وقت‌ها ایدهٔ به‌دردبخوری بوده؛ ولی حالا دیگر از دست رفته. این‌جوری بود که بیست سال پیش، روی درِ پاکتی، سطرِ اوّل یک داستان را نوشتم، «هفتهٔ پیش بود که برای آخرین‌بار با هری خداحافظی کردم؛ وقتی تابوتش را در زمینی که از سرمای فوریه یخ زده بود خاک کردیم. خُب باورم نمی‌شد که مُرده؛ آن هم بدون هیچ نام‌ونشانی بین این میزبان‌های غریبهٔ استرَند.»
الهام حمیدی
۲
همهٔ راه تا هتل زاخِر به این هشدار فکر کرده. بعدِ ساعتِ نُه خیابان خلوتِ خلوت بوده و هر چند قدم یک‌بار، با هر صدای پایی که می‌شنیده، سرش را برمی‌گردانده؛ انگار مردِ سوّمی که تا حالا خودش را مخفی کرده بوده، عین یک جلّاد، تعقیبش می‌کرده. نگهبانِ روسی که دمِ درِ گراند هتل ایستاده بوده، در آن سرما مقاوم به‌نظر می‌رسیده، ولی به‌هرحال آدم بوده؛ صورتِ صاف‌وسادهٔ دهاتی داشته و چشم‌هاش هم مغولی بوده‌اند. مردِ سوّم صورت نداشته؛ فقط کله‌ای بوده که از پنجره دیده شده. در هتل زاخِر، آقای اشمیت بهش گفته «سرهنگ کالووی این‌جا هستند و دنبال‌تان می‌گردند، قربان. فکر می‌کنم تو کافه پیداشان کنید.»
الهام حمیدی
۲
چیزی نمی‌دیده و صدا هم قطع شده. کمی که جابه‌جا شده، دوباره صدا را شنیده؛ انگار کسی گلوش را صاف کند. همین‌جور مانده و صدا دوباره قطع شده. کسی آن بیرون صدا می‌زده «آقای دکستر، آقای دکستر.» آن وقت صدای تازه‌ای به گوشش خورده؛ انگار خیلی وقت بوده کسی در تاریکی داشته با خودش حرف می‌زده. مارتینز گفته «کسی این‌جاست؟» و صدا دوباره قطع شده. حوصله‌اش سر رفته. فندکش را درآورده. دوباره از راه‌پله صدا آمده. هر کاری کرده، فندکش روشن نشده. کسی توی تاریکی جابه‌جا شده و صدای چیزی شبیه زنجیر به گوشش خورده. با خشمی که نتیجهٔ ترس بوده، دوباره پرسیده «کسی این‌جاست؟» و فقط صدای تیلیک‌تیلیکِ چیزی فلزی به گوشش خورده. مارتینز، در نهایتِ نومیدی، اوّل دستِ راست و بعد دستِ چپش را دراز کرده و دنبال کلیدِ چراغ گشته.
الهام حمیدی
۲
در یک دورهٔ کوتاه، کارِ قاچاق، به خوبی‌وخوشی، ادامه پیدا کرد تا این‌که، خیلی اتفاقی، یکی از این رابط‌ها را گرفتند و بعد هم مجازاتش کردند. ولی این کار، فقط، قیمتِ پنی‌سیلین را بالا بُرد. تازه آن وقت بود که کارِ قاچاق، کم‌کم، سازمان پیدا کرد. آدم‌بزرگه در این کار پولِ زیادی می‌دید و با این‌که دزدِ اصلی پولِ زیادی به جیبش نمی‌رفت، بابتِ حمایت‌های آدم‌بزرگه جاش حسابی اَمن بود. اگر اتفاقی چیزی هم برایش می‌افتاد، لابد، کسی بود که ازش حمایت کند. این طبیعتِ انسانی هم دلایلی دارد که نمی‌شود درست‌وحسابی ازش سر درآورد. این طبیعت پایهٔ وجدانِ خیلی از آن آدم‌کوچک‌ها را سُست کرد؛ آن‌قدر که حس می‌کردند کسی دیگر استخدام‌شان کرده و، کم‌کم، خودشان را به چشمِ آدمی می‌دیدند که کار می‌کند و بابتِ کارهاش پولی هم می‌گیرد. آن‌ها فقط عضوِ این گروه بودند و اگر گناهی چیزی هم بود، قاعدتاً، می‌افتاد گردنِ رئیسِ گروه. نظامِ قاچاق هم، مثل نظامِ حزبی، یک‌جورهایی، بوی استبداد می‌دهد.
الهام حمیدی
۲
انگلیسی‌یی که، معمولاً، دلِ خوشی از امریکایی‌ها ندارد، گوشهٔ ذهنش، باید، جایی برای استثنائی به اسمِ کولر باز کند؛ مردی با موهای خاکستری، چشم‌هایی مهربان، مضطرب و تیز. از آن آدم‌ها که حتا اگر باقی هموطن‌هاش سرگرمِ کشفِ سرزمین‌های آن‌ورِ اقیانوس باشند، هر جا سیفلیسی چیزی پخش شود، یا جنگِ جهانی شروع شود، یا اگر قحطی چین را بردارد، خودشان را به آن‌جا می‌رسانند. کارتِ ویزیتی که روش نوشته بوده «دوستِ هری» باز هم حکمِ بلیتِ ورودی را داشته.
Kosar
۲
گاهی نابودی گذشته آدمی را وا می‌دارد به این‌که دستِ رد بزند به سینهٔ آینده، به این‌که چشم‌به‌راهِ رسیدنِ آینده نباشد و خیال نکند که آینده چیزِ بهتری است.
Mahtab
۱
این طبیعتِ انسانی هم دلایلی دارد که نمی‌شود درست‌وحسابی ازش سر درآورد. این طبیعت پایهٔ وجدانِ خیلی از آن آدم‌کوچک‌ها را سُست کرد؛ آن‌قدر که حس می‌کردند کسی دیگر استخدام‌شان کرده و، کم‌کم، خودشان را به چشمِ آدمی می‌دیدند که کار می‌کند و بابتِ کارهاش پولی هم می‌گیرد. آن‌ها فقط عضوِ این گروه بودند و اگر گناهی چیزی هم بود، قاعدتاً، می‌افتاد گردنِ رئیسِ گروه. نظامِ قاچاق هم، مثل نظامِ حزبی، یک‌جورهایی، بوی استبداد می‌دهد. گاهی اسم این مرحله را گذاشته‌ام مرحلهٔ دوّم.
Mahtab
۱
مردی که عاشق می‌شود اصلاً خیال نمی‌کند دختره ممکن است از این عشق خبر نداشته باشد. خیالش راحت است که عشق را با لحنِ صدایش، نشان داده
Kosar
۱
مُرده‌ها موجوداتِ خوشبخت‌تری‌اند چون مُرده‌اند.