با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب تس دوربرویل اثر تامس هاردیoff

کتاب تس دوربرویل

نویسنده:تامس هاردیمترجم:ابراهیم یونسیانتشارات:نشر نوسال انتشار:۱۳۹۶تعداد صفحه‌ها:۵۸۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۱از ۲۳ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر نو

سال انتشار۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها۵۸۴ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب تس دوربرویل

«تس دوربرویل» یکی از تکان‌دهنده‌ترین رمان‌های تامس هاردی است. هاردی هنگامی که نگارش «تس» را به پایان رساند گفت: «بهترین استعدادم را در این کتاب ریخته‌ام.» وی این رمان را در ۱۸۸۸ در دورچستر (Dorchester) و پس از سیاحت نواحی روستایی دورست (Dorset) و مشاهده انحطاط و زوال آن نگاشت. دو مجله از مجلات معتبر، به‌عللی از چاپ آن سر باز زدند، هاردی ناچار نسخه دستنویس داستان را از آنها پس گرفت و پس از دستکاری، آن را به مجله دیگری فروخت. این رمان اکنون یکی از رمان‌های برجستهٔ قرن نوزدهم انگلستان است که به دلیل به چالش کشیدن اخلاقیات جنسی اواخر دوره ویکتوریا با نقدهای آتشینی روبه‌رو شد. فقر خانواده، تس دوربی‌فیلد معصوم و زیبا را وادار به کار برای خانواده‌ای ثروتمند می‌کند که گمان می‌رود از اقوام او باشند، اما الک پسر جوان خانواده، او را می‌فریبد. تس پس از مدتی زندگی در انزوا و از دست دادن فرزندش بر اثر بیماری، سرانجام با شخصی به اسم انجل کلر ازدواج می‌کند و پس از ازدواج از سر سادگی و عذاب وجدان آنچه بر سرش آمده را برای او تعریف می‌کند. این اعتراف کلر را دچار احساساتی دوگانه نسبت به تس می‌کند و باعث می‌شود او را از خود براند: «کلر هنوز همچنان سخت در اندیشه بود، و مصاحبت تس اکنون آن نیرو را نداشت که فشار فکر و خیال را بشکند یا آن را منحرف کند. وای که حضور تس چقدر باید برایش بی‌اهمیت شده باشد! تس از روی ناچاری به او خطاب کرد: «مگر من چه کرده‌ام ــ مگر من چه کرده‌ام! من که چیزی نگفتم که در علاقه‌ام نسبت به تو مداخله کند یا آن را نفی کند. فکر می‌کنی من از روی طرح و نقشه این کار را کرده‌ام، آره؟ آنچه تو از آن ناراحتی در ذهن خود تو است، انجل، در من نیست. اوه، این چیزی که تو فکر می‌کنی در ذهن من نیست، و من آن زن حقّه‌بازی که تو فکر می‌کنی نیستم!» تس که دوباره دچار تنهایی شده است روزگار خود را با کار و نامه نوشتن برای کلر می گذراند، اما در این میان دوباره سر و کله الک پیدا می‌شود و ماجرا به سویی دیگر کشیده می‌شود، سویی که سرانجام خوشی ندارد. هاردی در این اثر تاثیرگذار که مایه‌های فلسفی دارد، وجدان و روح انسان‌ها را به چالش فرامی خواند. او در این اثر حس همدردی، نفرت و پشیمانی را همزمان در خواننده برمی انگیزاند و به زیبایی و استادانه او را در مقام قضاوتی سخت قرار می‌دهد. شاید هاردی با نوشتن این اثر قصد دارد به صراحت انسان را از قضاوت بر اساس اعمال افراد بازدارد و به قضاوت بر اساس نیّات، فرابخواند. خانم سیمون دوبووار، فیلسوف فرانسوی این اثر را مافوق فلسفی دانسته و آن را ستوده است.

نظرات کاربران

فرامرز
۱۳۹۸/۰۱/۱۹

فیلم شاهکار تس اثر رومن پولانسکی را هم حتما ببینید..بی نظیره مثل کتاب و بی نهایت تلخ

rain_88
۱۳۹۹/۰۸/۱۱

رمانی کلاسیک و فوق‌العاده با قلمی بینظیر ،اخلاقی،قصه گو و جذاب

samira ka
۱۳۹۸/۰۶/۳۰

awesome⁦👌🏻⁩

Faeze
۱۳۹۹/۰۶/۱۲

داستانی پرهیاهو و عاشقانه ای دل انگیز که نمی توان پس از شروع، بسادگی آن را رها کرد. البته نویسنده در انتها، پایان تلخی را رقم خواهد زد که شخصا فکر میکنم اگر جز این بود، این اثر بی بدیع، بدین

- بیشتر
حانیه
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

اگر علاقه به ادبیات کلاسیک دارید از کتاب لذت می‌برید موضوع کتاب در زمان خودش انتقادیه شاید الان مسئله حل شده ای به نظر بیاد. کتاب غم انگیزه و حسابی اشکتون درمیاد اما من لذت بردم خصوصا شخصیت پردازی که

- بیشتر
Lumiere
۱۳۹۸/۰۱/۱۸

این رمان رو چند سال پیش خوندم داستان جالبی داره خوندنش برای علاقه مندان به رمان های کلاسیک خالی از لطف نیست.

Hamidy
۱۴۰۱/۰۵/۲۶

نویسنده ی جود گمنام با کتاب تس دوربرویل شاهکار دیگری را آفریده است. شخصیت ها جان دارند و خود تس، موجودی پاک و بی آلایش که گرفتار ناخواسته حوادثی شوم بوده، عجیب همدلی و شفقت خواننده را بر می انگیزد.

- بیشتر
BOOKWORM
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

آقای یونسی با ترجمه‌هاشون ثابت کردند که استاد بزرگ تبدیل کردن شاهکارهای ادبی به آشغال‌های ادبی هستند. کاش قانونی پدید می‌آمد تا می‌شد از این دست مترجمان شکایت قضایی کرد و آن‌ها را به‌دلیل بی‌اعتبار کردن آثار نویسندگان بزرگ، به‌واسطه‌ی

- بیشتر
فاطمه
۱۳۹۹/۰۳/۱۰

این کتاب ضمن اینکه نثر روان و سلیسی نداره در مورد زندگی دختری به نام تس هست که به نظر من نویسنده فقط به جهت جذاب کردن داستانش رفتارها و انتخاب ها و حرف هایی رو از اون به نمایش

- بیشتر
sami
۱۳۹۹/۰۵/۱۱

فوق العاده خسته کننده و حوصله سربر !

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۷)
مرد عوضی با زن مناسب، زن عوضی با مرد مناسب؟... آری، این چیزی است که سالها تجزیه و تحلیل فلسفی نتوانسته است آن را در قلمرو ادراکی که از نظم امور داریم توضیح دهد. شاید بتوان گفت که روح تلافی و انتقامی که در کمین بوده در روی دادن این فاجعه دخالتی داشته است.
sahar atshi
طبیعت معمولاً به زن یا دختر بینوا نمی‌گوید «بپّا!»، آنگاه که این هشدار ممکن است منجر به سعادت او شود. یا وقتی که کسی می‌گوید «کجا؟» طبیعت به او پاسخ نمی‌دهد «اینجا!» تا آنکه این قایم‌باشک صورت بازی ملال‌آور و خسته‌کننده‌ای به خود می‌گیرد. نمی‌دانیم آیا در اوج پیشرفت و تعالی بشر، این نابهنگامیها به‌یاری قوه شهودی ظریف‌تر، و به یاری گردش بقاعده اجزاءِ ماشین اجتماع اصلاح خواهند شد یا نه، و به‌خلاف امروز که در اثر حرکات این ماشین، بی‌هوا از این به آن پهلو می‌غلتیم، این نابسامانیها سامان خواهند پذیرفت یا نه؛ امّا چنین تعالی و کمالی نه قابل پیش‌بینی است و نه ممکن پنداشته می‌شود
sahar atshi
باری، «عدالت» اجرا شده بود، و به گفته ایسخولوس، «رئیس ارواح فناپذیر» به شوخی و بازی خود با تس پایان داده بود؛ و شوالیه‌های خاندان دوربرویل و بانوانشان، ناآگاه از این ماجرا، در آرامگاههای خویش در خواب بودند.
طلا در مس
تس داشت می‌گفت: «من چیزی درباره ارواح نمی‌دانم، امّا این را می‌دانم که گاه با اینکه زنده‌ایم روحمان از جسممان پرواز می‌کند.»
طلا در مس
برای او و امثال او نفس تولد، شکنجه و عذابی بود که شخص را به‌اجبار به خواری می‌کشید
کاربر ۱۴۵۵۱۵۷
. بعد از این سعادت بزرگ، دوست دارم تنها باشم و چیزی جز آسمان بالای سرم نباشد. انگار جز ما دو تا احدی روی زمین نیست، و ای کاش نبود
طلا در مس
به‌نجوا گفت: «به نام عشقمان مرا ببخش! آخر من برای همان کار تو را بخشیدم!» و چون جواب نداد، باز گفت: «مرا ببخش، همان‌طور که من تو را بخشیدم! انجل من تو را می‌بخشم!» «شما... بله، می‌بخشید.» «ولی تو مرا نمی‌بخشی؟» «اوه، تس؛ بخشش شامل این مورد نمی‌شود! تو آدمی بودی: حالا آدم دیگری هستی. خدای من ــ آخر چطور ممکن است یک چنین تردستی مضحکی مشمول گذشت شود!»
طلا در مس
خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم ــ با من منصف نباش، یک کمی مهربان باش، ولو اینکه سزاوار هم نباشم، و به‌نزدم بیا! اگر بیایی حاضرم در میان بازوانت بمیرم! اگر از سر تقصیرم درگذری با کمال میل حاضر به این کارم.
طلا در مس
برای تخفیف وحشتم دستت را بگذار روی این سنگ و قسم بخور که مرا از راه به در نمی‌کنی ــ با زیبایی یا حرکات و اطوارت.»
طلا در مس
واقعا مایه ننگ خانواده‌ها است که دختران جوانشان را طوری بار می‌آورند که از دام و دانه‌ای که اشخاص شریر ممکن است در پیش پایشان قرار دهند هیچ علم و اطلاعی ندارن
طلا در مس