معرفی و دانلود کتاب سوء قصد به ذات همایونی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سوء قصد به ذات همایونی
off
٪۵۰

کتاب سوء قصد به ذات همایونی

نوع کتاب
۳.۳(از ۳۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رضا جولایی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سوء قصد به ذات همایونی

رمان «سوء قصد به ذات همایونی» نوشته رضا جولایی، نویسنده معاصر ایرانی اولین‌بار در سال ۱۳۷۴ به چاپ رسید. درون‌مایه این رمان تاریخی تقابل سنت و مدرنیته در اواسط دوران قاجار است.

اعضای یک جریان چپ‌گرای مارکسیستی در دوران استبداد صغیر قصد دارند شاه را ترور کنند. و ترور نافرجام شاه دلیلی برای سرکوب‌های شدیدتر بعدی او می‌شود. داستان در ظاهر جریان ترور محمدعلی شاه را روایت می‌کند، اما آنچه درواقع روایت می‌شود، جریان روابط اجتماعی و سنت‌های متداول در فرهنگ ایران قاجاری است.

قصد نویسنده از نگارش این اثر، نشان دادن گذار تاریخی ایران از یک جامعه کاملا سنتی و آشنایی‌اش با دنیای مدرن است. دورانی که پیشرفت‌های صنعتی غرب بر زندگی و فرهنگ ایرانی سایه انداخت. سایه‌ای که با گذشت سال‌ها هنوز بر سر ملت سنگینی می‌کند.

جولایی در این رمان، نگاهی تازه به مفهوم تاریخ در داستان‌نویسی کرده و با قدرت تخیل و شخصیت‌آفرینی‌اش جهانی ساخته است که می‌توان در آن از روح آزادی‌خواهی گرفته تا تنهایی و هراس را دید. او با قلمش ارواحی را از دل تاریخ احضار کرده است تا از یک گذشته دور سخن بگویند. گذشته‌ای که برخی از حوادث آن در تاریخ رسمی ثبت نشده‌اند و همین موضوع مجوزی برای جولایی است تا آنها را آنگونه که می‌خواهد به سخن وا دارد.

رضا جولایی متولد سال ۱۳۲۹ است و از آثار او می توان به کتاب‌های «حکایت سلسله پشت کمانان»، «جامه به خوناب»، «شب ظلمانی یلدا»، «حدیث دردکشان»، «تالار طرب‌خانه»، «جاودانگان»، «نسترن‌های صورتی»، «باران‌های سبز» و «سیماب و کیمیای جان» اشاره کرد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سوء قصد به ذات همایونی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سوء قصد به ذات همایونی
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:رضا جولایی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۱۰/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۶۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۲۹۵۲۹۳
تعداد صفحه‌ها:۲۲۷ صفحه
قیمت کتاب:۹۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌های رضا جولایی، مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی آبی
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی سوء قصد به ذات همایونی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مها
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۰

رضا جولایی همیشه زاویه دوربینش رو به تاریخ جوری تنظیم میکنه که کسی تا حالا نکرده، ترکیب تاریخ و تخیل، فضا سازی عالی، شخصیت پردازی خوب، یه سفر ملموس به صد سال پیش به آدمها ، حوادث ، آرمانها ،...بیشتر

۰
مانا
۱۳۹۸/۰۲/۱۱

کتاب داستانی که تاریخ را زبیا بیان کرده. تاریخی که در خواندنش تنبلی می کنیم. کتاب خواندنی است! ارزش دارد!

۰
Sina Iravanian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۳

یک رمان تاریخی خوب دیگر به قلم رضا جولایی با موضوع ترور ناموفق محمدعلی‌شاه قاجار. فصل اول کتاب (که به نظر من باید یک بار دیگر در انتهای کتاب بازخوانی شود) به سرعت وقایع ترور و شخصیت‌های داستان را روایت...بیشتر

۰
حسین احمدی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

کتاب خوب و روانی بود...

۰
عباس خودنگار
۱۳۹۸/۰۸/۰۶

رمانی به معنای واقعی درخشان

۰
مناریا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

درخشان، ارزشمند، ناب

۰
miracle
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۳

1️⃣4️⃣9️⃣ خوب بود ، زاویه دید متفاوتی از تاریخ داشت کلا کتابایی که تاریخ به صورت داستانی میگن بنظر من جذابه

۰
.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۲

اگر به تاریخ مشروطه علاقه دارید حتما این کتاب رو بخونید.

۰
andisheh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

داستان جالبی است . نویسنده یک ترور نافرجام را تعریف می کند که در تاریخ بطور گذرا به آن اشاره شده .

۰
Mahboob
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۴

این دومین کتابی هست که من از رضا جولایی میخونم. داستان‌سرایی بشدت قوی و نثر خیلی دوست داشتنی و اطلاعات زیادشون از دوره قاجار تحسین‌برانگیزه. توصیه میکنم به خواندن و لذت بردن.

۰
mahmood mahmoodian
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۱

بررای من طوری نبود که مداوم بخوانمش،خسته کننده بود پراکندگی خرده داستانها و نثر بلاتکلیف در بین قدیمی و نو

۰
غزل
۱۴۰۱/۰۶/۰۳

من نثر رضا جولایی رو دوست دارم اما اون وسطا خسته شدم ... بعد از چندماه برگشتم ادامه ش رو خوندم ولی شخصیت ها رو با هم قاطی میکردم و دیگه لطفش رو برام از دست داد.

۰
mnour
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۰

عالی درخشان و شاهکار

۰
Omid r kh
۱۳۹۷/۱۰/۲۸

. چطور میشود نویسنده ای در نوشته اش این حجم از ملال آوری را بگنجاند؟ چطور میشود کسی یک چنین طرح و پلات و قصه ی هیجان انگیزی را با یک چنیت نثری شهید کند؟ گیریم که نویسنده در صدد بوده...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

روژینا
۶۷
با کشتن خودت باعث می‌شوی آن‌ها فکر کنند که حق داشته‌اند. هیچ‌کس دلش برایت نمی‌سوزد. باید زنده بمانی و از خودت دفاع کنی.
مها
۱۴
تا مردم تغییر نکنند هیچ‌چیز تغییر نخواهد کرد.
روژینا
۱۳
زور عین نجاست است. هم از خودش بوی گند بلند می‌شد هم از کسانی که آن را در دست می‌گیرند.
حسین احمدی
۱۰
معدن نزدیک شهر بود. یک تپهٔ سنگی بلند. رضا گفت قبلاً سنگ‌ها را با دینامیت از کوه جدا می‌کردند. اما تازگی‌ها شاه از ترسش استفاده از دینامیت را منع کرده. دوباره زور و بازو قیمت پیدا کرده. باید دعا به جان شاه کنیم!
روژینا
۱۰
اعتقاد نداشت بشود دنیا را آباد کرد. اما یقین داشت می‌شود آن را خراب کرد.
مها
۵
من عاشق سواری‌ام. هر نوع سواری. فکر می‌کنم این اخلاق را از پدر و عمویم به ارث برده‌ام. عمویم که استادی است بی‌نظیر در سواری گرفتن از مردم...»
حسین احمدی
۵
فقط او بود که فوت‌وفن پرواز را خوب می‌دانست. خوب می‌دانست وقتی به قدرت برسد چگونه با این ملت کنار بیاید. به‌موقع باید سرشان را گرم نگاه می‌داشت: انواع سگ‌دو زدن‌ها. یک لقمه نان هم جلوشان می‌گذاشت تا نیمه‌سیر بمانند و هوا برشان ندارد تا بشود تسمه از گرده‌شان کشید. تا نباشد چوب تر...
روژینا
۵
«انسان؟ گرگ و کفتار بر این‌ها ارجحند.» «چه کسی این ارجحیت را تعیین می‌کند؟» «این ملت، پدر. همان‌ها که هر روز وسط سبزه‌میدان شقه می‌شوند. همان‌ها که در باغشاه، زنجان، تبریز هر روز بالای دار می‌روند. ناموس‌شان میان میرآخورها حراج می‌شود. پدر به گمانم کتاب مقدس‌تان را درست نمی‌خوانید. خدا امر می‌کند به کشتن درندگان.» «با کشتن او فرصت توبه و آمرزش روح را از او می‌گیرید.» «خیال‌تان را راحت کنم. او روح ندارد پدر. اما با زنده ماندنش فرصت آرامش از یک ملت گرفته می‌شود.» پدرژوزف اندکی معطل ماند «مبنا برای من همیشه عشق به خداوند است و...» «آری، اما عدالت او را هم نباید فراموش کرد.»
روژینا
۵
معلوم نبود کار این ملت چگونه می‌چرخید. شاید هم کار ملت احتیاجی به چرخیدن نداشت.
روژینا
۴
خوب می‌دانست وقتی به قدرت برسد چگونه با این ملت کنار بیاید. به‌موقع باید سرشان را گرم نگاه می‌داشت: انواع سگ‌دو زدن‌ها. یک لقمه نان هم جلوشان می‌گذاشت تا نیمه‌سیر بمانند و هوا برشان ندارد تا بشود تسمه از گرده‌شان کشید.