معرفی و دانلود کتاب ماه غمگین، ماه سرخ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ماه غمگین، ماه سرخ
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

نوع کتاب
۴.۱(از ۲۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رضا جولایی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

کتاب ماه غمگین، ماه سرخ نوشته رضا جولایی است. این کتاب داستانی جذاب و پرکشش از زندگی یکی از مشهورترین شاعران آزادی‌خواه معاصر ایران است.

درباره کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

داستان در جمعه ۱۳ تیر ۱۳۰۳ شروع می‌شود. روزی که اعلامیهٔ مدرس از روز قبل در همهٔ شهر به دیوارها چسبانده شده بود. ما با شروع داستان با یک مرگ میرزاده عشقی روبه‌رو می‌شویم و ناگهان به ۵ روز قبل ۸ تیر می‌رویم. روزی که میرزاده عشقی هنوز زنده است و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. 

این کتاب داستان آخرین روزها زندگی میرزاده عشقی است. شاعری توانمند و پیشرو که به خاطر زندگی جنجالی و شعرهای آزادی خواهانه‌اش شناخته می‌‎شود. در این کتاب به روزهای هشتم تا سیزدهم تیرماه سال ۱۳۰۳ می‌رویم و در آخرین روزهای زندگی و حیات شاعر با او همراه هستیم.

در این روایت با آدم‌های مختلفی مانند ملک‌الشعرای بهار، سید حسن مدرس، احمد قوام و قمرالملوک وزیری روبه‌رو می‌شویم که فضای داستان را جذاب‌تر می‌کنند و ما را با داستانی پرکشش در بستر تاریخ روبه‌رو می‌کنند. 

خواندن کتاب ماه غمگین، ماه سرخ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از داستا‌ن‌هایی با درونمایه تاریخی لذت می‌برید، کتاب ماه غمگین، ماه سرخ را از دست ندهید. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل رمان سمفونی مردگان (عباس معروفی)، خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر)، و خانه ادریسیها (غزاله علیزاده) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

درباره رضا جولایی

رضا جولایی در سال سال ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد و کارش را از ۱۳۶۲ و با انتشار حکایت سلسله پشت کمانان آغاز کرده و در طول این سال‌ها در فضای ادبیات داستانی‌ حضور داشته است. تاریخ عنصر مشترک همه داستان‌های رضا جولایی است که آنها را به هم مرتبط می‌کند.

جامه به خوناب، شب ظلمانی یلدا، حدیث دردکشان، تالار طرب‌خانه، جاودانگان، نسترن‌های صورتی، باران‌های سبز و سیماب و کیمیای جان از دیگر آثار جولایی هستند.

بخشی از کتاب ماه غمگین، ماه سرخ

حالا باید چه کنم؟ مَلک را خبر کنم یا به رحیم‌زاده بگویم؟ باید مدتی سربه‌نیست شوم. نباید سرسری بگیرم این نشانه‌ها را. اما به کجا؟ هر چه دارم می‌فروشم. همین خنزرپنزرها را. می‌روم قزوین، پیش عارف. یا نه، کردستان. بعد شاید ترکیه، استانبول. شاید پاریس، اما نه، در پاریس غریبه‌ام. شاید بتوانم در استانبول غربت را تاب بیاورم… این‌بار دیگر شوخی نیست. آب در لانهٔ عقرب ریخته‌ام و بی‌خیال نشسته‌ام. انگارنه‌انگار.

دوباره احساس می‌کند گُر گرفته، سرش را در آب فرومی‌برد. چند لحظه در آن حال می‌ماند. چشم‌هایش را باز می‌کند. خزه‌های سبز در هم می‌پیچند و پایین‌تر، سیاهی، تهِ یک گودال…

سرش را بیرون می‌آورد. وحشت کرده. دستی به صورت می‌کشد. نفس‌نفس می‌زند. به خود می‌گوید: من زنده‌ام، هنوز دیر نشده… به یاد جمله‌ای می‌افتد: مرگ است که به زمان ارزش می‌دهد. زمان را جدی بگیر. خوابت یک هشدار بود،‌ الهام بود. بلند شو تا دیر نشده جل‌وپلاست را جمع کن، برو از این شهر داغ دم‌کردهٔ خشک، برگرد به میان تپه‌های سبز موطنت. دیوانه‌ای؟ می‌خواستی چه بشوی؟ شهرهٔ آفاق؟ 

چه بکنی؟ می‌خواستی کمر سردارسپه را بشکنی؛ اگر هم بتوانی جانت را می‌گذاری بر سر این مهم، و بعد چه می‌شود؟ آب از آب تکان نمی‌خورد. می‌افتی در سیاه‌چال‌های نظمیه، جانت را با منقاش از تن بیرون می‌کشند. از دست هیچ‌کس کاری ساخته نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند قدمی پیش بگذارد، نه وکلای اقلیت، نه روزنامه‌چی‌ها. سروصدایی بلند می‌شود و زود فروکش می‌کند. همه خسته شده‌اند. نوزاد نارس مشروطه سر زا رفت. مردم خسته شده‌اند و بی‌اعتنا و قلدرها عاشقِ جماعتِ بی‌اعتنا هستند… مرتیکه، جرئت کرده‌ای و منظومه سروده‌ای؟ به نام تو تمام شده. کسی چه می‌داند تقی‌خان در این میان چه نقشی داشته. تو را می‌شناسند. چنان کشیده می‌خورد به صورتت که لبت را می‌درد. سرت را می‌کوبند به دیوار. پشت‌بندش هم لگدی است که می‌خورد به بیضه‌ات. نفس در سینه‌ات گره می‌خورد و تازه اول کار است… شاید هم این‌همه به خودشان زحمت ندهند. پشت دیواری، دری، شبی کمین بکنند و با تیری خلاصت کنند. باید به رحیم‌زاده خبر برسانی. از تقی‌خان کاری ساخته است؟ نه. می‌گوید نترس جانم، با تو کاری ندارند. جرئت ندارند. مگر سید می‌گذارد؟ آتش به پا می‌کند در مجلس، و آن‌ها از آتش‌بازی او می‌ترسند. اما این‌ها همه حرف است. دیگر از سید هم کاری ساخته نیست. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ماه غمگین، ماه سرخ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ماه غمگین، ماه سرخ
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:رضا جولایی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۷/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۸۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۵۸۱-۷
تعداد صفحه‌ها:۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب:۶۱۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی آبی
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی ماه غمگین، ماه سرخ

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۴

نسخه چاپی این کتاب رو خوندم و باید بگم چقدر جالب بود که یک واقعه تاریخی در قالب داستان و رمان باشکوهی نوشته شده. روایت چندین روز آخر از زندگی شاعر میرزاده عشقی و در کنار اون وضعیت جامعه در...بیشتر

۰
Anahita
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

امروز ۲۶ دی ماه ۱۴۰۴ برای فرار از فکر و خیال و ناارامی‌ها به کتاب پناه اوردم. از شانس من داستان کتاب، نمک به زخم این روزهای من پاشید. زخمی که این روزها در روان تمام ایرانیان جا باز کرده....بیشتر

۰
ملیکا بشیری خوشرفتار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۶

کتابی جذاب رمانی تاریخی و گیرا فقط در عجبم چرا نباید در طاقچه بی‌نهایت قرار بگیرد!

۰
Negar Safari
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

داستان روایتی تلفیق یافته از واقعیت و قوه خیال نویسنده از مرگ ملک‌الشعرای بهار است. زبان ادبی و دلنشینی دازه ولی در کل اثر بسیار قوی نمیشه تلقی بشه.

۰
آقای میرزائی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۹

متن کتاب روان و با جمله های کوتاه بود که خواننده رو خسته نمیکنه. شخصیت پردازی ها خوب بود. بیان و سیر داستان هم منطقی بود. ارزش خوندن داره👌

۰
کاربر 6897749
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۸

بسیار عالی بود، نویسنده انقدر دقیق و زیبا صحنه ها رو توصیف کرده بودند که گویی در حال تماشای فیلم هستم.حظ کردم

۰
محمدحسین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۵

با این‌که با بیش‌تر اشعار و افکار مرحوم عشقی قرابت فکری چندانی ندارم؛ این کتاب را خیلی دوست داشتم. خلق شخصیت‌ها در فضای تاریخ معاصر ایران و تهران، و نحوه‌ی تعاملات و گفتگوهایشان بسیار جذاب بود. احاطه‌ی نویسنده بر فضای...بیشتر

۰
بهناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۱

خیلی جالب و زیبا بود متن روانی داشت فقط مشخص نیس چه قسمت هایی واقعی نیس و ساخته و پرداخته ذهن نویسنده اس از روی این نوشته میشه فیلم ساخت.

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهجان
۲۶
«رنج اگر معنایی به زندگی انسان ندهد، ویران می‌کند.»
سپیده اسکندری
۱۳
این تاوان دانستن است. هر چه بیش‌تر بدانی بیش‌تر رنج می‌کشی.
روژینا
۱۱
نگو که غنچه چرا چاک‌چاک و دل‌خون است که این نمایشی از زخم قلب مجنون است
روژینا
۸
می‌خواهی افسار دستت باشد باید سفت بزنی. دنیا دستِ کسانی است که محکم‌تر می‌زنند.
theonlylizzy
۷
مرگ است که به زمان ارزش می‌دهد. زمان را جدی بگیر.
Heranosh
۵
به هیچ قیمتی حاضر نیست پیله‌ای را که به دورِ خود تنیده باز کند، زیرا دیگر امیدی به هیچ‌چیز، به هیچ انسانی ندارد.
Zahra ghasemi🕊
۴
تمام این سال‌ها با نوشتن زنده مانده‌ام، وگرنه تفاوتی با مُرده‌ها نداشتم.
Anahita
۴
بیایند جانت را بگیرند بهتر از این جان کندنِ هرروزه است.
theonlylizzy
۴
مرگ یک‌بار و شیون… چرا باید شیون کند برای مرگی که هنوز نیامده؟ تازه چه حاصل از این شب‌وروز مکرر؟ اصلاً به امیدِ چه زنده‌ای؟ دنیا با بعضی‌ها سرِ ناسازگاری دارد. تو هم که میانهٔ چندان خوبی با این دنیا و آدم‌هایش نداری. حسرتِ چه چیز را می‌خوری؟ بیست سی سال دیگر هم همین خواهد بود. ناله نکن. برو و بمیر قبل از آن‌که کسی بخواهد تو را سربه‌نیست کند. جرئتش را داری که رشتهٔ زندگی را به دست خود قطع کنی؟
Zahra ghasemi🕊
۳
بیخود نیست این پول‌دارها به بهشت و جهنم کاری ندارند. پیشاپیش بهشت را برای خودشان خریده‌اند…