معرفی و دانلود کتاب یادت نرود که... + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب یادت نرود که...

کتاب یادت نرود که...

نوع کتاب
۳.۶(از ۵۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
یاسمن خلیلی فرد
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب یادت نرود که...

کتاب«یادت نرود که» اولین رمان یاسمن خلیلی فرد، نویسنده جوان ایرانی است.

کیوان کامیاب که پانزده سال پیش از ایران به پاریس رفته حالا به کشورش بازگشته است. دوست قدیمی کیوان، دکتر فرامرزی برای استقبال او به فرودگاه می‌رود. در طول راه فرامرزی از همه آشناها و فامیل‌ها حرف می‌زند اما کیوان خواهان شنیدن درباره یک نفر است. فروغ شکیبا عشقی قدیمی که با او خاطره‌ها دارد. کیوان، سال‌ها فروغ را دوست داشته است اما هربار فروغ دست رد بر عشقش زده است. این عشق یک‌طرفه برای کیوان زمانی همۀ زندگی او شده بود و هنوز هم زبانه‌های آتش این عشق از پس خاکستر سال‌ها زندگی و جدا بودن از فضایی که فروغ در آن زندگی کرده است، شعله‌ور است. کیوان آرزو دارد فروغ را ببیند، غافل از این که زندگی او هم دستخوش تحولات زیادی شده است:

«به عکس خیره شد. تاریخ آن را نمی دانست اما هر دویشان خیلی جوان بودند. فروغ پیراهن بلند آبی کدر پوشیده بود و یک گل قاصدک گذاشته بود پشت گوشش و لبخند ملایمی می زد. کیوان آن روزها خود را خوشبخت ترین مرد دنیا می دانست. هیچ گاه تا آن حد عاشق نشده بود. یک بار لادن گفته بود: «عشق هم حد و اندازه ای دارد.» و کیوان جواب داده بود: «اگر هم حد و اندازه ای داشته باشد عشق من به فروغ بیشترین حد آن است.» نشست روی زمین. با آن که مش رجب می گفت از چند روز پیش شوفاژها را روشن کرده احساس سرما می کرد. پالتو را به خود چسباند.

چرا فرامرزی و بقیه سکوتشان را نمی شکستند؟ یعنی فروغ کجا بود؟ کجا باید سراغش را می گرفت؟»

رمان به شیوه دانای کل روایت می‌شود و یاسمن خلیلی فرد در یک داستان نوستالژیک که بسیار قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم را دارد، زندگی کیوان و زندگی اطرافیان تاثیرگذاری که در زندگی او سرک می‌کشند را به تصویرمی‌کشد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یادت نرود که... و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:یادت نرود که...
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:یاسمن خلیلی فرد
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۸/۱۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۶۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۴۰۵۳۶۹
تعداد صفحه‌ها:۵۸۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۹۰۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی یادت نرود که...

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

fatemeh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۲

اول از همه به کسانی که کتاب های غمگین و پایان تلخ دوست ندارند این کتاب رو اصلا پیشنهاد نمی کنم. قلم نویسنده خوب بود. موضوع خوبی رو هم انتخاب کرده و دور از کلیشه بود. از نقاط ضعف می تونم به...بیشتر

۰
نیتا
۱۳۹۹/۰۸/۰۵

داستان عشقی قدیمی که دوبازه زنده می شود. با وجود روان بودن متن و قلم قوی نویسنده، من کتاب رو دوست نداشتم. به نظرم شخصیتهای میانسال داستان، رفتاری در حد دانش اموز دبیرستانی داشتند. مخصوصا کلیات داستان و شخصیتها بسیار...بیشتر

۰
کاربر 4691014
۱۴۰۴/۰۹/۳۰

هم صوتیش رو شنیده‌ام هم کاغذیشو خوانده‌ام. در یک کلام عالیست. یک تراژدی زیبا و روان از جنس زندگی

۰
هدیه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۹

این داستان روایتگر عشقِ حقیقیِ قدیمی ایه که جاودانه شد و با وجود اینکه زندگی هر دوی اونها از هم جدا شده بود ، اما هیچ کسی و هیچ چیزی نتونست جای عشقِ عمیق ِ بینشونو در قلبِ اون دو...بیشتر

۰
مثل آب برای شکلات
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

خوشخوان، روان و مملو از لحظات اشک و لبخند و تأمل … راجع به این کتاب باید بگم که ذهن مخاطب رو درگیر داستان میکنه،نویسنده در موقعیت های مختلف خیلی هوشمندانه از کلمات و دیالوگ‌ها استفاده کرده،نوشته خیلی روان بود و...بیشتر

۰
کاربر 10785916
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

وقتی میخوندمش تک‌تک رویدادها مثل یک فیلم سینمایی جلوی چشمانم نقش بست … چرا از این رمان زیبا، دلنواز و تلخ فیلمی ساخته نمی شود؟

۰
کاربر 10445031
۱۴۰۵/۰۱/۰۸

این کتاب رو هدیه گرفتم و اگر با خودم بود هیچ وقت نمی خریدمش چون معمولا از کتابهای پرفروش یا آنهایی که تبلیغات زیادی دارند نتیجه خوبی نگرفتم و برعکس بوده. اما با شروع کتاب، دیگه نتونستم زمین بگذارمش. در...بیشتر

۰
کاربر 10424816
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

این کتاب عاشقانه و زیبا را نشر چشمه منتشر کرده و جلدش هم تغییر کرده [من ورژن چاپی رو خوندم] به زعم من کتابهای بعدی این نویسنده خیلی پیشرفت داشتن ولی خواندن این کتاب جذاب حال و هوای خوبی داشت و...بیشتر

۰
کاربر طاقچه
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

کتاب را تمام کردم. عالی بود. ساده‌ترین روز مرگی‌ها و اتفاقاتی که ممکن هست بیفته رو با قلمی بسیار زیبا و ادبی نوشته بود قبلا این از روزمرگی نوشتن رو با زویا پیرزاد تجربه کرده بودم ولی این قلم و...بیشتر

۰
کاربر 22058089
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

کتابی شیرین، دل‌نشین و متنی پرکشش که بسیار هم احساسات برانگیز است. واقعا پیشنهاد میشود

۰
setarehariri
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

با هر سطر این داستان گریه کردم بسیار با احساس نوشته شده بود 😢

۰
کاربر 11780746
۱۴۰۵/۰۲/۱۲

من این کتاب بیادماندنی رو در همون روزهای نخست چاپش در سال ۹۵ خوندم و هرگز احساسی که بعد از خوندنش بهم دست دادو فراموش نمی‌کنم عالی بود. کتاب زیبای ایرانی مملو از احساس و تلخیهایی که کاملاً ملموس بودن خیلیا از...بیشتر

۰
کاربر 4870287
۱۴۰۵/۰۲/۰۷

کتابی خواندنی با روایتی شیرین و تلخ و جالب و شیوا از زندگی فروغ و کیوان❤️

۰
کاربر 9244554
۱۴۰۳/۱۱/۱۶

عالی بود

۰
الهام بانوو
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۷/۱۵

اگه بنفش مایل به لیمویی رو بخونین و بعد اینو بخونین متوجه میشین که کتابای نویسنده تقریبا یه مدل حرف برای گفتن داره یه اکیپ دوستان قدیمی که اغلب باسوادنو تو دانشگاه باهم دوست شدن کسی عاشق کس دیگه و الی آخر داستانش جذابیت...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۲۰
ای کاش انسان ها می توانستند به جای بیست سالگی در چهل سالگی برای زندگی شان تصمیم بگیرند.
fatemeh
۱۰
فکری که ناراحت باشد بهترین جای دنیا هم ناراحت است.
سپیده
۷
وارد خیابان ولی عصر شدند. خیابان مورد علاقه اش. خیابان خاطرات. خیابان پیاده روی های طولانی و رستوران های به یادماندنی. درخت ها لُخت بودند. برگ چنارها ریخته بود. کناره های جوی های آب یخ زده بود.
سپیده
۷
«خوشم می آید خدا برایت از زمین و آسمان سوژه می فرستد. این هم از سورپرایز امشب.»
fatemeh
۷
گاهی آدم ها بزرگ ترین ضربه ها را از عزیزترین موجودات زندگی شان می خورند
fatemeh
۶
«اگر بخواهی همیشه همه را راضی نگه داری آن وقت خودت هیچ وقت طعم رضایت را نمی چشی.»
fatemeh
۶
گاهی غصه از قلب می آمد و می رسید به گلو و درست در وسط گلوی آدم گیر می کرد. در چنین مواقعی نفس آدم بند می آمد، به هر دری می زد تا نفسش باز شود اما نمی شد. غم همان جا می ماند. می ماند و جا خوش می کرد.
سپیده
۵
تهران بزرگ و درندشت شده بود با ساختمان های بلند و بزرگراه های پیچ در پیچ. فکر کرد: «فرامرزی چه طور همه ی خروجی ها را درست می رود؟!»
n re
۵
گاهی به نفع آدم است که از خاطرات گذشته فرار کند.»
نیتا
۵
گاهی آدم ها بزرگ ترین ضربه ها را از عزیزترین موجودات زندگی شان می خورند.