با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تابستان در بادن‌بادن

دانلود و خرید کتاب تابستان در بادن‌بادن

۴٫۵ از ۲ نظر
۴٫۵ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب تابستان در بادن‌بادن  نوشته  بابک مظلومی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب تابستان در بادن‌بادن

«تابستان در بادن‌بادن» رمانی نوشته لئونید تسیپکین نویسنده روس است. او در ۱۹۲۶ در مینسک شوروی سابق متولد شد. کار اصلی تسیپکین پزشکی بود اما وقت آزاد خود را صرف ادبیات می‌کرد. آثار او در دوره اختناق شوروی هیچ‌گاه روی چاپ به خود ندید و پس از مرگش به چاپ رسید. داستان«تابستان در بادن‌بادن» درباره عشق تسیپکین به نویسنده بزرگ روسیه، فئودور داستایوفسکی است و دو روایت موازی دارد. یکی در شوروی ۱۹۶۰ رخ می‌دهد که لئونید تسیپکین با قطار عازم لنینگراد است تا همچون همیشه به دیدار مکان‌های زندگی و فعالیت داستایوفسکی برود و دیگری در سال ۱۸۶۷ که در آن فئودور که به تازگی با آنا گریگوریونا ازدواج کرده و به آلمان می‌رود. شور ویرانگر داستایوفسکی به قمار و دلبستگی‌اش به ادبیات با عشق سراسر گذشت و فداکاری همسرش قرین می‌شود، عشقی که با عشق تسیپکین به مرادش داستایوفسکی قابل مقایسه است: «حومه‌ی آشنای بادن‌بادن با خانه‌ها و کلبه‌های روستایی‌اش، به آهستگی، از کنار پنجره عبور می‌کرد ولی فدیا، همچنان با همان توجه مسحورانه، صورت زن را که سرْ روی شانه‌ی او خوابش برده بود، وارسی می‌کرد و لحظه‌ای اندیشید که پیشانی و گونه‌های آنا، دوباره، به همان رنگ‌پریدگی سالن تیراندازی می‌شود ـ آرام و موزون نفس می‌کشید ـ اما، البته! اکنون همسرش خواب بیشتری لازم داشت و رنگ‌پریدگی‌اش، احتمالاً، به خاطر میشا یا سونیای آینده بود! ـ چطور پیش‌تر به این فکر نیفتاده بود؟ ـ و فدیا سر همسرش را نوازش و او را بیدار کرد و زن هم مثل کودکانی که تازه از خواب بیدارشان کرده‌اند، به فدیا زل زده بود ـ مرد به همسرش گفت: « داریم می‌رسیم » ـ و آن سوی پنجره‌ی واگن، آنیا می‌توانست کوهی سر به فلک‌کشیده و سبز و خرم با خانه‌های سفید و آجرهای قرمز ببیند ـ و در گوشه و کنار، برج‌های گوتیک کلیساها و بر فراز همه چیزْ آسمان آبی پررنگ با ابرهای پف‌آلود که در پهنه‌ی آن شناور بود ـ آنا گریگوریونا شهر را درست همان طور که بود، تصور کرده بود، اما می‌بایست آماده می‌شد تا از قطار پیاده شوند و بار و بندیلشان را ببندند.»
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۳/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۹۰۶-۱۶-۵
تعداد صفحات۲۲۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۳/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۹۰۶-۱۶-۵