معرفی و دانلود کتاب احتمالاً گم شده‌ام + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب احتمالاً گم شده‌ام
off
٪۵۰

کتاب احتمالاً گم شده‌ام

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۰۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سارا سالار
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب احتمالاً گم شده‌ام

«احتمالا گم شده‌ام» نخستین رمان «سارا سالار» و برنده‌ی جایزه‌ی گلشیری است.

احتمالا گم شده‌ام اینگونه تمام می‌شود: «من با یک روح عشق‌‌بازی می‌کنم...»

داستان از زبان زنی روایت می‌شود که در طول یک روز، میان خیال و واقعیت در رفت‌و‌آمد است. او در خلال آشفتگی‌های ذهنی‌اش با یادآوری خاطرات‌، رویدادهای چشمگیر زندگی‌‌اش را بازمی‌گوید.

سارا سالار، روایتی متفاوت از زندگی زنی را به تصویر می‌کشد که بیشترین دغدغه‌اش رابطه‌ با دختری به نام گندم است. این موضوع در طول داستان مخاطب را به نقطه‌ایی می‌رساند که احتمال می‌دهد گندم و راوی یکی شده یا یکی باشند.

درباره سارا سالار

سارا سالار نویسنده، مترجم و متولد زاهدان، نوشتن را با داستان کوتاه آغاز کرد. شهرت او در نویسندگی با نگارش رمان «احتمالاً گم شده‌ام» شکل گرفت، کتابی که جایزه‌ی ادبی هوشنگ گلشیری را دریافت کرد. او همچنین در کنار نویسندگی، به ترجمه‌ی آثار ادبی نیز می‌پردازد. سارا سالار در سال ۱۳۷۲ با سروش صحت، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون، ازدواج کرده است. حاصل این زندگی مشترک، فرزندی به نام سورنا است که در سال ۱۳۸۰ به دنیا آمد.

بیوگرافی سارا سالار را در صفحه این نویسنده می‌توانید بخوانید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب احتمالاً گم شده‌ام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:احتمالاً گم شده‌ام
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:سارا سالار
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۹۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۵۴۲-۹
تعداد صفحه‌ها:۱۴۳ صفحه
قیمت کتاب:۴۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۸/۱۰/۲۵

کتاب ۲۱۰ کتابخانه همگانی، کتاب جالب و متفاوتی بود. راوی داستان بعد از ۳۵ سال هنوز در گذشته گیر کرده و داره باهاش زندگی می کنه. پی نوشت : کاش میشد به گذشته فکر نکرد !!!!!!

۲۰
نیتا
۱۳۹۸/۰۱/۱۹

به نسبت خیلی از رمان های ایرانی، این کتاب در جایگاه بسیار بالاتری قرار داره. نحوه نگارش و داستان پردازی کتاب اونقدر برای من جذاب بود که کل کتاب رو در یک شب خوندم. امیدوارم بخوانید و لذت ببرید.

۰
bahareh zolfaghar
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۴

دوستش داشتم قلم روا و زیبا ولی کلیت داستان گنگ بود و نتیجه گیری نتونستم بکنم

۱
الناز
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

متن داستان اونقدری کشش داشت که بخوام زودتر تا تهش رو بخونم ولی واقعا تا آخرش نفهمیدم بالاخره گندم واقعی بود یا تخیلی! خود راوی بود یا واقعا دوستش بود! هرجا میخواستم در این مورد به قطعیت برسم یه جمله...بیشتر

۴
Mahi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۷

/اسپویل/ کتاب رو همین الان تموم کردم و می خواستم نظرمو بنویسم و بگم چقدر کتاب نامفهوم و گنگی بود و چیز خاصی هم نداشت بجز در گیری های ذهنی و احساسات راوی داستان اما چشمم خورد به نظر یکی از...بیشتر

۱
i._.shayan
۱۳۹۷/۰۶/۰۳

خدا رو شکر بالاخره کتاب های نشر چشمه دوباره دارن میان طاقچه که بشه زیرشون نظر گذاشت چون من معمولا کتابا رو چاپی میخرم و از طاقچه بیشتر برای نظر گذاشتن استفاده میکنم این کتاب هم تو برنامه خوندنم در یک...بیشتر

۴
باران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۴

بنظرم کاراکتر گندم، خود دیگر راوی بود. خودی که بلحاظ خانوادگی و منزلت اجتماعی و شرایط اقتصادی، رویای راوی بود و بلحاظ خصوصیات ظاهری و اخلاقی شخصیت سرکوب شده ی راوی بود. در شهر کوچکی مثل زاهدان با تمام گره...بیشتر

۰
نگین
۱۳۹۷/۰۹/۰۱

این کتاب تکه گمشده من بود تا وقتی که خوندم و پیداش کردم وقتی خوندم خیلی شوکه شدم . خیلی شخصیت هامون شبیه هم بود . خیلی درگیری های ذهنی مشابهی داشتیم خود خواهرم شخصا سه بار خونددددد

۰
زهرا۵۸
۱۳۹۸/۰۶/۲۱

داستان درگیریهای ذهنی و سر و صداهای درونی بود

۰
حسینی
۱۳۹۸/۱۱/۱۰

نویسنده قلم جالبی داره ولی موضوع یک زن روان پریش میتونه بهتر کار بشه که گره های ذهن خواننده هم باز بشه

۰
mahnaz57
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۷

عالی بود. ساده روان و پر از مفهوم. ممنون از نویسنده

۰
solmaz
۱۴۰۰/۰۳/۲۹

آیا گندم همان بُعد آزاد و رهای راوی است که به دنبال خود گمشده‌اش می‌گردد یا گندم واقعا دوست گذشته‌های اوست که خاطراتش به ذهن راوی هجوم آورده است؟ شخصا با نظریه اول کتاب رو به پایان رسوندم داستانی خوش‌خوان و جالب

۰
کاربر ۲۲۹۴۸۸۲
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

من از خوندنش لذت بردم.و من رو یاد خودم انداخت.نقش مهم کودک درون و ناخودآگاهی که از خاطرات بچگی و اتفاقات دوران کودکی روی زندگی ما اثرگذاره رو میشه کاملا در این کتاب دید.انگار که زندگی ما آدمها رو اتفاقات...بیشتر

۰
Dark Lady
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۱

یک روز از زندگی زنی سی و پنج ساله بیشتر همراه ذهنش میشیم و مدام بین گذشته و حال حرکت می کنیم کند و کاوی که راوی بی نام تو ذهنش داره، چالش هاش با خودش و دوستی به اسم گندم تکرار مدام...بیشتر

۰
نسترن
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۵

این کتاب داستانی از زبان یک خانم بیان میشه و از تصادف ایشون شروع میشه ،به نظر من از نظر پیوستگی و جذابیت ضعیف بود ،هیچ چیز خاصی نداشت ،به کسی مطالعه شو پیشنهاد نمیکنم

۰

بریده‌هایی از کتاب

بابونه
۷۲
من به گذشته فکر می‌کنم و می‌دانم نباید به گذشته فکر کنم و باز هم به گذشته فکر می‌کنم.
زهرا۵۸
۴۱
لازم نیست فرزندی به‌دنیا بیاوری تا احساس مادری کنی، به‌هر حال وقتی زنی، فی‌النفسه مادری...
تئاتر
۲۱
خودم بهم می‌گوید: «شاید در این لحظه مهم‌ترین چیز روی کرهٔ زمین من باشد.»
Mahi
۲۰
«فکر، فکر، فکر، همیشه فکر یک چیز بیشتر از خود آن چیز آزارم می‌دهد.
دردونه
۱۸
فکر می‌کنم انگار خسته‌ام، انگار این خستگی مال امروز و دیروز نیست، انگار این خستگی مال امسال و پارسال نیست...
aware consciousness
۱۴
توی دلم می‌گویم تغییر می‌دهم، تغییر می‌دهم، حتا اگر این تغییر هم تقدیر باشد.
Zahra_HA
۱۴
زن‌ها وقتی می‌فهمند دارند پیر می‌شوند که زن‌های جوان‌تر از خودشان را می‌بینند.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۱۳
یک‌هو می‌ایستم، و زل می‌زنم به خودم توی آن آینهٔ فلان‌فلان‌شده، و زل می‌زنم به این آدمی که گم شده است، گم شده است توی آن آسمان سیاه پرستاره...
Zahra_HA
۱۳
فکر می‌کنم کاش می‌شد گذشته را با یک نفس عمیق قورت داد و برای همیشه خوردش...
ن. عادل
۱۱
دست‌های کوچکش را حلقه می‌کند دور گردنم، سرم را فرو می‌کنم توی گودی گردنش، بوی جان می‌دهد...